ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
حضرت استاد خادمیان ؛ یار صادق...مصراع تق تقی خانم محمودی (تق تق تق تق غم ام که باران دارم) از حیث وز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
هر چند سرور عزیز واستاد بنده جناب خوش عمل عزیز ایراد وزنی را رد فر موده اند اما باز هم به    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
... سرکار خانم محمودی شاعر بانویی مسلط بر عروضند...مصراع اول ایراد وزنی ندارد: - تق تق تق تق.....م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با نوی گرامی هر چند زیباست - اما مصرع اول نسیت به مصرع های دیگر وزن کم دارد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدرضا کاکائی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدرضا کاکائی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و درود - مطالب ارزنده ای را حضرت دوست استاد ارجمند جناب خوش عمل کاشانی در باره ی یک بیت    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بارها گفته ام که ارادتمند هیچگاه نمی آیم ادعا کنم که در بین پنجاه و حتی صد شاعر معاصر (از انقلاب به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بغض واژه ها - نثر ادبی - برای امام صادق (ع)

در تماشای تاریخ شیعه، بغض واژه ها مي شكند و حرف به حرف بر سفيدي كاغد جاری می شود.
بقیع در سكوتي ژرف فرو رفته است. نخلهاي موپریش مدینه روزه سكوت گرفته اند. ابرهاي بغض كرده؛ حيران و پريشان سر به شانه هاي كوه گذاشته اند.
از سمت ملکوت، نواي آسمانی «الرحمن» بگوش مي رسد.
در مجلس عزاي آسمانيان، بغض ابرها برای ششمین امام معصوم می شکند. کمی آن سوتر، از سمت نگاههاي خيس بقيع، دسته هاي عزاداري كبوتران به راه افتاده است. فرشته های مقرب با بهتی شگفت؛  کوهی عظیم را مشاهده می کنند که قرار است در گودالی کوچک آرام بگیرد!
معلوم است که اندوه زمینیان هم به اندازه کوه ها سربه فلک کشیده بزرگ است. و مگر کدام سینه توان به دوش کشیدن این غم سترگ را دارد؟
ای خورشید بی زوال دانش!
خوشا آن روز که عالمانی از سراسر جهان همچون پروانه دوروبرت  می چرخیدند و از وجود تو فیض می گرفتند.
خوشا آن روز که درخت دانش و معرفت از کلام شوانگیز تو جان گرفت و به بار نشست و از شکوه علم  بی اندازه ات، کم کم گلستانها و باغهای دانایی در جهان پدید آمد.
الفبای فقه و فلسفه و اصول دانه های بذری بودند که یک روز در دلهای عالمان کاشتی و تا دنیا دنیاست زمین از برکت آن نفس خواهد کشید.
ای هشتمین معصوم عالم!
تو آنقدر بزرگی که فقیهان دین در همیشه تاریخ خوشه چین خرمن احادیث تو بوده اند.
در تعجبم مگر چه گفته بودی که آن گونه بارها برای کشتن تو نقشه کشیدند و حتی در خانه‌ات را به آتش کشیدند؟
ای چهارمین امام مسموم!  
در سوگ تو کوچه ها و خیابانهایمان لباس سیاه پوشیده اند و درختها شال عزا به گردن انداخته اند.
حالا صدای نوحه خوان از بلندگوی مسجد محل بگوش می رسد:
حضرت صادق مگر فرزند پيغمبر نبود؟
يا مگر ريحانه صديقه  اطهرنبود؟

عبدالرحیم سعیدی راد

کلمات کلیدی این مطلب :  امام صادق ع ، نثر ادبی ، سعیدی راد ،

موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/4/16 در ساعت : 18:56:54   |  تعداد مشاهده این شعر :  220


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حنظله ربانی
1397/4/18 در ساعت : 13:39:34
عالی بود بزرگوار
درود بی کران شما را !
بازدید امروز : 10,679 | بازدید دیروز : 26,373 | بازدید کل : 104,538,852
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی