ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : شبی نه مثل شب های دگر/ گزارشی از لیله القدر شب استاد محمد یونس جعفری
۞ :: اختصاصی : اولین نشست ماهانه شاعران پارسی زبان با عنوان "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : نخستین ضیافت همزبانی با گرامیداشت یاد و خاطره استاد حسین آهی با حضور شاعران پارسی زبان برگزار می‌شود.
۞ :: اختصاصی : بخش دوم گفتگوی اختصاصی سایت شاعران پارسی زبان با دکتر سید نقی عباس (کیفی) پیرامون وضعیت نسخ خطی و نسخه‌پٰژوهی
۞ :: اختصاصی : شب حسین آهی در گروه بین‌المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: خاطرات علیرضا قزوه از «مرحوم حسین آهی» در یک شعر
۞ :: اختصاصی : گفتگوی اختصاصی سایت شاعران پارسی زبان با « آنا برزینا» شاعر و استاد دانشگاه زبان فارسی در روسیه
۞ :: اختصاصی : شب دهرمیندرنات از سری برنامه‌های گروه بین المللی هندیران
۞ :: نوسروده علیرضا قزوه برای حسین آهی
۞ :: اختصاصی : گروه بین‌المللی هندیران: انتقاد از نحوه انتشار تنها مجله فارسی در هند
۞ :: اختصاصی : غزلی از مرحوم حسین آهی
۞ :: اختصاصی : استادحسین آهی شاعر و پژوهشگر درگذشت.
۞ :: اختصاصی : شب استاد دکتر ظهیر احمد صدیقی در گروه بین‌المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : گفتگوی سایت شاعران پارسی زبان با دکتر نقی عباس «کیفی»، شاعر و استاد دانشگاه
۞ :: تازه‌ترین سروده شاعر هندی در مدح امام علی(ع): «ز قدسیان بشنیدم، علی ولی‌الله»
۞ :: اختصاصی : تمدید مهلت ارسال اثر دومين دوره مسابقه شعر حماسه گوهرشاد
۞ :: دورهمی شاعران پارسی در «ضیافت هم‌زبانی»
۞ :: اختصاصی : شب استاد دکتر غلامعلی حداد عادل در گروه بین‌المللی هندیران در واتساپ برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : استاد امیر برزگر خراسانی درگذشت
۞ :: اختصاصی : برگزاری شب استاد عابدی در گروه بین المللی هندیران

Share
شب استاد دکتر غلامعلی حداد عادل از سری برنامه‌های مجازی گروه بین‌المللی هندیران در واتساپ برگزار شد.

شب استاد دکتر غلامعلی حداد عادل جمعه ۲۹ام تیرماه مصادف با ۲۰ جولای ۲۰۱۹ ساعت ۲۲ شب به وقت ایران توسط گروه بین المللی هندیران در واتساپ برگزار شد.

 در این برنامه اساتید، شاعران، پژوهشگرانی از کشورهای ایران، هند، پاکستان، افغانستان، تاجیکستان، روسیه و سوریه حضور داشتند.
این برنامه با سلام و خوش‌آمد گویی دکتر علیرضا قزوه شروع شد و دکتر مهدی باقر نیز در ادامه برای اجرای برنامه به ایشان ملحق شدند. سپس دکتر حدادعادل نیز به گفتگو پیوستند.

ایشان ضمن سلام و تشکر دقایقی در رابطه با زبان فارسی برای حاضرین صحبت کردند: «بنده معتقدم روح هندی با زبان و ادبیات فارسی تناسب و سازگاری دارد و هندی ها در طول هزار سال گذشته حرف دلشان را به زبان فارسی زده اند و ایرانیان نیز با زبان فارسی حرف دل خود را به گوش هندی‌ها رسانده‌اند. من معتقدم اسلام سوار بر اسب فارسی و نه اسب تازی هند را فتح کرد. وقتی صحبت از هند می کنم منطور هند کنونی، پاکستان و بنگلادش است. همانطور که استعمار انگلیس ملت بزرگ هند را از استقلال محروم کرد. زبان انگلیسی را هم جانشین زبان فارسی در هند کرد. بعید نیست امروز برای افغانستان هم چنین نقشه ای کشیده باشند. امروز که ایران و هند در کنار یکدیگرند باید به چراغ فارسی مدد ببخشیم.»

ایشان همچنین ادامه داد: «فضای مجازی امروز بخش مهمی از واقعیت زندگی همه مردم دنیا شده است. ما هم در نظر داریم با استفاده از فضای مجازی به فارسی آموزی در سراسر جهان کمک کنیم. در سال های اخیر که بنیاد سعدی برای آموزش زبان فارسی در خارج از ایران تاسیس شده است، ما سرمایه گذاری و صرف وقت خوبی از حیث فضای مجازی کرده‌ایم و بخشی از نتایج ما هم‌اکنون در حال استفاده ست و بخش دیگری نیز درآینده قابل استفاده خواهد بود. که فکر می کنم فضای مجازی در کنار بعضی اشکالات از حیث ارتباط ما با فارسی دوستان خارج از ایران نعمتی است که امیدوارم به خوبی از آن استفاده کنیم.»

همچنین مهمان برنامه جنای آقای دکتر حداد عادل یکی از تازه‌ترین سروده‌های خود را با عنوان «از چراغی دور دست» برای حاضرین برنامه قرائت کرد:

کورسویی هست با من از چراغی دوردست
پیش پایم کوره راهی سوی باغی دوردست
در سرم شوری، هوایی، همتی، اندیشه‌ای
در دلم زخمی نشان درد و داغی دوردست
تا نوای بلبلی در باغ می‌آید به گوش
گو برآید یا نیاید بانگ زاغی دور دست
گر اجاقی شعله ای بر من نمی بخشد چه غم؟
آتشی در سینه دارم از چراغی دوردست
می روم، امیدوارم عاقبت پیدا کنم
ساحلی، آرامشی، امنی فراقی دوردست
گم نخواهم کرد راه خانه ی معشوق را
کوچه ای، کویی، خیابانی سراغی دوردست
 
دکتربلقیس حسینی، دکتر شکراللهی، دکتر پالیزدار، مصطفی محدثی خراسانی، دکتر نغمه مستشار نظامی، دکترنقی عباس، دکتر عزیز مهدی، دکتر آنا برزینا، دکتر کلیم اصغر، دکتر جهانگیر اقبال، دکتر بلرام شکلا، دکتر اکبرشاه، دکتر کمیل قزلباش، سید حسن مبارز، دکتر عزیز آذین فرد، دکتر زین‌العبا، دکتر زهره ضیا، دکتر فلیجه کاظمی، دکتر آصی، محمد حسین انصاری نژاد، احمد شهریار، ‌حسینی باغسنگانی، حسن مهدی، علی امام، علی اصغرالحیدری، اسدالله اسد، وحیده افضلی، مرضیه فرمانی، ایرج فرجی در این برنامه حضور داشتند که سوالاتی را مطرح کردند، عکس‌هایی را از مهمان برنامه به اشتراک گذاشتند و شعرهایی را از خود منتشر کردند.

شعرهایی که در استقبال از دکتر حدادعادل منتشر کردند:

به هرسو می‌کشم بر دوش، نعشِ اشتباهم را
همین بارِ امانت را، همین بارِ گناهم را
.
هزاران‌دشت، خورشیدِ قیامت بود در راهم
حنا بسته‌ست اینجا آبله پای نگاهم را
.
نرفت از روی عالم لکه‌ی فریاد مظلومان
مگر با خون بشویند از دلِ آیینه آهم را
.
اگر امکانِ جنگِ تازه‌ای دیدم سرِمویی
چنان خوابی شکستم چینیِ فتحِ سپاهم را
.
حبابم، یک سر از دریا بلند و شهریارِ خویش
بگو دریا به موجی بشکند طرفِ کلاهم را
.
احمد شهریار- پاکستان
 
 
به حیرت اند معاصی ز پارسایی ما
زچشم کم نتوان دید پیشوایی ما
 
ره درست کدام است  کاش می گفتند
به مقصدی نرسید این شکسته پایی ما
 
خلاف بانگ هوی "نعره انا" کافی ست
چه حاصلی ست از این دعوی خدایی ما
 
میان این همه دار و شهادت-و مردن
کجاست عاقبت و مقصد نهایی ما
 
چرا نوای سحرها--به آسمان نرسد؟
خبر نیآمده جز تحبس الدعایی ما
 
قنوت و سجده ما--نذر معصیت شده ست
تحملش نکند تاب بارسایی ما
 
خدا چه سان به سراغت رسند اهل خضوع؟
که نارسایی ما ماند و بینوایی ما
علی‌اصغر الحیدری – هند
 
 
باران تند ِ «دوستت دارم»
هی می‌زند بر شیشه‌های ما
هی آب می‌گیرند و می‌بالند
در زیر باران ریشه‌های ما
ما ریشه‌های محکمی داریم
خواب تبر را قطع خواهد کرد
آن غیرت سبزی که می‌روید
 زیر گلوی تیشه‌های ما
تاریخ، ما را می‌شناسد... ما
با کوچه‌های سرخ مشهوریم
خالی نخواهد بود یک لحظه
 از شیر شرزه بیشه‌های ما
هرکس نمی‌داند بداند، عشق...
از برکت دستان ما سبز است
از برکت چشمان محجوب و
آرامِ عاشق‌پیشه‌های ما
ما جمله مجنونیم و لیلا هم
دیدیم بس پایین و بالا هم
اما نمی‌پاشد ز هم هرگز
شیرازۀ اندیشه‌های ما
ما جملۀ «او خواهد آمد» را
بسیار می‌گوییم و می‌دانیم
این جمله را باران نخواهد شست
از آبروی گیشه‌های ما
وحیده افضلی
 
 
دراین نارنج زار از برگ برگ آواز می آید
صداها از کدامین سمت چشم انداز می آید؟
 
مسافر چشم بر بی تابی نارنج ها دارد
که غرق حیرت اینجا ازشب شیرازمی آید
 
ورق های گلستان را رها در باد می بیند
که سعدی باقدم رفته ست و باسر، بازمی آید
 
فقیه ومحتسب باحافظ آیا دست برجامند؟
واین شوردگرگون درکدامین سازمی آید
 
شب امشب بال دربال ملایک می روم بالا
شب امشب شورمن درپرده ی شهنازمی آید
 
دلش تعویذ من ازچشم زخم آسمان کافی ست
کماندار فلک هرچند ،تیرانداز می آید
 
ازاین شطرنج بازان هم بخاری برنمی خیزد
به لطفش باچراغ این آخرین سربازمی آید
 
خروش باده نوشانش کجایم می برد امشب
که درگوشم صدای حافظ شیرازمی آید
 
 
شب است وچشم برگلدسته شعری تازه می خواند
سرسجاده چشمش قافیه پرداز می آید
 
سرودم مست مست این بیت های ارتجالی را
سفرنامه ست ازآن دیدار وباایجاز می آید
 
محمد حسین انصاری نژاد
 
شب قدر!
چه شبی!
زندانی روشن
با ماهی در چاه
و ستاره‌هایی بر روزن چشم
چشمی درخشند
من مات و مبهوت
آیا در زندان را گشوده‌اند
تا بیرون روم؟
نه !
تنها حلقه‌های زنجیر درازتر شده است
 
چشمانم خیره
نه جای ماندن نه پای رفتن
می افتم دوباره
 در گودال زندگی
 
در هوای روشن
 با دو کوزه آب شور و نمکین
دکتر بلقیس حسینی – هند
 
سخت است قلم باشی و دلتنگ نباشی
با تیغ مدارا کنی و سنگ نباشی
 
 
سخت است دلت را بتراشند و بخندی
هی با تو بجنگند و تو در جنگ نباشی
 
 
از درد دل شاعر عاشق بنویسی
با مردم صد رنگ هماهنگ نباشی
 
 
مانند قلم تکیه به یک پا کنی اما
هنگام رسیدن به خودت لنگ نباشی
 
 
سخت است بدانی و لب از لب نگشایی
سخت است خودت باشی و بی رنگ نباشی
#
وقتی که قلم داد به من حضرت استاد
فرمود خدا خواسته دلتنگ نباشی
 
نغمه مستشارنظامی
 
دلخوش به شعر بودم و جا ماندم از خودم
تا اینکه دور دور شدم کم کم از خودم
در آینه چه دیده ام این سال ها به جز
تصویر تار و تیره تر و مبهم از خودم
پای تو جان گذاشتم و دل گذاشتم
تا اینکه ساختم غزلی محکم از خودم
هر بیت درد بودی و ویرانه تر شدم
بم ساختم به واسطه ی این غم از خودم
محکم بزن... دوباره بزن... بی هوا بزن...
زخمی اگر که از تو رسد مرهم از خودم
تنها به جز عذاب چه آورده ام به دست؟
هربار می نویسم و می پرسم از خودم
در بیت آخر غزل ای شعر بی گمان
هم از تو دست می کشم آخر هم از خودم
مرضیه فرمانی
 
لطفی کن و خورشیدِ درخشان برسان، بخت!
ما را چو غباری به سواران برسان، بخت!
 
ایمانِ ریایی اگرم هست، به کفر آر
کفری اگرم هست، به ایمان برسان، بخت!
 
از طرّهٔ آن یار، روا دار نسیمی
یک شمّه ز انفاسِ بهاران برسان، بخت!
 
تا کی غمِ ناکامی و بی‌جامی و خامی؟
یک قطرهٔ می از لبِ جانان برسان، بخت!
 
دل‌تنگیِ دیدار، عجب آفتِ جان است!
پیکی به من از محفلِ یاران برسان، بخت!
 
نیکوست هر آن چیز که آید به کف از دوست
اندک برسان، بخت! فراوان برسان، بخت!
 نقی عباس – هند
 
سکوت، مرثیه خوان است و صبر، حیران است
 میان این همه لبخند، شهر، ویران است
 
مگر به مهر تو سامان دهم به خیمه ی جان
 که حال و روز دلم سخت نا به سامان است
 
تمام شادی و غم، بی تو فکر بیهوده ست
 وصال و هجر تو مصداق درد و درمان است
 
چه شد کرامت انسان! کجاست غیرت مرد!
بشر هنوز گرفتار تکّه ی نان است
 
من خراب! زتوفیق شوق، محرومم
 که شغل رندی و مستی برای خوبان است
 
میان این همه مخلوق در زمین و هوا
غریب تر زهمه ای دریغ انسان است
 
ز لطف شعر خوش پارسی که ریشه ماست
چه روزهای خوشی بین هند و ایران است
مهدی باقر خان – هند 
تاریخ ارسال خبر :   1398/4/29 در ساعت : 13:38:11       تعداد مشاهده این خبر : 117






بازدید امروز : 9,463 | بازدید دیروز : 29,686 | بازدید کل : 111,847,679
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی