ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

ياد من کردي به سامان‌گشت ناز هستي‌ام
نام دل بردي قيامت کرد ساز هستي‌ام

تخم عجزم پرتنک سرمايه? نشو و نماست
سجده‌اي مي‌دانم و بس نو نياز هستي‌ام

تنگ ظرفي احتياطم ورنه مانند حباب
بحر مي‌بالد زآغوش گداز هستي‌ام

همچو شمعم هر نگه داغي دگر ايجاد کرد
اينقدر يارب که فرمود امتياز هستي‌ام

من هم از موهومي ساز نفس غافل ني‌ام
تاکجا خواهد دميد افسون طراز هستي‌ام

صبحم و در پرده? شب زندگاني مي کنم
بي‌نفس خوابيده‌است افسانه ساز هستي‌ام

گر همه توفان شوم‌ کيفيتم بي‌پرده نيست
عشق درگوش عدم خوانده‌ست راز هستي‌ام

اي شرار رفته از خود پر به بيرنگي مناز
ديده‌ام رنگي که من هم بي‌نياز هستي‌ام

سايه را بر خاک ره پيداست ترجيح عروج
اينقدر من نيز بيدل سر فراز هستي‌ام


بازدید امروز : 29,784 | بازدید دیروز : 20,621 | بازدید کل : 118,564,547
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی