ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
"کلاغی که پَرَش راشُسته در حوض دغل بازی - به آبِ زمزم و کوثر نشاید شُست پرهای سیاهش را ..."لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام‌و عرض ادب و احترام . - جناب حسین وفا و دیگربرادر ارجمند که مسئول نقد هستید و نامتان را ذکر نف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
باسلام و عرض ادب. - چون جناب حاج محمدی نقدی داشتند، خصوصا در ارتباط با بیت دوم، حقیر هم جسارت میکن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود - دوست عزیز جناب پژوهنده - اولا : اگر اندکی می پژوهیدید کلمه ای مناسب تر از «سکو»[به تخفیف   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شرط می بندم
عینکم را ها مکن ، این شیشه مِه دارد هنوز
گریه می خواهد دلم ، ابریست می بارد هنوز
 
کار تقدیر است می دانم ، ولی آخر چرا ؟
روی لبهایم به تلخی ، خنده می کارد هنوز
 
دل ببازد می برم ، من شرط می بندم ولی
چشم نازک کردنش ، ای کاش بگذارد هنوز
 
هر چه دل کندم نشد ، او رفت و این دل سالها
چشم از آن مژگان و ابرو ، بر نمی دارد هنوز
 
حرف چشمانش که شد ، لُکنت امانم را بُرید
مِن و مِن مِن کردنم را ، کاش نشمارد هنوز
 
اعتمادش جلب شد ، حالا که او هم با من است
دست دل را هم به دستم ، کاش بسپارد هنوز

کاش شعرم را بخواند ، او نمی داند چه حیف
شاعری از شهر مجنون ، دوستش دارد هنوز

فواد شجاع الدینی / بهمن 97
کلمات کلیدی این مطلب :  عینک ، مه ، ابر ، تقدیر ، خنده ، مژگان ، لکنت ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1397/11/9 در ساعت : 18:21:31   |  تعداد مشاهده این شعر :  158


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

صمد ذیفر
1397/11/10 در ساعت : 1:48:30
سلام
و درود بر دوست شاعر فواد عزیز
قلم تان هموار ه نویسا باد
<>::«»«««««::<>::»»»»»»::<>
فواد شجا ع الدینی
1397/11/10 در ساعت : 7:51:38
با سلام و عرض ادب
تشکر فراوان
زنده باشید استاد گرامی
اکرم بهرامچی
1397/11/10 در ساعت : 12:1:23
عینکم را ها مکن ، این شیشه مِه دارد هنوز
گریه می خواهد دلم ، ابریست می بارد هنوز
درود بر شما
فواد شجا ع الدینی
1397/11/10 در ساعت : 22:58:7
سپاس از لطف و دقت نظر شما بزرگوار
بازدید امروز : 18,148 | بازدید دیروز : 25,075 | بازدید کل : 109,667,678
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی