ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : محمد محمدی
شاعر گرامی، اشعار شما به عنوان اشعار برگزیده، شایسته ی انتشار در کتاب منتخب گردش مستانه است. لطفاً ی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شاعر عزیز خانم محمودی. - قصیده گونه ای از شما خواندم که در توصیف وطن عزیزمان سروده اید. ام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و‌درود. - معادل فارسی برخی واژه‌ها و اصطلاحات عربی بسی زیباتر و رساتر از اصل  آنهاست و بد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بی خبر
گمان نمی کنم این ماهرو بشر باشد
لبِ کدام بشر این قدَر شکر باشد

مرا از این همه دشمن هراس هرگز نیست
اگر ز عشقِ تو دستِ دلم سپر باشد

بخوان به نام گلِ سرخ روبروی افق
که دستگیرِ زمین آسمان مگر باشد

بدونِ شک بنشیند هنر به خاکِ سیاه
اگر به جای هنرمند بی هنر باشد

اثر چگونه کند آنچه فاقدِ اثر است
خبر چگونه دهد آنکه بی خبر باشد

چگونه خیری از این باغبان به باغ رسد
به جای بیل به دستش اگر تبر باشد

بگو به حضرت حافظ که فالِ این فنجان
چرا همیشه فقط قهوۀ قجر باشد

بیا ببین که شد از چشم، رودِ خون جاری
عجیب نیست که سرچشمه اش جگر باشد

صلاح نیست از این آب بی گدار گذشت
زبانِ سرخ، مصیبت برای سر باشد

مرا به حرف نیاور سکوت کن بگذار
حدیث دردِ دل ای دوست مختصر باشد

کرشمه ای کن و بردار بندِ گیسو را
فرو بریزش و بگذار تا کمر باشد

#غلامعباس_سعیدی
کلمات کلیدی این مطلب :  بی خبر ،


   تاریخ ارسال  :   1395/12/3 در ساعت : 17:15:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  430


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خدابخش صفادل
1395/12/3 در ساعت : 19:18:34
درود بسیارعالی است
غلامعباس سعیدی
1395/12/3 در ساعت : 20:17:17
سلام و درود
استاد صفادل بزرگوار.

سپاسگزارم

راشین گوهرشاهی
1395/12/11 در ساعت : 11:32:50
بدونِ شک بنشیند هنر به خاکِ سیاه
اگر به جای هنرمند بی هنر باشد


بسیار عالی
سپاس فراوان
غلامعباس سعیدی
1395/12/14 در ساعت : 8:30:41
سپاسگزارم بانو گوهرشاهی

درود بر شما
بازدید امروز : 7,081 | بازدید دیروز : 26,239 | بازدید کل : 111,871,536
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی