ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سلام. - «دندان برای این همیشه کِرم خواهد خورد...» - پر واضح است که مقصود شاعره محترمه این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
درود جناب ایزدی گنابادی عزیز. - در مورد ضعف تألیف در آن بیت که اشاره فرمودید من واقعآ متوجه نشدم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب پور افشار. - در بیت دوم به لحاظ بیانی تصویر شاعرانه ی خوبی شکل گرفته است. - اما پرد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام . - دوستان نظرات جناب استاد خوش عمل را در خصوص وزن شعر چشم و گوش بسته بپذیرند و بر مجادله و چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
....البته در شعر جناب «جاذب نیکو» به زعم کمین ، اشکال دیگری هم وجود دارد که اتفاقآ در مصراع اول بیت    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



مستی و راستی
 
راستیّ و مستی آری ... گوشۀ میخانه ای
این چنین می گفت با دیوانه ای دیوانه ای:
 
خلق را دیوانه می خواهند هشیاران ملک
پس چرا کردند این میخانه را ویرانه ای
 
حرف باشد حرف و حرف و حرف وقتی اینچنین
می نشیند جای یک فرزانه نافرزانه ای
 
نقش ایوان و در و دیوار می ریزد به هم
سست اگر از ریشه باشد پایه های خانه ای
 
ذوق می میرد هنر می پژمرد دل می رمد
در سری جای حقیقت تا نشست افسانه ای
 
دوستانِ آشنا خون در دلِ ما می کنند
کی کند این کار را بیگانه با بیگانه ای
 
خویش را بر شانۀ مردانه ای باید گریست
گریه دارم نیست اما شانۀ مردانه ای
 
شانه هایت را بیاور گریه ام از حد گذشت
تا سرم را باز بگذارم به روی شانه ای
 
#غلامعباس_سعیدی
کلمات کلیدی این مطلب :  مستی و راستی ،

موضوعات :  اجتماعی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/9/27 در ساعت : 16:1:17   |  تعداد مشاهده این شعر :  174


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1397/9/27 در ساعت : 22:22:39
دوستانِ آشنا خون در دلِ ما می کنند
کی کند این کار را بیگانه با بیگانه ای

خویش را بر شانۀ مردانه ای باید گریست
گریه دارم نیست اما شانۀ مردانه ای
عالی بود
غلامعباس سعیدی
1397/9/28 در ساعت : 9:19:58
درود و سپاسسس
بازدید امروز : 17,047 | بازدید دیروز : 26,671 | بازدید کل : 106,910,233
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی