ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سلام. - «دندان برای این همیشه کِرم خواهد خورد...» - پر واضح است که مقصود شاعره محترمه این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
درود جناب ایزدی گنابادی عزیز. - در مورد ضعف تألیف در آن بیت که اشاره فرمودید من واقعآ متوجه نشدم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب پور افشار. - در بیت دوم به لحاظ بیانی تصویر شاعرانه ی خوبی شکل گرفته است. - اما پرد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام . - دوستان نظرات جناب استاد خوش عمل را در خصوص وزن شعر چشم و گوش بسته بپذیرند و بر مجادله و چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
....البته در شعر جناب «جاذب نیکو» به زعم کمین ، اشکال دیگری هم وجود دارد که اتفاقآ در مصراع اول بیت    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بهارستان پاییزی
به هم می ریزد آرامم از آواهای شب خیزی
به خوابم حمله کرد انگار لشگرهای چنگیزی!
 
سرود مرگ شد همگام با هوهوی سرد باد
و پژمردند گلهای بهارستان پاییزی
 
به استثمار رفته کشتزارِ طبعِ من چون شد ...
تفرجگاه گنجشکان مترسک های جالیزی
 
قلم غرق خروش دلخراش خشم تاریخ است
دلم لبریز زخم از روزهای جنگ و خونریزی!
 
نه تنها رودها لبریزِ خونِ کوهساران است
که شد آلوده ی بیداد مجراهای کاریزی
 
صدای تیشه ی فرهاد می آید هنوز از کوه
چه شیرین خاطراتی شد اسیرِ چنگِ پرویزی؟!
 
هنوز از تهمتِ سودابه می سوزد دلِ پاکان
که دامانِ سیاوش شد دچارِ آتشِ هیزی
 
پریشان است تهمینه هنوز از دستِ رستم چون
که شد بومِ دلش با خونِ پورش رنگ،آمیزی
 
شبیه نوش دارویی ست بعد از مردنِ سهراب...
برایم قرصهای خواب و داروهای تجویزی!
 
میانِ بسترِ خیس از عرق با خویش می گویم:
بس است ای شاعرِ آشفته! تا کی نفرت انگیزی!؟
 
حسین احسانی فر(رهای لنگرودی)
کلمات کلیدی این مطلب :  حسین ، احسانی فر ، رهای لنگرودی ،

موضوعات :  اجتماعی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/9/7 در ساعت : 9:21:46   |  تعداد مشاهده این شعر :  295


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

حنظله ربانی
1397/9/22 در ساعت : 14:59:48
بسیار عالی
مرحبا
حسین احسانی فر
1397/9/25 در ساعت : 13:46:57
ممنونم از الطاف همیشگی ات عزیز برادرم
بازدید امروز : 19,114 | بازدید دیروز : 41,280 | بازدید کل : 106,973,822
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی