ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود . - شُبُهات به ضمّ اوّل و دوّم جمع کلمه ی «شُبْهه» است نه به ضم اوّل و سکون دوّم .    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شاعر عزیز خانم محمودی. - قصیده گونه ای از شما خواندم که در توصیف وطن عزیزمان سروده اید. ام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و‌درود. - معادل فارسی برخی واژه‌ها و اصطلاحات عربی بسی زیباتر و رساتر از اصل  آنهاست و بد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گریه کن تامگر بهم بخورد خواب سنگین چشم‌های جهان
و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
 
بسته دنیا اگر چه چشم‌ش را رویِ خون‌خواری جهان‌خواران
گریه‌کن تا مگر بهم بخورد خواب سنگین چشمهای جهان
 
محرمی نیست،
مرهمی هم نیست
سخت‌تر اینکه همدمی هم نیست!
گریه‌کن گریه‌کن بر این آتش تا مگر قطره‌قطره این باران...
 
کودکی و تو را گناهی نیست!
می‌هراسی ولی پناهی نیست
پا‌به‌پای تو گریه خواهم کرد ، پابه‌پای تو می‌سپارم جان
 
زندگی!پای مرگ می‌سوزی
زندگی! زنده‌زنده می‌سوزی
سوختن را چگونه می‌سازی؟ می‌دهی جای مجرمان تاوان!
 
"ماگ"ها گرم آتش‌افروزی ، تیترها مست جام "فیفا"یند
خبر نانوشته ای هستی که شدی از جریده‌ها پنهان
 
هرکجا فتنه سر برآورده‌ست، آتشی بی گمان بپا کرده است
پشت صحنه، همیشه کاخ‌سیاه ؛نقشه‌گردانِ نقشه‌ها، شیطان!
 
خونِ انسان‌بی‌حقوق‌بشر
هست از خونِ گاوها کمتر!
می‌رود رو به انحطاط زمین ، می‌رود رو به انزوا انسان
 
معبد کفر میزند ناقوس، خواب و بیداری جهان، کابوس
می‌دهد دیو سازمان ملل نوبل صلح را به جلادان
 
می‌مکد از رگ مسلمان،جان
کفرِ بودائیان خون‌آشام
و جهان غرق روزمرگی‌اش و زمین بی‌مدار ، سرگردان
 
می‌وزد بوی مرگ از عودش
نوبهارانِ زنده پاسوزش
باور سبزت آی "روهینگی" می‌دهد بر خزان‌شان پایان
 
تَلِ خاکسترند و بی‌تردید
سوز آهت به بادشان بدهد
گریه کن تا مگر بهم بخورد خواب سنگین چشم‌های جهان
 
 
رحیمه‌مهربان
 
ماگ : شبه نظامیان تندرو بودایی 


 
#میانمار #بودیسم #بای_ذنب_قتلت #شعر_انتصار #آنگ_سان_سوچی #نوبل #صلح
 
#رحیمه_مهربان 150596
کلمات کلیدی این مطلب :  میانمار ، جایزه نوبل ، انتصار ، غزل ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1396/6/22 در ساعت : 13:55:20   |  تعداد مشاهده این شعر :  456


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حنظله ربانی
1396/6/22 در ساعت : 17:27:2
درود بر شما
بازدید امروز : 5,904 | بازدید دیروز : 21,788 | بازدید کل : 111,940,068
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی