ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - دوست عزیز جناب پژوهنده - اولا : اگر اندکی می پژوهیدید کلمه ای مناسب تر از «سکو»[به تخفیف   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مستی و راستی
 
راستیّ و مستی آری ... گوشۀ میخانه ای
این چنین می گفت با دیوانه ای دیوانه ای:
 
خلق را دیوانه می خواهند هشیاران ملک
پس چرا کردند این میخانه را ویرانه ای
 
حرف باشد حرف و حرف و حرف وقتی اینچنین
می نشیند جای یک فرزانه نافرزانه ای
 
نقش ایوان و در و دیوار می ریزد به هم
سست اگر از ریشه باشد پایه های خانه ای
 
ذوق می میرد هنر می پژمرد دل می رمد
در سری جای حقیقت تا نشست افسانه ای
 
دوستانِ آشنا خون در دلِ ما می کنند
کی کند این کار را بیگانه با بیگانه ای
 
خویش را بر شانۀ مردانه ای باید گریست
گریه دارم نیست اما شانۀ مردانه ای
 
شانه هایت را بیاور گریه ام از حد گذشت
تا سرم را باز بگذارم به روی شانه ای
 
#غلامعباس_سعیدی
کلمات کلیدی این مطلب :  مستی و راستی ،

موضوعات :  اجتماعی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/9/27 در ساعت : 16:1:17   |  تعداد مشاهده این شعر :  245


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1397/9/27 در ساعت : 22:22:39
دوستانِ آشنا خون در دلِ ما می کنند
کی کند این کار را بیگانه با بیگانه ای

خویش را بر شانۀ مردانه ای باید گریست
گریه دارم نیست اما شانۀ مردانه ای
عالی بود
غلامعباس سعیدی
1397/9/28 در ساعت : 9:19:58
درود و سپاسسس
بازدید امروز : 17,995 | بازدید دیروز : 25,075 | بازدید کل : 109,667,525
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی