ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اندرز


 

همین امسال بود ،
چند ماهی پیش از این
مردی مرا دید و سلامی کرد ؛
و بعد از آن
ذکری ز فرزندش  نمود از رویِ منظوری ،
که استعدادِ خاصی دارد او چون من
و او اندیشه ی محض و هنرمندی سرافراز است
و صدها مرتبت بهتر ز هر دانا که می دانی
شکیب و با محبّت
او فراترها ز هر انسانِ ممتاز است !
و می خواهم که اندرزی نمائی
جانِ من را با دو تا بیت از غزل هایت
که او شایسته ی هر منصبی در کشورِ ما هست !
 
و من ساکت به هر اوجی خیالم رفته بود اما
خودم بودم  
ولی آنجا نبودم من !
 
و او می گفت و می گفت از دلِ زخمش
برایِ جسمِ بی روحم
و من تنهایِ تنها در نگاهِ بی سرانجامش
خودم را داده بودم دست طوفانِ گریزانش !
 
ولی افسوس او هرگز نشد ساکت
که من از فکرتم بیرون بیایم لحظه ای آرام
و چندین پاسخِ گرمی دهم او را  ،
که ای دنبالِ منصب هایِ ویرانگر
مخواه از من
مخواه از خود
هرآنچه طالبِ بیش از هزاران مرد و نامرد است ،
هر آنچه در رُخِ احوالِ این مردم نماهائی که می بینی
همان پیمانه ی سرد است
همان آوازه یِ چشمانِ بی درد است !


م جعفری




موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/10/12 در ساعت : 19:8:7   |  تعداد مشاهده این شعر :  247


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

علی میرزائی
1397/10/15 در ساعت : 17:19:40
درود بر شما استاد نازنین
بسیار زیبا ،روان،دل نشین و تاثیر گذار
محمدرضا جعفری
1397/10/25 در ساعت : 2:17:18
درود استاد / بی نهایت ممنونم از لطف و محبت حضرتعالی
صمد ذیفر
1397/10/20 در ساعت : 11:37:25
سلام
و درود بر شاعر هنرمند جناب جعفری عزیز
طبع و قلم تان همواره نویسا و پویا باید
ان شاء الله
محمدرضا جعفری
1397/10/25 در ساعت : 2:17:29
درود استاد / بی نهایت ممنونم از لطف و محبت حضرتعالی
بازدید امروز : 22,879 | بازدید دیروز : 45,730 | بازدید کل : 109,920,342
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی