ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
حضرت استاد خادمیان ؛ یار صادق...مصراع تق تقی خانم محمودی (تق تق تق تق غم ام که باران دارم) از حیث وز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
هر چند سرور عزیز واستاد بنده جناب خوش عمل عزیز ایراد وزنی را رد فر موده اند اما باز هم به    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
... سرکار خانم محمودی شاعر بانویی مسلط بر عروضند...مصراع اول ایراد وزنی ندارد: - تق تق تق تق.....م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با نوی گرامی هر چند زیباست - اما مصرع اول نسیت به مصرع های دیگر وزن کم دارد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدرضا کاکائی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدرضا کاکائی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود - مطالب ارزنده ای را حضرت دوست استاد ارجمند جناب خوش عمل کاشانی در باره ی یک بیت    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بارها گفته ام که ارادتمند هیچگاه نمی آیم ادعا کنم که در بین پنجاه و حتی صد شاعر معاصر (از انقلاب به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برف می بارد(ترانه)

برف می بارد...

برف بس زیباست می بارد

این برف هم مانند این دنیاست

با ناز می خندد... با رقص می بارد...

اما به غیر از نیم روزی یا که چندین روز

ردپای ترد او بر خاک

پابرجا نمی ماند...

اما به جز در خاطرات ما اثر از او نمی ماند...

گفت مادر رو به فرزندان دلبندش

ای کودکانم یادتان باشد...

برف بس زیباست می بارد

چون حریری نو

روی خاک ترد می لغزد...

با غمزه های نوعروسی شاد،

در پیش چشم آسمان و باد می رقصد

از سپید روشنش هستی حریری تازه می پوشد

در سرور بودنش کوه و بیابان جامهای باده هایی ناب می نوشد

لیک بعد از نیم روزی یا كه چندین روز

جز ردپایی سرد ازو بر جا نمی ماند...

یا مگر در خاطرات ما اثر از او نمی ماند...

ای کودکانم یادتان باشد؛

جان انسان روزگاری در حریر برف می ماند

مثل آدم برفی کوچک، لباس شیطنت بر دوش

لیک بعد از نیم روزی چند

می رود با نور؛ دوشادوش

تا حریری تازه را در بر بپوشاند

پیله ی خشک زمستان را بخشکاند

با دو بال تازه از این پیله بگریزد؛

مثل یک پروانه ی زیبا

اوج گیرد در بهاری که پس از این برف می آید...

کودکانم گوش...

در زمستان جهانی تنگ

دست تقدیر فلک با حیله و نیرنگ

می زند بر جان انسان چنگ ...

رنجها و دردها ی بیشماری روح انسان را می آزارد

لیک هر رنجی

مثل یک گوهر

روح انسان را بپالاید...

کودکانم عاقبت یک روز

آدمی چون برف می میرد

تا ردای لذتی کوتاه و صدها زخم را از تن بیندازد

آدمی چون برف، هم آغوش مهر آفتاب و خاک می میرد

لیک جای ترس و وحشت نیست

مرگ، آغاز شکوفاییست؛

جان آدم در غلاف خاک

بعد از مرگ،

هرگز و هرگز نمی ماند..

برف دنیا سرزمین جان آدم را

می کند سیراب تا همچون گلی رعنا

همزمان با مرگ،

بشکفد از خاک

کودکانم برف می بارد...

تا سراب زندگانی را به یاد آرد...

"زندگی زیباست همچون برف

مرگ هم زیباست
مرگ هم زیباست.



 

سرایش: راشین گوهرشاهی

ketabera@
.

کلمات کلیدی این مطلب :  ترانه ،

موضوعات :  ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1396/11/10 در ساعت : 14:43:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  364


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 10,386 | بازدید دیروز : 26,373 | بازدید کل : 104,538,559
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی