ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : مهسا مولائی پناه
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
درود - متنی ساده بود تا شعر - هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا - دور از شعر بود - اشعار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام محمد علی رضا پور عزیز شاعر گرانقدر . - حقیر را به خوانش اشعارتان فرا خوانده اید ؛ از حسن اعتم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و درود بر استاد گرانقدرم جناب خادمیان عزیز! - - استادبزرگوار! فرموده تان درست است و حقیر ه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صدرالدین انصاری زاده
فرد اعلی نباشیم! - """""""""""""""""""""" - نمی دانم در ادبیات این کشور چه می گذرد. بهتر بگویم:   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود میلاد مسعود امام زمان بر شما مبارک باد - - جناب رضا پور عزیز بیت ششم مصرع اول   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود/ من براین باورم، پس از سرودن شعر و پخش آن، شعرازمخاطب است یعنی خوانش و نظر خواننده ی شعر مهم اس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - ابتدا عذرخواهی میکنم و بعنوان خواننده ی این شعر به ظاهر عاشقانه برداشتی را که د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما . - بیتهای ششم و نهم در محتوا و پیا م مشابهند . یکی از این دو را در صورت صل   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



دلم بد جور می لرزد
چه پیش آید، چه خواهد شد، دلم بد جور می لرزد
 شبیه  ماهی افسرده ای  در تور می لرزد
 نیستان سوخته، دنیا کدر، تصویرها بی رنگ
 نیِ غم می زند روحِ جوان، سنتور می لرزد
 جهانِ تیره بُرده آسمان را زیرِ چتر خود
 چراغِ ماه پشتِ ابرهایِ  کور می لرزد
 چنان گردیده دستانِ غزل  از معرفت خالی
 که دارد روحِ سلطانِ غزل در گور می لرزد
 یکی در بینِ این جمعیتِ زیبا نمی پرسد
 چرا، آخر چرا، از دیدنِ من حور می لرزد
 تما شا می کنی، اشکِ حقیقت را نمی بینی
 نمی خواهی بفهمی قاتلِ منصور می لرزد
 به دستِ مستِ ازخود بی خود امشب تیشه می بینم
 نه تنها بید، حتی  شاخه ی انگور می لرزد
 به هر جا می روم آثارِ آرامش نمی بینم
 گلستان از صدایِ  شورش زنبور می لرزد
کلمات کلیدی این مطلب :  نیستان، سنتور، سلطان، چراغ ماه ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1397/10/10 در ساعت : 7:29:13   |  تعداد مشاهده این شعر :  336


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 42,155 | بازدید دیروز : 54,713 | بازدید کل : 120,516,580
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی