ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی باقی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - در این سروده ی آیینی قابل قبول اثر طبع غرّای جناب مهندس باقی اگر نخواهم وارد جزئ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
بنام خدا - با سلام - شعر جناب صفا دل یعنی غزلهایشان همیشه خواندنی هستند - میزبانی باران...کسی    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یا حضرت قمر

درست مثل بهاری...ربیع تر حتی!
بلند! هم قد ِ افرا ! رفیع تر حتی!
به یک اشاره تو از خلق می بری دل را
به یک اشاره ی کوچک! ...سریع تر حتی!
به آب طعنه زدی و عطش به لب بردی
شدی به وسعت دریا...وسیع تر حتی!
چه کرد با توسپاه حقیر ابن زیاد
 
تو تکه تکه شدی ...نه! فجیع تر حتی!
تو را شفیع قمرها و شمس ها کردند...
تو شافعی چو برادر...شفیع تر حتی! 
_____________________

در پاسخ به سوال و دغدغه ی یکی از دوستان بزرگوار: در مورد مصرع آخر باید توضیح بدم که بله حق با شماست مقام حضرت سیدالشهدا (ع) و برادر بزرگوارش عباس(ع) قابل مقایسه نیست و خود حضرت عباس (ع) حضرت سیدالشهدا را بیشتر از آنکه برادر ببیند به رسم ادب امام می بیند و حتی حضرت را بنا به روایات تا لحظه ی آخر برادر صدا نکرده بود. و مطمئنا در مقام شفاعت نیز قابل مقایسه با امام نیستند.اما آنچه که در مصرع آخر اتفاق افتاده چیزی جدا از این بحث است. یک حرف شاعرانه س که گاهی حرفهای شاعرانه دچار نوعی پیچیدگی میشوند که عقل قادر به باز کردن این همه پیچیدگی نیست و این فقط کار دل است و بس.../شفاعت امام حسین و بقیه معصومین به جای خود...اما داشتم فکر می کردم که امام حسین چقدر برای حضرت عباس عزیز و حضرت عباس چقدر برای حضرت اباعبدالله عزیزند و چه عشق با شکوهی ست بین این دو...حسین شفیع عاشقان عباس ...و عباس شفیع عاشقان حسین ... و اصلا عاشقان حسین و عباس که جدا نیستند! همه گی عاشقان علی اند و زهرا و امام مجتبی و پیامبر و ...و اینجاست که به این نتیجه می رسیم که همه یکی هستند ! پس این مصرع در حقیقت بازی با دل است...مثل گیر کردن توی بین الحرمین ... که کجا برم؟حسین...اباالفضل...دلت میخواد دو تا شی و همزمان هر دو جا باشی...حالا تو شافعی عباس جان ....حتی از حسین شفیع تر...و اصلا مگه از حسین شفیع تر وجود داره؟

کلمات کلیدی این مطلب :  حضرت عباس(ع) ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1391/9/15 در ساعت : 22:9:15   |  تعداد مشاهده این شعر :  1209


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

زهرا آراسته نیا
1391/9/16 در ساعت : 0:19:39
سلام وحیده خانم . بسیار دلنشین بود ... کربلایی باشید
................................................
سلام
ممنونم زهرای عزیز
خدا کنه
طه افضلی
1391/9/16 در ساعت : 0:42:50
زیبا بود مثل همیشه عزیزم
..................................................
ممنونم داداشم
نغمه مستشارنظامی
1391/9/16 در ساعت : 3:3:5
به آب طعنه زدی و عطش به لب بردی
شدی به وسعت دریا...وسیع تر حتی!
سلام بانو عاشورایی هایت مستدام
مثل همیشه حیرانم کردی در این وادی بی انتها
........................................................................
سلام عزیزم
پا به پای حیرانی هایم بیا...پا به پای عاشقی هایت می آیم
اکبر نبوی
1391/9/16 در ساعت : 4:48:44
درود بر سرکار خانم افضلی گرامی
اشعار آیینی سرکار عالی، براستی که غبطه انگیز است.
اجرتان با حضرت ابوفاضل(ع)
......................................................
سلام جناب نبوی
شرمنده می کنید
ممنونم از نگاه سرشار از لطف شما
زنده باشید
آرش پورعلیزاده
1391/9/16 در ساعت : 6:31:31
تو را شفیع قمرها و شمس ها کردند ... احسنت
....................................................................
یک دنیا ممنونم
زنده باشید
زهرا شعبانی
1391/9/16 در ساعت : 8:48:43
به یک اشاره تو از خلق می بری دل را

به یک اشاره ی کوچک! ...سریع تر حتی!



چه قافیه های سختی! چطوری کار کردی با اینا دختر؟!!

آفرین بر تو و قلم توانمندت وحیده ی عزیزم*
.................................................................................
ای بابا زهرا جان! از اون حرفا زدیا...! می دونم که می دونی اصلا هم سخت نبوده...! فدای تو...عزیزی
محمد شکری فرد
1391/9/16 در ساعت : 15:4:8
سلام خانم افضلی...غزل زیبایی خواندم و لذت بردم...

قافیه هاش را دوست داشتم...

ممنون.
............................................................
سلام
ممنونم جناب شکری فرد
سید علی‌رضا شجاع
1391/9/16 در ساعت : 17:45:35
سلام و عرض ادب و احترام خدمت خانم افضلی
اعتقاد من اینست که اگر نخواهند نممیشود برایشان قلم زد
وقتی اینقدر اشعارتان زیباست و به دل مینشیند یعنی حتما میخواهند
شما بارها با اشعارتان اشک ما را در آوردید
خدا دلتان را شاد کند
...................................................................
سلام جناب شجاع
ممنونم از شما و نظر لطفتون...دعا کنید جد بزرگوارتون شفیع ما باشه
یا علی
مصطفی پورکریمی
1391/9/16 در ساعت : 20:8:11
خدا حفظتون کنه خانم افضلی بسیار زیبا و بدیع بود ..... بدیع تر حتی
................................................................
سلام جناب پورکریمی
بزرگوارید
ممنونم
ایمان کریمی
1391/9/16 در ساعت : 21:24:16
سلام خواهر خوبم خانم افضلی

به خواهرت عربی انگ خارجی میزد ----- چقدر لفظ بد آنجا ... شنیع تر حتی

خیلی دعا بفرمائید
.................................................
سلام بر شما
بسیار ممنونم و محتاج به دعا

علی‌رضا رضایی (مجنون)
1391/9/16 در ساعت : 23:50:25
اینکه میگن عباس باب الحوائج هست یعنی چی ؟
یعنی برین پیش عباس بگین از حسین بخواد

یکمی بازترش کنیم ، برید پیش عباس بگید شفاعتمونو بکنه که حسین قبول کنه

اینجوری نیست؟
........................................................................................
دقیقا همینه....اینم از همون عاشقانه هاست که میگم
و تعبیر قشنگی کردین
مرسی
ایمان کریمی
1391/9/17 در ساعت : 4:2:50
تسلیم
تسلیم
تسلیم
چرا می زنید خواهر جان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
..........................................................................
اتفاقا حرف شما به جا بود جناب کریمی
چون لازم بود که این توضیحات رو بدم. ممنونم از شما
زنده باشید و حسینی
سحر دگلی (آریایی)
1391/9/17 در ساعت : 16:51:50
سلام و درود نازنینم
درود که بر دل نشست
و عجین شد با حال و هوای این لحظه هایم
قلمت جاودان
احساست در امان باد نازنین
....................................................................................
سلام سحر جان
ممنونم عزیزم
سیده فاطمه صداقتی نیا
1391/9/18 در ساعت : 0:26:11
سلام
چه غم ناک!
التماس دعا دوست من
.....................................................................
سلام
قربانت فاطمه جان
محتاجم به دعا
امیر سیاهپوش
1391/9/18 در ساعت : 13:21:47
به یک اشاره تو از خلق می بری دل را
به یک اشاره ی کوچک! ...سریع تر حتی!
به آب طعنه زدی و عطش به لب بردی
شدی به وسعت دریا...وسیع تر حتی!

احسنت، مرحبا مرحبا
زنده باشی
...............................................................
ممنونم جناب سیاهپوش
بزرگوارید
مجید هادوی
1391/9/30 در ساعت : 12:9:16
سلام
بسیار زیبا بود.
قافیه سخت اندکی از روانی شعر نکاسته بود، که نوعی قدرتنمایی شاعرانه بود.
در مقام مخاطب: آخر مصرع پنجم، به جای "بردی" اگر "ماندی" باشد بهتر و آشناتر خواهد بود شاید.
ممنون
بازدید امروز : 11,268 | بازدید دیروز : 25,475 | بازدید کل : 113,391,220
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی