ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سلام. - «دندان برای این همیشه کِرم خواهد خورد...» - پر واضح است که مقصود شاعره محترمه این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
درود جناب ایزدی گنابادی عزیز. - در مورد ضعف تألیف در آن بیت که اشاره فرمودید من واقعآ متوجه نشدم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب پور افشار. - در بیت دوم به لحاظ بیانی تصویر شاعرانه ی خوبی شکل گرفته است. - اما پرد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام . - دوستان نظرات جناب استاد خوش عمل را در خصوص وزن شعر چشم و گوش بسته بپذیرند و بر مجادله و چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
....البته در شعر جناب «جاذب نیکو» به زعم کمین ، اشکال دیگری هم وجود دارد که اتفاقآ در مصراع اول بیت    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - یادداشت اول را جناب خوش عمل قلمی فرموده اند و به درستی یک مطلب ساده را یادآوری کرده اند, به   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
- درود. - «مثـل آیینـه ها زلال هسـتند، چون که دل هـای صیقـلی دارنـد» - در این مصراع «ل» در وا   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



سکوت - شعر نو شماره 2
این متن برای واژه درد نوشته شده است

چه تلخ است آموختن راز ومعمای سکوت
درکلاس دل یاقوت شکستن همه بغض و الفبای سکوت
متنفر شدم از یک کلمه حتی حرف
خواستم بخش کنم واژه و آوای سکوت
کاش در آن کلمه یک خبر از دال نبود
وچه میدید مرا که شده ام غرق تماشای سکوت
من ازین شهر ودیارم چه بگویم دوست ؟
همه جا درد دل و اینهمه دردهای سکوت
آی ای مردم دیوانه این شهر سکوت
سوگند که در آن دل تاریکی چشمان شما
بذر امید و محبت بخدا کاشته ام
وچه بسیار که خشکاند مرا
تبر کینه و آن نفرت سرمای سکوت
من دگر اوج گرفتم ، شاخه غصه شدم و بر آن فرق سر تنهایی
سایه دوزخ و آن یک شبح شوم شدم
که فریاد زنم هردم

من میوه آن شاخه خشکیده مرگم
که فراموش نکردم چشم زیبای سکوت
و شما دفن شوید در دل رسوای سکوت


  # مجید ساری
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1397/11/10 در ساعت : 11:25:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  37


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 11,865 | بازدید دیروز : 31,326 | بازدید کل : 105,733,289
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی