ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود. - بر خلاف دیدگاه سرکار خانم بهرامچی بر این باورم که شاعرانگی در بیت بیت این غزل که   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام - - گرچه حقیر به استقلال بیت در غزل اعتقاد دارم و کلا چالش ایجاد کردن در خصوص عدم تناسب د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود/ من براین باورم، پس از سرودن شعر و پخش آن، شعرازمخاطب است یعنی خوانش و نظر خواننده ی شعر مهم اس   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سقای تشنه لب

بسم الله الرحمن الرحیم
 

این اثر ،یک مثنوی درباره حضرت عباس(ع) است که تقدیمتان میگردد.بیت بیت این مثنوی را با نهایت احساس سرودم و برای قسمتهای مختلف آن اشک ریختم.
بر خود واجب میدانم که از استاد گرانقدرم جناب آقای ذیفر به خاطر تمام راهنماییها و درسهایی که به بنده دادند قدردانی کنم و خود را همیشه مدیون ایشان میدانم.


 

***

مشکِ دلسوخته از دوشِ علمدار افتاد
باز انگار دلِ فاطمه از کار افتاد

کودکان تشنه ی یک قطره ی باران بودند
ابرها تشنه تر از هر چه بیابان بودند

مشک بر دوش و به دستش عَلمِ ایمان بود
گرچه لب تشنه ولی مستِ میِ جانان بود

زد به قلبِ سیهِ شب زدگان مثلِ شهاب
آسمان تشنه ی رفعِ عطشِ طفلِ رباب

در دلِ دشمنش از هیبتِ او واهمه بود
ذوالفقارِ دگری منتقمِ فاطمه بود

آب در تشنگیِ بوسه به دستش می سوخت
دشمن از هُرمِ نفسهاش در آتش می سوخت

از دلِ سنگدلان رفت و لبِ نهر رسید
گشت قلبِ همه ی اهلِ حرم پر ز امید

بس عطش بود که احساس به فریاد آمد
ناگهان تشنگیِ اهلِ حرم یاد آمد

گفت با خود: « همه عطشان و تو گردی سیراب؟
زود برخیز و لبِ تشنه ی مولا دریاب !»

ماند در حسرتِ بوسیدنِ لبهایش ، آب
مثلِ یک تشنه که افتاده به دنبالِ سراب

خواست سقا که دگر سوی حرم برگردد
پیشتر زانکه عطش چیره به اصغر گردد

حمله کردند به شیر از همه سو کفتاران
دین فروشان همه دنیا طلب و می خواران

ناگهان بادِ خزان آمده و کرد جدا
برگی از دفترِ آزادگی و عشق و وفا

دستها را ز تنش کرد جدا تیغِ ستم
دسته ی مشک به دندان و روان سوی حرم

دشمن از غیرتِ عباس سرا پا گله بود
آه از چشم ، که در تیر رسِ حرمله بود !

آه از مشک ... از آن تیر که شد چلّه نشین ...
گشت شرمنده ز آبی که چکیده به زمین

آرزویش همه آن لحظه شده نقشِ بر آب
سینه ی خاک برای بدنش در تب و تاب

تا که سقا به دلِ سوخته بر خاک افتاد
ناگهان زلزله در عالمِ افلاک افتاد

-:« ای برادر تو دگر حالِ برادر دریاب
گرچه شرمنده ی اهلِ حرمم ای ارباب»

تا در آن معرکه پیچید صدای سقا
زود آمد به سوی پیکرِ زارش، مولا

-:« آه ... داغِ تو برادر کمرم را بشکست
تیر در چشمِ تو یا سینه ی تنگم بنشست؟ »

آه ... با بال و پرِ عشق و وفا از دلِ خاک
کرد پرواز و دلِ خلقِ جهانی شده چاک

بر لبِ مادری از داغِ غمش زمزمه بود
«زاده ی امِّ بنین و پسرِ فاطمه بود»

کلمات کلیدی این مطلب :  حسین احسانی فر ، رها ، عباس ، سقا ، عاشورا ، امام حسین ، اباالفضل ،

موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1392/11/12 در ساعت : 9:9:43   |  تعداد مشاهده این شعر :  905


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

شکیبا غفاریان
1392/11/12 در ساعت : 9:23:26
قبول باشه جناب احساني فر
مأجور باشيد ..
حسین احسانی فر
1392/11/12 در ساعت : 9:58:43
سپاس فراوان از بذل توجهتان

ان شاء الله توفیق رهروی شان را داشته باشیم

رضا محمدصالحی
1392/11/12 در ساعت : 12:57:56

ماند در حسرتِ بوسیدنِ لبهایش ، آب
مثلِ یک تشنه که افتاده به دنبالِ سراب


سلام بر ساقی لب تشنه ی نینوا

و درود بر شما و اهتمام زیبای شما به شعر آیینی
حسین احسانی فر
1392/11/12 در ساعت : 13:23:0
درود بر جناب صالحی بزرگوار
سپاس فراوان از حضورتان
و از اینکه بنده را مورد شفقت قرار میدهید

لطفتان مستدام
عباس خوش عمل کاشانی
1392/11/12 در ساعت : 18:57:30
درود.زیبا و دلرباست....در بیت مطلع چرا ردیف را «افتاد» نمی کنید؟هیچ مشکل عروضی ای ایجاد نمی کند و سلیس تر هم می شود.
حسین احسانی فر
1392/11/12 در ساعت : 19:3:11
درود فراوان استاد
حضور استادی چون شما برای ما طفلان راه شعر بسیار امیدوار کننده است.
سپاس از حضورتان

تا جایی که اطلاعات قاصر بنده قد میدهد،اگر وزن شعر
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فَعَلُن
باشد ،شاعر این اختیار را دارد که این وزن را به
فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن
تبدیل کند.حال اینکه عکس این موضوع امکان پذیر نیست.

اگر اطلاعاتم نادرست است خوشحالم میشوم از محضرتان بیاموزم.
محمد حسین انصاری نژاد
1392/11/12 در ساعت : 22:51:58
سلام عرض شد.
سرزنده وسربلندباشید.
حسین احسانی فر
1392/11/12 در ساعت : 22:53:28
سلام و عرض ادب
حضورتان سبب دلگرمی است

لطفتان مستدام
علی اصغر اقتداری
1392/11/12 در ساعت : 23:25:49
اجرتان با ساقی وسالار دشت کربلا
حسین احسانی فر
1392/11/12 در ساعت : 23:27:21
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر
حضورتان باعث افتخار است.
ان شاء الله همه عاشقان حضرت
به دست مبارک ایشان سیراب شوند.
مرضیه عاطفی
1392/11/13 در ساعت : 0:24:26
سلام و اجرتان با دستهای علمدار کربلا
همواره عاشورایی باشید
یا علی(ع)
حسین احسانی فر
1392/11/13 در ساعت : 7:38:43
سلام و عرض ادب خدمت بانوی فرهیخته

ان شاء الله دعایی که کردید در حق خودتان هم مستجاب شود.

حضورتان را گرامی میدارم
صمد ذیفر
1392/11/13 در ساعت : 9:54:34
سلام.
درود بر شما دوست شاعرجناب احسانی فر عزیز .
با سپاس از اظهار لطف شما شاعر مومن و متواضع , این مثنوی زیبا حاصل اعتقادات و باور ها و زحمات بی وقفه ی شماست . بنده فقط نقش نظاره گر و تایید کننده را داشتم.
به هر حال خیلی زیبا و دلنشین است . دستمریزاد . امیدوارم مورد توجه و عنایت صاحبش قرار گرفته و ذخیره ی آخر ت تان باشد ..

و زیباتر این ابیات :
ماند در حسرتِ بوسیدنِ لبهایش ، آب
مثلِ یک تشنه که افتاده به دنبالِ سراب

ناگهان بادِ خزان آمده و کرد جدا
برگی از دفترِ آزادگی و عشق و وفا

تا در آن معرکه پیچید صدای سقا
زود آمد به سوی پیکرِ زارش، مولا

دشمن از غیرتِ عباس سرا پا گله بود
آه از چشم ، که در تیر رسِ حرمله بود !

(نظر استاد خوش عمل عزیز .متین و درست است در تقطیع هم (فعلن یا فع لن ..رف تاد . الف (افتاد) مانند نقش همزه ی وصل در تجوید قران است نوشته و خوانده نمی شود .و دو حرف ماقبل و بعد را به هم وصل می کند ) البته با استفاده از اختیارات شاعری شکل ظاهری که نوشته اید درست است . اما اختیارات شاعری در صورت ناچاری و برای پر کردن خلاء لاینحل در سروده است . حال که ردیف افتاد درسایر ابیات هست و می توانید شکل کامل و درست فعل را بکار بگیرید (افتاد ) چه لزومی به استفاده از اختیارات شاعری است ؟با افتاد روان تر هم می شود ..
باز به تواضع از ایشان راهنمایی خواسته بودید جور ,جور استاد بود . موفق باشید .انشاء الله
حسین احسانی فر
1392/11/13 در ساعت : 10:9:58
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدرم
آشنایی با حضرت عالی برای بنده موهبت الهی است
و خداوند منان را به خاطر این موهبت و الطاف بی انتهایش سپاسگزارم.

در این مقال نیز بر خود واجب میدانم که از زحمات حضرت عالی در راه پیشرفت
در عرصه شعر تشکر کنم.

نظر استاد خوش عمل بزرگوار و تأیید شما را به جان میپذیرم و الساعه تغییر میدهم.

ان شاء الله لطف و توجه شما به بنده حقیر مستدام باشد و همیشه خود را
مدیون شما میدانم.
نه تنها در هنر شعر شاگردتان هستم،بلکه در هنر زندگی نیز همواره از شما آموختم
و ان شاء الله زین پس نیز خواهم آموخت.

سپاس فراوان از حضور سبزتان
محمد حسن بذرکار (محب)
1392/11/16 در ساعت : 1:9:59
عال العال
حسین احسانی فر
1392/11/16 در ساعت : 10:37:21
شکراً
ابراهیم لایق برحق
1392/11/17 در ساعت : 15:58:21
سلام
امیدوارم ابیات بسیار زیبا و حزینتان در چشم مجروح علمدار ادب، و دستهای مقطوع ولی با کفایت سقای وفا خوش نشسته باشد و قلب پر از تلاطم و داغ اباصالح - روحی فداه - را تسلی باشد.
ساز حظ بزم روضه ی شب جمعه ی ما را کوک کردید.
هرگز سازتان از کوک نیفتد.

السلام علیک یا عباس بن علی
حسین احسانی فر
1392/11/17 در ساعت : 17:33:36
سلام و عرض ادب خدمت جناب لایق بر حق بزرگوار

این شعر از عنایت خاص حضرت اباالفضل(ع) ناشی شد

خدا را شاکرم که توفیق نوکری به این آستان را به بنده عنایت فرمود.

سپاس از حضور گرمتان
بازدید امروز : 871 | بازدید دیروز : 21,746 | بازدید کل : 120,577,273
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی