ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود . - شُبُهات به ضمّ اوّل و دوّم جمع کلمه ی «شُبْهه» است نه به ضم اوّل و سکون دوّم .    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شاعر عزیز خانم محمودی. - قصیده گونه ای از شما خواندم که در توصیف وطن عزیزمان سروده اید. ام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و‌درود. - معادل فارسی برخی واژه‌ها و اصطلاحات عربی بسی زیباتر و رساتر از اصل  آنهاست و بد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مستِ بارانِ لیله القدریم آسمان در زمین دوزانو زد...

پنجره بوی تازه ای دارد
بنظر میرسد بهار آمد

خویش را خیش میزنم شاید
بشود با زمان کنار آمد

چشم هایم به شخم معتادند
زیر و رو میکنم نگاهم را


بذر گل های مثبت عشقم
اول کارمان به کار آمد

دست در دست گرم همسایه
چشمهامان به هم گره خورده ست

روی لبهای مان چه طعم گَسی
دم افطار از انار آمد

خیش را در زمین اندیشه
شهر اردیبهشت مهمان کن

بذر کن سوسن صداقت را ،
سوت پایانِ افتخار آمد !

یک شب از این بهار زیبا را
روی لبها درود می کارم

تو خدا را چه دیده ای شاید
سحر این بذر ما به بار آمد

مستِ باران لیله القدریم
آسمان درزمین دو زانو زد

بوسه ها باسلام ولب خوانی ،
لحظه ی نابِ انفجار آمد

ماه تو سرزمین خوبی هاست
خواندن درس های تو عشق است

می نویسم به دفتر روحم
مشق عشق تو خوشگوار آمد

خودِ تو عاشقی یقین دارم ،
عشق تو بی نهایتِ عشق است

عاشقم اندکی شبیه خودت
عاشقی ارثی از نگار آمد

عشق مانند سوره قدرست
هرچه تکرار میکنی بدرست

غزل دلبرانه ی امشب
عاشقانه به دست یار آمد

عاشقانه سپاس میگویم ،
خوب امشب تو را بغل کردم

ایستادم کنار پنجره ات
تا درآغوش من قرار آمد

پادشاه کبیرشبهایم ،
خواب دیدم پریش شیطان را

دست وپابسته درغُل وزنجیر
دستِ خالی شب ازشکار آمد

شَجر ربَّنای مان گل کرد
چشمه ها روی گونه می رقصند

آسمان در قنوت ما جاری ست
بهترین فصل روزگار آمد

#علی_ اکبر_ مقدم
۲۸ اردیبهشت ۹۷ فریمان .مشهد مقدس

کلمات کلیدی این مطلب :  ماه رمضان ، شب قدر ، روزه ، بهارقرآن ، عشق ، ربَّنا ، عاشقی ، لیله القدر ،


   تاریخ ارسال  :   1397/3/7 در ساعت : 17:29:42   |  تعداد مشاهده این شعر :  346


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حمیده پارسافر
1397/3/7 در ساعت : 19:6:46
یک شب از این بهار زیبا را روی لبها درود می کارم
تو خدا را چه دیده ای شاید سحر این بذر ما به بار آمد
بسیارزیباست
علی اکبر مقدم
1397/3/8 در ساعت : 13:34:17
درود برشما بزرگوار
زنده باشید وبرقرار
منت نهادید
متشکرم
بازدید امروز : 4,282 | بازدید دیروز : 21,004 | بازدید کل : 111,959,450
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی