ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

گر به اين‌گرمي است آه شعله‌زاي عندليب
شمع روشن مي‌توان‌کرد از صداي عندليب

آفت هوش اسيران برق ديدار است و بس
مي‌زند رنگ‌گل آتش در بناي عندليب

پنبه? شبنم به‌گوش غنچه داغ لاله شد
بيش ز اين نتوان شنيدن ماجراي عندليب

عشق را بي‌دستگاه حسن شهرت مشکل است
از زبان برگ گل بشنو نواي عندليب

جاي آن دردکه چون سنبل به رغم باغبان
ريشه درگلشن دواند خار پاي عندليب

دلبران را تنگ دارد فکر صيد عاشقان
غنچه سر تا پا قفس شد از براي عندليب

مطلب عشاق از اظهار هم معلوم نيست
کيست تا فهمد زبان مدعاي عندليب

ساز دلتنگي به اين آهنگ هم مي‌بوده است
گرم کردم از لب خاموش جاي عندليب

ريشه? دلبستگي در خاک اين‌گلشن نبود
رفت‌گل هم در قفاي ناله‌هاي عندليب

مانع قتل ضعيفان جز مروت هيچ نيست
ورنه ازگل کس نخواهد خونبهاي عندليب

در چمن رفتيم ساز ناله سيرآهنگ شد
جلوه?‌گل‌کرد ما را آشناي عندليب

آه مشتاقان نسيم نوبهار ياد اوست
رنگها خفته‌ست بيدل در صداي عندليب


بازدید امروز : 12,311 | بازدید دیروز : 16,920 | بازدید کل : 116,171,126
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی