ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

متن مورد نظر برای جستجو را وارد کنید :        

۞ المقالة العاشرة   پسر گفتش گرت از جاه عارست
۞ جواب پدر   پدر گفتش درين شوريده زندان
۞ (۱) حکایت سلطان سنجر با عبّاسۀ طوسی   مگر يک روز سنجر شاه عالي
۞ (۲) مناجات موسی با حق تعالی ودر خواستن او یکی از اولیا   بحق گفتا کليم عالم آراي
۞ (۳) حکایت درحال ارواح پیش از آفریدن اجسام   چنين گفتند کان مدت که ارواح
۞ (۴) حکایت زنان پیغامبر   زنان مصطفي يک روز با هم
۞ (۵) حکایت رابعه رحمها الله   مگر چون رابعه صاحب مقامي
۞ (۶) حکایت بهلول   مگر شوريده دل بهلول بغداد
۞ (۷) حکایت لیث بوسنجه   برون شد ليث بوسنجه به بازار
۞ (۸) حکایت موسی و مرد عابد   يکي عابد نياسودي ز طاعت
۞ (۹) حکایت پیر بخاری و مخنث   يکي پيري بخاري بود در راه
۞ (۱۰) حکایت غزالی و ملحد   بغزّالي مگر گفتند جمعي
۞ (۱۱) حکایت دعاگوی و دیوانه   دعا مي‌کرد آن دانننده? دين
۞ (۱۲) حکایت دیوانه که می‬گریست   يکي ديوانه بودي بر سر راه
۞ (۱۳) مناجاة دیوانه با حق تعالی   بصحرا در يکي ديوانه بودي
۞ (۱۴) گفتار شیخ در درآمدن دولت   به شيخي گفت مردي کاي نکوکار

1




بازدید امروز : 5,400 | بازدید دیروز : 14,363 | بازدید کل : 113,399,715
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی