ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سلام. - «دندان برای این همیشه کِرم خواهد خورد...» - پر واضح است که مقصود شاعره محترمه این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
درود جناب ایزدی گنابادی عزیز. - در مورد ضعف تألیف در آن بیت که اشاره فرمودید من واقعآ متوجه نشدم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب پور افشار. - در بیت دوم به لحاظ بیانی تصویر شاعرانه ی خوبی شکل گرفته است. - اما پرد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام . - دوستان نظرات جناب استاد خوش عمل را در خصوص وزن شعر چشم و گوش بسته بپذیرند و بر مجادله و چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
....البته در شعر جناب «جاذب نیکو» به زعم کمین ، اشکال دیگری هم وجود دارد که اتفاقآ در مصراع اول بیت    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - یادداشت اول را جناب خوش عمل قلمی فرموده اند و به درستی یک مطلب ساده را یادآوری کرده اند, به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
- درود. - «مثـل آیینـه ها زلال هسـتند، چون که دل هـای صیقـلی دارنـد» - در این مصراع «ل» در وا   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



یادداشت امید مهدی نژاد
 
 
📌تهیه‌کننده محترم تماس گرفت و با صدایی آرام و لحنی معنوی، توضیح داد که برای پخش در ایام فاطمیه شبکه فلان، بنا دارند شعرخوانی چند شاعر را ضبط کنند و گفت شماره مرا از فلانی گرفته و گویا چند شعر فاطمی دارم و از من پرسید آیا شعرم را در فلانجا هم خوانده‌ام یا نه، و خلاصه اینکه دعوت کرد که افتخار بدهم و فلان‌روز در فلان استودیو حاضر شوم و‌ شعرهای فاطمی‌ام را برای دوربین‌شان بخوانم. بعد از پرسش از چند و چون کار، سؤال کردم آیا برای شاعران دستمزدی یا هدیه‌ای در نظر گرفته‌اند یا خیر. با صدایی آرام و لحنی معنوی، از اجر معنوی گفت و از بودجه محدود سازمان [؟!] و در پایان گفت اگر لازم است با من خودشان از جیب حساب خواهند کرد.
محترمانه و با لحنی معنوی از ایشان عذرخواهی و با ایشان خداحافظی کردم.
 
آنچه در ادامه می‌آید پاسخی به ایشان و امثال ایشان است:
 
📌شعر در تلویزیون بی‌احترام و بی‌قدر است. مثل خیلی چیزهای دیگر. برعکسِ مثلا فوتبال، و خیلی چیزهای دیگر. چرا؟ چون بی‌شعور و از فرهنگ بیگانه‌اند؟ نه لزوماً. چون در تلویزیون ملاک احترام پول است. چیزی در تلویزیون محترم است که برایش پول خرج شده باشد و چیزی محترم‌تر، که از آن بشود پول هم درآورد. تلویزیون تا برای چیزی پول خرج نکند، متوجه ارزش و اعتبار آن چیز نمی‌شود. تلویزیون پول را می‌شناسد، نه ارزش و اعتبار را.
 
📌محمد صالح‌علاء می‌گفت من ترانه‌هایم را گران می‌فروختم. چون تهیه‌کننده می‌گفت حالا که اینقدر پول به ترانه داده‌ایم، پس بدهیم آهنگش را هم فلانی بسازد و بگوییم ارکستر بزرگ هم بگیرند و اصلا بدهیم فلانی هم بخواند. قیمت ترانه بود که کیفیتش اجرا را تضمین می‌کرد، نه هیچ چیز دیگر. تهیه‌کننده جز پول را نمی‌فهمید و برای ارتقای کیفی کار، هیچ چاره‌ای جز بالا بردن قیمت ترانه و وادار کردن تهیه‌کننده به پول خرج کردن به‌نفع کیفیت کار نبود. 
 
📌برای تلویزیون، چیزی که بابتش پولی پرداخت نشده، صرفا برنامه‌پرکن است. تازه پیش خودشان فکر می‌کنند این بابا که بدون اینکه چیزی بگیرد پا شده آمده جلوی دوربین، لابد از خداش هم هست. اصلا توی سرش هم می‌زنیم. اما وقتی پول خرج می‌کنند، با خودشان می‌گویند پس لابد یک خبری هست، احترام بگذاریم. تهیه‌کننده می‌دود به استقبالت، مدیر تولید استاد استاد می‌کند، تصویربردار تصویر بهتری ازت می‌گیرد (باور کنید)، مجری توی حرفت نمی‌پرد... و همه دست در دست هم تلاش می‌کنند حالا که پولش را داده‌اند، احترام بگذارند و کار را باکیفیت اجرا کنند.
 
📌من که بارها بی‌هیچ توقعی در فلان محفل دانشجویی و فلان هیئت عزاداری و فلان جمع دوستانه شعر خوانده‌ام، اتهام پول‌دوستی را به جان می‌خرم و به تلویزیون و تهیه‌کننده تلویزیون ـ حساب آنها که می‌شناسم‌شان سوا ـ حال مفت نمی‌دهم. نه اینکه چندرغاز حق‌البوق تهیه‌کننده و تلویزیون دردی از من دوا کند، نه. این کار را می‌کنم که آنها که جز پول ملاکی برای تشخیص ندارند، شاخک‌هاشان بجنبد و حالی‌شان شود که پس لابد خبری است و پس لابد شعر برنامه‌پرکن و شاعر عشق دوربین نیست. به‌ناچار بفهمند شعر و شاعر شأن دارند و به‌ناچار همیت بدهند و به‌ناچار احترام بگذارند، حتی اگر نفهمند چرا باید احترام گذاشت.
 
📌په‌نون:
برنامه‌های زنده مناسبتی داستانی دیگر دارند. یک شاعر و یک دلقکِ تقلیدصداکار مهمان برنامه‌اند ـ حالا کار نداریم که شاعر چرا باید اجازه بدهد همطراز دلقک بنشانندش. برای شاعر پانصدهزارتومان هزینه شده و برای دلقک پنج میلیون تومان. پس طبیعی است که مجری شعر شاعر را قطع کند تا دلقک ادا دربیاورد. برای شاعر هزینه شده، درست، اما خب، برای دلقک ده‌برابر بیشتر هزینه‌شده. اینجا حساب اولویت‌هاست، نه فقط هزینه‌ها.
برنامه‌های زنده مناسبتی، مسابقه بی‌شعوری و بی‌احترامی‌اند.
 
📌‏په‌نون دو:
دسته‌ای‌شان هم با ذکر عباراتی مثل اجر معنوی (درواقع با سوءاستفاده از معنویات) سعی می‌کنند خود را از این فرایند مبرا بنمایانند. اما ما که می‌دانیم ۸۷ درصدشان هزینه شاعر را در برآورد دیده‌اند، اما پیچانده‌اند و گذاشته‌اند توی جیب‌شان، که اگر لازم شد از جیب‌شان خرج کنند.
 
👁‍🗨
@OmidMahdinejad
کلمات کلیدی این مطلب :  یاداداشت امید مهدی نژاد ، تلگرام ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/11/5 در ساعت : 0:12:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  113


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,860 | بازدید دیروز : 31,326 | بازدید کل : 105,733,284
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی