ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

حيرت حسني است در طبع نگه پرورد ما
ششجهت آيينه بالدگر فشاني‌گرد ما

مفت موهومي‌ست‌گر ما نام هستي مي‌بريم
چون سحرگرد نفس بوده‌ست ره‌آورد ما

ما به هستي از عدم پر بي‌بضاعت آمديم
باختن رنگي ندارد در بساط نرد ما

يک تأمل چون نفس بر آينه پيچيده‌ايم
حيرت محضيم و بس‌گر واشکافي‌گرد ما

دفتر ما هرزه‌تازان سخت بي‌شيرازه است
کو حيا تا نم‌ کشد خاک بيابانگرد ما

چون سحر بيهوده‌از حسرت نفسها سوختيم
آتشي روشن نشدآخرزآه سردما

نسخه? وحشت سواد چشم آهو خواندهايم
گر سيه‌گردد سراپا نيست باطل فرد ما

شعله راخاکستر خودهم‌کم ازشمشير نيست
به‌که‌گيرد عبرت از ما دشمن نامرد ما

چون جرس عمري تپيديم وز هم نگداختيم
سخت جاني چند نالد بر دل بي‌درد ما

بيدل اقبال ضعيفيهاي ما پوشيده نيست
آفتاب عالم عجزست رنگ زرد ما



بازدید امروز : 10,091 | بازدید دیروز : 48,912 | بازدید کل : 110,812,822
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی