ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود/ من براین باورم، پس از سرودن شعر و پخش آن، شعرازمخاطب است یعنی خوانش و نظر خواننده ی شعر مهم اس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - ابتدا عذرخواهی میکنم و بعنوان خواننده ی این شعر به ظاهر عاشقانه برداشتی را که د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما . - بیتهای ششم و نهم در محتوا و پیا م مشابهند . یکی از این دو را در صورت صل   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



طلوعی دباره

هر روز می نویسم برای تو
برای خودم برای فصل های تابستان
انتظار آن روزهای بی پایان را می کشم،انگار که هرگز فرا نخواهد رسید
وهمچنان باید منتظر ماند.
گوی دیروز بود تو راصدا می زدم
امروز هم گذشت،امروزم دیروزها شدو
دیرو دیرتر می شود،دور ودورتر
لحظه ها از کنارم سپری می شوند
ومن بی  آنکه آن ها را به ذهنم بسپارم.
لحظه ها از کنارم سپری می شوند بی آنکه به آنها سلامی گفته باشم
تمام آرزوهایم را در دل دارم ،وچشم انتظار طلوعی دوباره ام.
گویا که خورشید هیچ وقت طلوع نخواهد کرد
چشم به راه تو مانده ام نکند تو هم با خورشید غروب کرده ای
نکند با هم پیمان شدید که مرا تنهایم بگذارید
ومن همچنان امیدوارم به طلوعی دیگر...هر روز می نویسم برای تو
برای خودم برای فصل های تابستان
انتظار آن روزهای بی پایان را می کشم،انگار که هرگز فرا نخواهد رسید
وهمچنان باید منتظر ماند.
گوی دیروز بود تو راصدا می زدم
امروز هم گذشت،امروزم دیروزها شدو
دیرو دیرتر می شود،دور ودورتر
لحظه ها از کنارم سپری می شوند
ومن بی  آنکه آن ها را به ذهنم بسپارم.
لحظه ها از کنارم سپری می شوند بی آنکه به آنها سلامی گفته باشم
تمام آرزوهایم را در دل دارم ،وچشم انتظار طلوعی دوباره ام.
گویا که خورشید هیچ وقت طلوع نخواهد کرد
چشم به راه تو مانده ام نکند تو هم با خورشید غروب کرده ای
نکند با هم پیمان شدید که مرا تنهایم بگذارید
ومن همچنان امیدوارم به طلوعی دیگر


موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1397/10/6 در ساعت : 17:53:46   |  تعداد مشاهده این شعر :  280


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 46,773 | بازدید دیروز : 23,594 | بازدید کل : 120,466,485
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی