ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

اي دل از پست و بلند روزگار انديشه کن
در برومندي ز قحط برگ و بار انديشه کن

از نسيمي دفتر ايام برهم مي‌خورد
از ورق گرداني ليل و نهار انديشه کن

بر لب بام خطر نتوان به خواب امن رفت
ايمني خواهي، ز اوج اعتبار انديشه کن

روي در نقصان گذارد ماه چون گردد تمام
چون شود لبريز جامت، از خمار انديشه کن

بوي خون مي‌آيد از آزار دلهاي دو نيم
رحم کن بر جان خود، زين ذوالفقار انديشه کن

گوشه‌گيري درد سر بسيار دارد در کمين
در محيط پر شر و شور از کنار انديشه کن

پشه با شب زنده‌داري خون مردم مي‌خورد
زينهار از زاهد شب زنده‌دار انديشه کن



بازدید امروز : 16,127 | بازدید دیروز : 24,586 | بازدید کل : 108,835,014
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی