ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«سرآغازآفتاب»
«سر آغاز آفتاب»
 
روزی بهار سرزده از راه می رسد
این باغ را دوباره  هوا خواه می رسد
 
گل های باغ  پیرهنت باز می شوند
اردیبهشت، خوش خبر از راه می رسد
 
دجّال های پیر از این شهر می روند
نوبت به آب و آینه و ماه می رسد
 
آری، به رغم میل تمام شغاد ها
هنگامه ی رها شدن از چاه می رسد
 
چیزی نمانده است به آغاز آفتاب
پایانِ کارِ این غمِ جانکاه می رسد !
 
دارد امید در دل من شعله می کشد
انگار در سیاهی شب ماه می رسد
 
از سمت بیستون  خبری خوش می آورند
فرهاد، تندرست و دل آگاه  می رسد!
 
من خواب ورقه را، دوسه شب پیش، دیده ام
من خواب دیده ام که به گلشاه می رسد...
 
این روزها هوای تورا پرسه می زنم
این روزها که شعر  هر از گاه می رسد
 
در این فصول، حال مرا بیشتر بپرس
حال کسی که خسته به درگاه می رسد!
کلمات کلیدی این مطلب :  بهار ، دجال ، امید ، شعله ، بیستون ، ورقه ، گلشاه ،


   تاریخ ارسال  :   1397/10/12 در ساعت : 22:17:18   |  تعداد مشاهده این شعر :  307


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 23,015 | بازدید دیروز : 45,730 | بازدید کل : 109,920,478
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی