ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما . - بیتهای ششم و نهم در محتوا و پیا م مشابهند . یکی از این دو را در صورت صل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین شادمهر
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی. - - کجای شعر؟ البته مال من بداهه بود. در ارسال نظر فرستادم . باید دستکا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد - - - - اینگ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سپاس - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز - جسارتا عرض می کنم : - به قول حضرت شاعر - چه گویم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - آنچه را در باره ی شعرتان فرموده اید بیشتر در ذهنتان بوده وگرنه شعری که بنده خوانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سلام. - - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز. - - سپاس از دیدگاه ارزشمندتان. - - دور از ز   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مرگ دست فروش(متن و طرح)
{این طرح رو من دو هفته پیش باقلم ناخودآگاهم کشیده بودم بدون اینکه بدونم قراره مث يه خواب، به این زودیا تو همین شهری که هستم برای مظلومترین و بی کس ترین آدمای دنیا تعبیر بشه...اما...}


در حیرتم از مسءولین کشوری که ادعای شیعی بودن دارند و خود را پیرو آن امامی می دانند که وقت شنیدن ربوده شدن خلخال از پای زن یهودی فرمودند  "اگر مسلمان از غم این حادثه بمیرد رواست"،

 

 در کشوری که یکی از اولین رییس جمهورهای دوران انقلابش  پیش از آن خود  دست  فروشی می کرده و همین مایه ی مباهات ملتش بوده، چگونه در برابر ظلمی که به این قشر مظلوم  و بی دفاع، که قربانی شرایط فاسد اقتصادی جامعه ناشی از  حق خوریهای میلیاردی دلالان دست نشانده  بخش دولتی و خصوصی اند ، میشود، می خواهد پاسخگوی مردم و خدای مردم باشد؟! 

آیا منصفانه تر آن نیست که به جای نادیده انگاشتن مفسده های آقاها و آقازاده ها و در عوض؛ حذف تنها منبع درآمد چند صد خانوار از راه  دست فروشی، فضاهای باز بلا استفاده سطح شهر، که به دلایل مختلف، از ساز و کار و احداث بنا در آنها خبری نیست ...و یا محدوده های  مشخصی از فضای پارکها و فرهنگسراها در هر محله  به کسب و کار این قشر کم درآمد و خلاق اختصاص یابد؟

و به جای ضرب و شتم و مصادره اموال به ناحق، در کنار آنهمه ریخت و پاشهای بی دلیل بیت المال در هر مناسبت،  و مالیاتهای هنگفتی که دایما از مردم دریافت می شود، با حمایت شهرداری، که مدعی مزاحمت این انسانهای مظلوم و بی دفاع و پيوسته معترض و متعرض به حقوق انسانی و شرعی آنهاست ،  به این عزیزان  فرصتی برای نوشکوفایی در سایه عرضه محصولات خود در نمایشگاههای دایمی و به صورت بلاواسطه به مصرف کننده داده شود؟ آیا شهرداری نمی تواند لااقل  از دریافت مالیات ناچیز این عده ی محروم چشم پوشی کند و طبق وظیفه شرعی و اسلامی شهرداران بر اساس توصیه های امام علی در نامه به مالک اشتر و سایر ولایت مداران، با مردم و بالاخص محرومین آن با عدالت و ملایمت برخورد کند؟! 

چرا به جاي طرح مقابله با دست فروشان، طرح ساماندهي دست فروشان در قالب ايجاد و سازماندهي نمايشگاههاي دايمي و نمايشگاههاي سيار يك روز در هفته اي كه هر روز از هفته در يك منطقه ي شهرداري بر پا بشود نظير دوشنبه بازارها و سه شنبه بازارها دوباره از سر راه نمي افتد تا به مردم كم بضاعت هم فرصت حضور در عرصه ي محدود اقتصادي و كسب درآمد و تامين رزق خانواده و  اشتغال فردي  داده شود؟! 

می ترسم که آه این مظلومین، پیش ازآنکه دامن مسببینش را بگیرد، انسانهای ساکت این شهر را نیز غریق مصیبت و بلا کند... از ماست که برماست.




 


و درنهايت:

در جامعه اي كه هر نوع حرفي ممكنه جرم محسوب بشه و روزي به ضررت تموم بشه، ديگه هيچ چاره اي نداري جز اينكه روي تموم حرفات و پناه تموم بي پناهيات، فقط خود خدا باشه:
 

 

خداوندا

مظلومانمان جان پناهی ندارند...

ستمکارانمان دادگاهی...

خدایا...

غیر از تو عدالت گری نمی شناسيم

و جز تو دادخواهی...

خدایا...

خون  سربداران را از سرداران بستان

و داد آن مظلومان را

 از سرباران.

آمین.


 

ضمن حمایت از جوانان عزیزی که به خاطر بیمار بودن فضای اقتصادی جامعه مجبور به دست فروشی برای کسب روزی حلال هستن، مرگ مظلومانه آن دست فروش عزیز رو به همه ی هموطنانی که هنوز از انسانیت مسخ نشدن، تسلیت عرض میکنم و این هفته رو علی رغم مصادف بودن روزی از آن با زادروزم، همگام با.خانواده آن عزیز عزادارم .



{مي دونم كه ممكنه نوشتن و ارسال اين متن در فضاي مجازي برام عواقب سنگيني داشته باشه...ولي اينكار رو فقط به حرمت همون امر به معروف و نهي از منكري انجام دادم كه فكر مي كنم در چنين شرايطي بر هر مسلماني واجبه و چشيدن طعم عواقب سنگينش هم اگرچه تلخ..اما  از طعم هر شهد و شرابي گواراتره.
خدايا...تو مي بيني.}

 

.
کلمات کلیدی این مطلب :  دست فروش ، خودكشي ، خبر ، مترو ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1392/11/2 در ساعت : 9:59:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  1139


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

نام ارسال کننده :  شعرری     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سايت ادبي شعردري ، مقدم شما اديب و شاعر گرانقدر را گلباران مي نمايد . http://sheredari.ir http://sheredari.ir http://sheredari.ir
نام ارسال کننده :  شعرری     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سايت ادبي شعردري ، مقدم شما اديب و شاعر گرانقدر را گلباران مي نمايد . http://sheredari.ir http://sheredari.ir http://sheredari.ir
نام ارسال کننده :  شعرری     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سايت ادبي شعردري ، مقدم شما اديب و شاعر گرانقدر را گلباران مي نمايد . http://sheredari.ir http://sheredari.ir http://sheredari.ir
نام ارسال کننده :  دري     وب سایت ارسال کننده
متن نظر :
سايت ادبي شعردري ، مقدم شما اديب و شاعر گرانقدر را گلباران مي نمايد. http://sheredari.ir http://sheredari.ir http://sheredari.ir http://sheredari.ir
رحیم الله ارتگلی
1392/11/2 در ساعت : 11:17:24
درود بر شما بانوی گرامی

شما در آن حد هم تند ننوشته اید که عواقبی در انتظارتان باشد. من نیز قبلأ ذهنیتی شبیه شما داشتم. و به زبان شعر حرفایی شبیه حرفای شما و حتی گاهی خیلی تندتر زده بودم وجرأت انتشار اون شعرها که دوتاشون الآن هم به اسم : مترسک ، و به نام آزادی در دفترم در همین سایت هست را نداشتم.
بعد دیدم:

گوش اگر گوش تو و ناله اگر نالهٔ من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

الآن آزادی بیان خیلیه چون کسی نگران مردم و حرف مردم و منافع یا آسیبشان نیست . اصلأ هرچی مربوط به مردم و اقشار پایین جامعه باشه مهم نیست و جای نگرانی ندارد!
چرا... اگر یک بزرگ یا یک رقیب سیاسی یک از هزار ِ حرفهای من و تو را بزند روزها و ماهها و سالها و دهه ها...( فتنهٔ 78 ، 88 و... ) همهٔ رسانه ها و گروه ه و میتینگها به آن می پردازند.

شعر(=حرف) من و مرگ فقرا ، ننگ بزرگان
این هر سه متاعی است که آوازه ندارد...












خدارا شكر كه علي رغم اينهمه هنوز مورد آسيب بدبينان و هرزه گويان واقع نشده ايد و همچنان كه هميشه، خوشبينيد به شنيده نشدن. در پناه خدا باشيد
شکیبا غفاریان
1392/11/2 در ساعت : 11:30:40
هنرت ستودنی ست ..
جاودان باشی راشین عزیزم














سپاس بيكران
بانوي مهربان
اشرف گیلانی
1392/11/2 در ساعت : 11:59:12
براي اين غم موزون
چه شعرها كه سرودند!















ممنون عزيز
دکتر آرزو صفایی
1392/11/2 در ساعت : 12:19:57
درود بانو
قسم خوردم که دیگر نه سروده ای بگذارم و نه نظری
و فقط بخوانم و اگر بر دلم نشست امضا ی خوشم آمد بزنم به رسم ادب
اما این مبحث شما مستثنی شد
افسوس میخورم که ما چقدر کور شده ایم و حقایق اطراف خودمان را نمیبینیم و اگر هم میبینیم..................چه بگویم هزاران بار افسوس
زادر روزت نیز بانو فرخنده باد هیشه سالم و تندرست باشید










سپاس بيكران از شما بانو
لطفتان مستدام
ابوالقاسم افخمی اردکانی
1392/11/3 در ساعت : 0:22:57
ساماندهی به جای مقابله...
درود بر شما













سپاس از نظر
درود
آیدین قوجا
1392/11/4 در ساعت : 23:44:34
طرح جالب و با معنایی هست
موفق باشید





















سپاس بيكران از شما
در پناه خدا باشيد
بازدید امروز : 31,616 | بازدید دیروز : 20,621 | بازدید کل : 118,566,379
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی