ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برگشت

 
بارون گرفت و راه افتادم
پشت سرم چشمات راهی شد
سهم من آتیش مُنور بود
سهم تو آوار سیاهی شد
 
برگشته بودم به سفر کردن
سمت ِ جهان تیره ی " مجنون "
معبر به معبر " فاوُ " گشتم تا
تنها نمونه شونه ی " کارون "
 
بارون گرفت و تیر می بارید
ما روی هر مین شرط می بستیم
از جون گذشتیم تا جهان فهمید
اینجا چرا ؟ به عشق کی هستیم؟!
 
آخر تموم شد جنگ و ما بردیم
اخبارمون اون چه شنیدی شد
فرجام خیلی از رفیقامون
" ممد نبودی که ببینی " شد
 
برگشتم اما شهر زخمی بود
توُ کوچه بارونی نمی بارید
می گفتن اون چشمای بی خوابت
با لای لای ِ موشکا خوابید
 
حالا منم موجی ِ بیخوابی
گفتی : بری من رو سفید میشم
سی ساله که آروم گرفتی و
سی ساله هر لحظه شهید میشم...
 

عدم رعایت قافیه در بند چهارم آگاهانه است.

 
 
پویا اقرایی – خوزستان - بهار 1395
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ، ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1396/6/4 در ساعت : 19:12:40   |  تعداد مشاهده این شعر :  546


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,903 | بازدید دیروز : 45,730 | بازدید کل : 109,920,366
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی