ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ماه چشمان ات قلمدوش نگاهم شد، چه خوب!

ماه چشمان ات قلمدوش نگاهم شد، چه خوب!
جلوه ای از یوسف ات، مهتاب چاهم شد، چه خوب!
سینه خاکستر، ولی آتشفشان اش سرکش است
ناله های شعله ها سودای آهم شد، چه خوب!
صبح یک نوروز رنگی، چارقی از جنس عشق
آیت الکرسی ، نگاه ات، نور راهم شد، چه خوب!
شعر دریا رفته اما، نقش این پایی که ماند
دستکم آرامش بیگاه و گاه ام شد، چه خوب
آن غزل هایی که چندی خفته در آغوش خواب
حافظانه آمد و یک شب چو ماه ام شد چه خوب!
خنده بر لب های شعرم بوسه ای از یاد توست
ماه چشمان ات قلمدوش نگاهم شد، چه خوب!
                                  بیست و پنجم اسفند نود و یک
کلمات کلیدی این مطلب :  ماه چشم ، نوروز ، حافظ ، آیت الکرسی ، شعر دریا ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1391/12/25 در ساعت : 16:51:53   |  تعداد مشاهده این شعر :  1643


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی میرزائی
1391/12/25 در ساعت : 17:25:57
سلام استاد نازنین
غزل روان،شیوا و دل نشینی است
دست مریزاد
با شاد باش های صمیمانه
به مناسبت سال پیش رو
________________________
درود بر استاد میرزایی مهربان و عزیز
از لطف و محبت تان سپاسگزارم
سال و بهار در پیش برای شما خجسته باد
حمیدرضا اقبالدوست
1391/12/25 در ساعت : 20:36:22
شاد و سلامت باشید استاد نبوی ازشعر بهارانه و شادتان لذت و بهره بردم / یا حق
__________________________
درود بر جناب اقبالدوست گرامی
سپاسگزارم از لطف حضور و محبت تان
سربلند باشید و بهارتان خجسته باد
سید علی اصغر موسوی
1391/12/26 در ساعت : 0:4:47
سلام
عرض ارادت
موفق باشید
یاحق
________________
درود بر جناب موسوی عزیز
سپاسگزارم از حضورتان
سرافراز باشید و سال جدید در پیش بر شما خجسته باد
علی رضا آیت اللهی
1391/12/26 در ساعت : 11:23:20
سلام
این غزل را خواندم و خواندم و باز هم خواندم ؛ چرا که وقتی می گوئیم بهترین « غزل » آن است که عاشقانه ، و به ویژه به صورتی در قلمرو گفتمان ، و نهایتا" در گفتگوی یار باشد ، نمونه ای عالی از یک غزل یافته ایم . در همان مصراع اوٌل یک « تشبیه » بی نظیر دارد : ماه چشمان معشوق که قلمدوش نگاه عاشق می شود . ماه را برای چشمان معشوق « استعاره » کرده است . کاربرد واژه ی قلمدوش حاکی از « اصالت فرهنگی » شاعر است که اینچنین از « شخصیٌت شاعر » به « فرهنگ غزل » سرایت می کند ؛ واژه ای ناب از « فرهنگ عمومی پارسی زبانان » ( و یاد آور حسادت نسبی ! شصت سال پیش بنده که پدرم خواهر دو - سه ساله ام را به دوشش می نشاند و گردش می داد ) ؛ و « چه خوب » در اینجا نه تنها در نوعی « ایهام » ، بلکه اصولا" برا ی خواننده حرفه ای اشعار ، « ذو جنبتین » است ؛ و از دیدگاه ادبی می تواند یک « کنایه » باشد . یعنی در واقع امر تو نظری به من نکردی ! امٌا من می گویم که نظر کردی . در چنین صورتی این غزل دارای « حُسن طلب » هم هست ؛ یعنی با کنایه به صورتی حُسن نظر معشوق را طلب می کند که تحقیر نشده حتی غرورش پایمال نشود ، مناعت طبعش حفظ شود ، و...
( ادامه دارد انشاء الله )
___________________________
درود و احترام بر استاد آیت اللهی بزرگوار
از همه ی الطاف و بزرگواری ها و چشم فرو بستن های پرشمارتان بر این سروده ی شکسته سپاسگزارم. و بگذارید راحت و صریح بگویم که در برابر نگاه با کرامت و شریف تان، درمانده و سرگشته مانده ام که چه بگویم. بی گمان حضرت تان در یک شرایط بسط روحی دلنشین و بر اوج کشنده قرار دارید، و در نتیجه جز زیبایی نمی بینید. از سوی دیگر بیان شما به صاحب سخن برمی گردد که حضرت معشوق است. شما کلمه را تکریم می فرمایید. و کلمه از ما نیست. از اوست. جان جمال گرای آن استاد عزیز، به این سروده مرتبه و ساحت بخشیده است. چه، این بنده می داند که چقدر از تماشا و بازتاب جمال معشوق کوچک و ناتوان است
از خداوند می خواهم که این گشایش های خجسته ی روحی را به رودی همیشه جاری در جان و دل تان تبدیل کند و برای شما و خانواده ی معززتان به ترین ها را رقم بزند و نوروزی خجسته را برای تان به ارمغان آورد
عزت تان افزون و سایه ی لطف تان مستدام باد
علی‌رضا حکمتی
1391/12/26 در ساعت : 12:50:31
باسلام

زیباست!

سرشارازلحظه های شعری باشید.
____________________
درود بر جناب حکمتی عزیز
از لطف حضور و محبت تان سپاسگزارم
بهار شعرتان همیشه سرسبز باد
علی رضا آیت اللهی
1391/12/26 در ساعت : 16:47:20
(2)
مصراع نخست غزل که سرشار از عوامل تامل ادبی نزد هر شعر شناسی می تواند باشد ، از نظر زیبائی و معنا و محتوا هم به صورت « حُسن مطلع » جلوه گر می شود که چون همین مصراع به عنوان آخرین مصراع یا « مقطع شعر » هم می آید علاوه بر اینکه شاعر گرانمایه آن از صنعت بدیعی « رد المطلع » استفاده می کندطبیعتا" « حُسن مقطع » هم شمرده می شود .
تشبیهات ، کنایات و استعارات غزل تا به انتها در یک وزن روان و دلنشین تکرار می شوند ؛ و تقریبا" همیشه خمیرمایه ای از جنس « تدیٌن » ( با آیة الکرسی ) و تعلق به فرهنگ پارسی زبانان ( نوروز ) دارند .
اشاره به خواجه حافظ شیرازی در بیت پنجم بر عراقی بودن سبک این شعر ، و آنهم سبکی که ریشه در ناحیه ای خاص از ایران ( کرمان با خواجو - شیراز با خواجه حافظ شیرازی و یزد با وحشی بافقی ) دارد صحٌه می گذارد و تاکید می کند .
غزلی است بسیار زیبا ، روان ، دل انگیز ، روحبخش ، و فرح زا که در آستانه عید سعید نوروز و به ویژه آمدن فصل بهار ؛ هوشمندانه « به مناسبت » درج و منتشر شده است و حاکی از موقع شناسی شاعری ارجمند و گرامی چون جناب آقای مهندس نبوی .
روز ما را با این غزل خوش کردید و ما نیز متقابلا" و از صمیم قلب می گوئیم : ایٌامکم سعیدا ..
________________________
درود دوباره بر استاد آیت اللهی ارجمند
و سپاس ویژه از عنایت خاص و کریمانه تان به این وجیزه
جان تان سعید است. پس در طلیعه ی بهار و نوروز سعید، سعادت تان افزون و رستگاری، شراب مینای دل تان باد.
امیر توانا املشی
1391/12/27 در ساعت : 12:24:21
سلام / بسیار زیبا بود
__________________
درود بر جناب عالی
سپاسگزارم از حضور و لطف تان
سربلند باشید.
نغمه مستشارنظامی
1391/12/27 در ساعت : 14:39:29
خنده بر لبهای شعرتان مستدام باد استاد
بهارانه زیبا یی بود.موفق و پیروز باشید
________________________
درود بر سرکار خانم مستشارنظامی
از لطف نگاه و محبت تان سپاسگزارم
بهار و نوروز پیش رو بر شما و خانواده ی ارجمندتان خجسته باد
سرافراز باشید
میلاد سلطانی آزاد
1391/12/27 در ساعت : 18:53:31
«جلوه ای از یوسف ات، مهتاب چاهم شد، چه خوب!»

سلام بر جناب نبوی بزرگوار

جلوه‌ی یار، چشم‌نواز همیشگی جانتان

دست مریزاد
______________________________
درود بر جناب سلطانی آزاد گرامی
از لطف حضور و دعای نیک و دل انگیزتان سپاسگزارم
امیدوارم جان جوان تان، همواره مستظهر به عنایت حضرت جواد الائمه (ع) باشد
سربلند باشید
بازدید امروز : 1,797 | بازدید دیروز : 17,610 | بازدید کل : 114,276,601
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی