ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

از روي نرم، سرزنش خار مي‌کشم
چون گل ز حسن خلق خود آزار مي‌کشم

آزاده‌ام، مرا سر و برگ لباس نيست
از مغز خود گراني دستار مي‌کشم

هر چند شمع راهروانم چو آفتاب
از احتياط دست به ديوار مي‌کشم

آيينه پاک کرده‌ام از زنگ قيل و قال
از طوطيان گراني زنگار مي‌کشم

نازي که داشتم به پدر چون عزيز مصر
در غربت اين زمان ز خريدار مي‌کشم

مژگان صفت به ديده? خود جاي مي‌دهم
از پاي هر که در ره او خار مي‌کشم

از بس به احتياط قدم مي‌نهم به خاک
دست نوازشي به سر خار مي‌کشم

صائب به هيچ دل نبود ديدنم گران
بار کسي نمي‌شوم و بار مي‌کشم


بازدید امروز : 11,999 | بازدید دیروز : 16,920 | بازدید کل : 116,170,814
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی