ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نبض خورشید

( نبض خورشید )
 

شعر پاييز و شراب كهن و خون  بهار        
چون در آميخت , به هم داد به آیینه عیار
 
همه گفتیم که به به "چه مبارک سحری"
صبح  آغاز  شد  و  عقل  نیفتاد  به  کار
  
گل ندانست كجا چهره نمايد به نسيم         
 دامن همسفري,داده شد آهسته به خار
 
پرچم نور ،  بر افراشته با عشق نشد                   
 ظلمت بي هنري ، ضايعه آورد به بار
 
مستي معجزه در چشم خرد راه نیافت           
خواب قيلوله سر ثانیه را برد به دار
 
باغبان بر اثر عشوه ي گل رفت ز هوش       
 باغ طوفان زده ، از دست فرو هشت قرار
 
عشق از هلهله ي خون به جنون برد پناه         
پر شد از شور شقايق شمد گندمزار
 
نبض خورشيد دو چندان شد و از هـُرم هوا       
 سوخت انديشه ي گل در چمن سبز بهار
 
شعر ترديد به ديوان هنر برد هجوم              
 نثر تمهيد ،سر افکنده شد از شرم شعار
 
ياس حيران شد و نرگس نگران سوسن داغ          
كه چرا آينه ی عشق ، گرفته ست  غبار
 
بی خدایی سبب این همه بی فرهنگی ست
یار چون نیست ، به سامان نرسد کار دیار
 
ما هما نیم که بودیم ، هوا گشت عوض
ما همینیم که هستیم  ، خدا رفت کنار
 
                    محمد روحانی ( نجوا کاشانی )

 

 
کلمات کلیدی این مطلب :  خورشید ، بهار ، صبح ، مبارک ، شعر ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1391/10/13 در ساعت : 18:6:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  967


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی میرزائی
1391/10/13 در ساعت : 18:14:15
سلام و سپاس استاد نازنی
غزل شور انگیز و دل نشینی است لذت بردم
زنده باشید

<<<<<<<<<<<

درود بر استاد میرزایی و لطف همیشگیتان
دکتر آرزو صفایی
1391/10/13 در ساعت : 21:33:38
سلام استاد
غزل زیبایی است
دست مریزاد

<<<<<<<

درود برشما

و ممنون از محبتتان
مدینه ولی زاده جوشقان
1391/10/13 در ساعت : 22:42:39
سلام و عرض ادب

ياس حيران شد و نرگس نگران سوسن داغ

كه چرا آينه ی عشق ، گرفته ست غبار

بسیار زیبا و دلنشین استاد گرامی

هزاران درود بر شما

در پناه حق باشید

<<<<<<<<<<<<<

درود بسیار بر شما و از محبت سرشارتان سپاس

شاعرانگی و فرهیختگیتان مستدام
علی اکبر مقدم
1391/10/13 در ساعت : 22:53:22
شعرروحاني ات اي گل به دلم نجوا كرد
دانه اي قسمت ما كردي ازين باغ انار
سلام استاد دوست داشتني
بسيار لذت بردم فقط همين
سرشار از همه چيزبود
عالي وناب

<<<<<<<<<
درود بسیار بر شما
رأفت دوست فراتر ز تمنای من است
کرده شرمنده مرا ، ذره نوازی به کنار

از مهر حضور و اظهار محبتتان سپاس
حمیدرضا اقبالدوست
1391/10/14 در ساعت : 0:1:16
پاینده باشید استاد روحانی /بسیار زیبا سروده اید / یا حق

<<<<<<<<<<<<

سلام بر جناب اقبالدوست عزیز و سپاس از محبت هایتان
سید علی اصغر موسوی
1391/10/14 در ساعت : 0:13:52
عظم الله اجورنا و اجورکم
التماس دعا
جزاکم الله خیرا

<<<<<<<<

سپاس از حضور سراسر مهربانیتان
مصطفی پورکریمی
1391/10/14 در ساعت : 14:1:29
سلام جناب دکتر روحانی عزیز
مستي معجزه در چشم خرد راه نیافت
خواب قيلوله سر ثانیه را برد به دار

بسیار زیبا و شاعرانه و مجکم و منسجم بود دست مریزاد

<<<<<<<<<<<<

سلام بر استاد پور کریمی عزیز و ارجمند

آنچه فرموده اید از بزرگوار ی شماست
محمد یزدانی جندقی
1391/10/15 در ساعت : 9:14:39
سلام جناب دکتر
بسیار زیبا سروده اید دست مریزاد

<<<<<<<<<

سلام بر جناب یزدانی عزیز و ارجمند

از حضور مهربان و اظهار لطفتان سپاس
مدینه ولی زاده جوشقان
1391/10/15 در ساعت : 11:26:40
سلام و عرض ادب استاد عزیز و ارجمند
قبل از هر چیز از این که برایم وقت گذاشتید و راهنمایی نمودید ازشما بی نهایت سپاسگزارم
این نهایت دلسوزی و محبت شما استاد گرانقدر را می رساند
البته منظور من از اسطوره تاریخ بوده
(اسطوره در لغت)

اسطوره واژه ای است عربی که آن را به دو صورت توجیه و ریشه یابی کرده اند: یکی اینکه « اساطیر» از فعل «سطر»(نوشتن) و اسم آن یعنی «سطر» است و صیغه جمع یا جمع الجمع اسطار یا اسطیر یا اسطیره یا اسطور یا اسطوره است. دوم اینکه «اساطیر» جمع «اسطوره» است و واژه اسطوره هم معرب واژه یونانی «ایستوریا» (Istoria) که در زبان انگلیسی به صورت هیستوری (History) به معنای تاریخ و استوری (Story) به معنای داستان و خبر درآمده است. که البته امروزه بیشتر لغت شناسان عرب مایل به نظر دوم هستند.

ودر مورد (چرخید به دور کودکان غم می خورد)من این مصرع رو به این صورت ویرایش کردم (سردار کنار علقمه غم می خورد)
اگر از نظر شما ایرادی نیست لطفا راهنمایی بفرمایید منتظر نظر سازنده ی شما استاد ارجمند هستم
از این که وقت شما رو گرفتم معذرت می خوام سپاس از محبت شما

مدینه ولی زاده جوشقان
1391/10/15 در ساعت : 12:0:1
عرض سلام و ادب مجدد استاد ارجمند

البته اسطوره را همانطور که فرمودید از نظر معنی چیزی که نمی تواند وجود داشته باشد
که به نظر من هر کسی نمی تواند حضرت عباس باشد

معنی اسطوره

میتوس (Mythos) در کلام یونانیان به معنی “افسانه”، “قصه”، “گفت و گو” و “سخن” بوده، اما نهایتاً به چیزی اطلاق گردید که « واقعاً نمی تواند وجود داشته باشد». هرچند اسطوره در دیدگاههای مختلف تعاریف و تعابیر متعدد دارد، اما در یک کلام می توان آن را اینگونه تعریف نمود: اسطوره عبارت است از روایت یا جلوه ای نمادین درباره ایزدان، فرشتگان، موجودات فوق طبیعی و به طور کلی جهان شناختی که یک قوم به منظور تفسیر خود .......

باز هم از شما استاد عزیز تشکر می کنم و منتظر نظر ارزشمند شما هستم

<<<<<<<<<

درود مجدد خدمت شاعر شعر های ارزشمند سرکار خانم ولی زاده

در مورد معنی واژه ی اسطوره اختلافی با هم نداریم ،
من در مطلبی که یه صورت خصوصی پیرامون رباعی آیینی شما نوشتم به دو نکته اشاره کردم ، یکی لزوم یکنواختی زمان بود و دیگری نحوه ی استفاده از کلمه ی اسطوره و تطبیق آن با آخرین لحظات زندگی حضرت عباس
اجازه بدهید یک بار دیگر رباعی شما را با هم مرور کنیم
(( چرخید به دور کودکان غم می خورد

شمشیر صلیب گونه بر هم می خورد

مشکی که بدون دست با خود می برد

اسطوره به قامت محرم می خورد ))

در مصراع اول میخواهید بگویید : می چرخید به دور کودکان و غصه دار بود.
در این جا نمی توانیم از شاعر توانمندی مثل شما قبول کنیم که زمان دو فعل را در این مصراع بر هم منطبق کرده و پذیرفته است . فراموش نکنید که شما از اتفاقی که در یک لحظه ی تاریخی به وقوع پیوسته سخن می گویید .
در مصراع دوم شمشیر واحد چگونه می تواند شکل صلیب را تداعی کند ( مگر این که شمشیر ها چنین حالتی را به وجود آورند ) به ویژه شما توصیف می کنید از لحظه ای که هر دو دست قطع شده اند ، از طرفی وقتی ما صرفا از حضرت عباس سخن می گوییم لزومی ندارد شمشیر های آخته ی دشمنان را به رخ بکشیم مگر با هدفی مشخص و از پیش برنامه ریزی شده .
در مصراع سوم طبق روایات حضرت با زحمت زیاد مشگ را به دندان گرفته تا به هر نحو ممکن آب را به خیمه ها برساند و مطلب به خوبی رساست
و لی وقتی مصراع چهارم آمد ضعف تألیف در کل بیت ظاهر می شود .
استفاده از کلمه ی اسطوره مشکلی ندارد ، معنی آن هم بر همگان آشکار است ، ولی آیا مصراع چهارم این رباعی می تواند منظور شما را برساند ؟
اگر چنین است و شما خودتان اطمینان دارید هیچ اعتراضی وارد نیست .
اما اگر در این که مخاطب بتواند معنای مورد نظرتان را به راحتی برداشت کند کوچکترین تردیدی دارید ، این را به حساب ضعف تألیف بگذارید و با کمی تغییر فضایی فراهم کنید که هر جا و در هر زمان شعرتان خوانده شود بهترین برداشت از منظور شما برای مخاطب میسر باشد.
من سعی کزدم مصراع چهارم را به صورت سؤالی هم بخوانم به این شکل :
" اسطوره به قامت محرم می خورد ؟ "
فکر کردم شاید منظورتان ایجاد سؤال و بر انگیختن شگفتی است ، آنچنان که بعضی ها به صورت مثال می گویند : آیا به قدو قواره ی فلانی می خورد که والیبال بازی کند ؟ باز هم مجاب نشدم . حالا اگر شما نظری دارید بفرمایید .
در پایان مجددا پوزش می خواهم که جواب هر دو پیام را در یک پیام آوردم
مصراع اول هم به نظرمن < در حال و هوای کودکان غم می خورد> بهتر است
زهرا شعبانی
1391/10/15 در ساعت : 23:1:27
درود بر شما استاد بزرگوار...

<<<<<<<<<

سلام بر شما و از محبتتان سپاس
مژده ژیان
1391/10/16 در ساعت : 10:26:20
اميد كه هرگز اينگونه نباشد كه قلم زيباي شعرتان گفت/و خدا/ همواره در كنار مان باشد.
سپاس قلم دلنشنتان را

<<<<<<<<<

یقین کنید که بی هیچ شبهه و تردید
امید بنده هم از گونه ی امید شماست

از حضور و مهربانیتان سپاس
محمود کریمی‌نیا (کریما)
1391/10/16 در ساعت : 10:53:55
ما ز خود گم شده گانيم و خدا در پي ماست!

ور نه از روز ازل جلوه ي او جلوه ي ماست

سلام و عرض ادب و احترام به محضر استاد روحاني عزيز امروز غزل بسيار زيبا يي از شما خواندم كه تك تك ابياتش هم در معنا ومفهوم وهم عمق و زيبايي شاه بيت بودند به تمامي.

درود بر شما

<<<<<<<<<<<<

سلامی صمیمی و شاعرانه به جناب کریمی نیا ( کریمای عزیز )

از حضور دلنواز، اظهار محبت بسیار و حسن ظنّ شما سپاسگزارم

مهدی سیدحسینی
1391/10/16 در ساعت : 19:24:26
سلام جناب روحانی

بهره بردم

ماندگار باشید

ودر پناه حق

<<<<<<<

درود بر شما

لطفتان پایدار و پا یر جا
سید نقی عباس «کیفی»
1391/10/17 در ساعت : 9:58:20
سلام آقای روحانی گرامی

شعر بسیار زیبایی بود و هر بیت فوق العاده، بویژه ابیات زیر:

نبض خورشيد دو چندان شد و از هـُرم هوا
سوخت انديشه ي گل در چمن سبز بهار

شعر ترديد به ديوان هنر برد هجوم
نثر تمهيد ،سر افکنده شد از شرم شعار

بی خدایی سبب این همه بی فرهنگی ست
یار چون نیست ، به سامان نرسد کار دیار

هم لذت بردم و بهره.
سلامت باشید و سربلند

<<<<<<<<<<<<<

درود بر شما ،

از حضور مهربان و محبت بسیارتان سپاس
بازدید امروز : 9,024 | بازدید دیروز : 38,715 | بازدید کل : 114,115,829
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی