ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بیچاره شیطان
باز آن جا کناار آن دیوار
می نشسنم غمین و افسرده
می کنم فکر این که شیطان هم
تازگی ها میانمان مرده

طرح یک اختلاس سنگین که ...
فکر شیطان به آن نرسید
وقتی آن را به دست او دادند
شرمش آمد ز بردنش ترسید

وقتی آن جا به چشم می بینم
کودکی در زباله سر گردان
می دود چشم های خوشگل او
در میان زباله ها پی نان

آن طرف تر کثیف مردی را
دست تقدیر نه که یک تدبیر
می نشاند به تخت سلطانی
رانت و سکه نه معدنی از قیر

دختری داف عینهو مانکن
خانه ی او به روی خانه ی ماست
وای در خانه اش شب و روز
یک ولنتاین تازه ای بر پاست

اهل ساپورت و ساکشن و پروتز
زانوانی ز بیخ جر خورده
حس خوبی که گوئیا قرنی است
در زوایای جهره اش مرده

باز دارد بریک می رقصد
در میان هیاهوئی سنگین
بر سرم مثل ریزش آوار
کوبش پای او به روی زمین

باز باید به خود بگم خفه شو
آخر این را تو از کجا دیدی !؟
او کجا تشنه ی هوسرانی است
تو به گور بابات خندیدی

وای من خاک عالمی به سرم
ما خدائی کجای این کاریم
که ز عصیان پریم اما هیچ
از گنه دست بر نمی داریم

درد ما را کسی نمی فهمد
حرف ما ها همیشه بر باد است
آن چه اصلن به گوش کس نرسد
از من ِگلو بریده فریاد است

29 آذر ماه 97


موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/10/3 در ساعت : 10:11:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  104


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 44,708 | بازدید دیروز : 39,186 | بازدید کل : 109,896,441
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی