ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود گرامی جناب آقای معصومی - شعر زیبایی از شما خواندم اما دو نکته ی عروضی وجود دارد که احتمال دار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهنازمحمودی
جناب کاظمی شاعر بزرگوار. چندی پیش نظری نوشتم مبنی بر پیشنهاد ویرایش قافیه مصراع نخست . چرا که یمن با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و احترام استاد خادمیان عزیز - سال نو مبارک - ان شاالله همیشه برقرار باشید و تندرست و عزتمند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
سلام و درودبی پایان نثار استاد بزرگوارم جناب خوش عمل کاشانی - ممنونم از این که قابل دونستین و س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
...پر واضح است که حنظله ی عزیز کوشیده تا در اولین رباعی سال جدیدش شگفتی زایی کند.خوانده و شنیده ـ آن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



امد و در جمع ملت ها و هویی کرد و رفت

صدای مرگ
زندگی در تنگنای سرد این دیوارها
زخم خوردن ازسگان حامی کفتارها
تیک تاک ساعت مرگ است با اونگ درد
باز می رقصد گره برقامت ان دارها
هرچه بود وهرچه هست وهرچه باید گم شده
درگلوها استخوان در چشم ها هم خوارها
زیر خط یا روی خط فرقی ندارد پیش او
زنده اند اینجا کسانی زیر این اوارها
در لباس دین وپیغمبر میان صد نقاب
بر سر ان شانه ها درهم تنیده مارها
امد ودرجمع ملت هاو هویی کرد ورفت
پوستین پوشی که دارد درنظر ازارها
عاقبت یک روز جمعه صبح می اید کسی
تابه اذنش راه افتد لشگر عمارها.

 

کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، عاشورایی ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1397/11/23 در ساعت : 1:14:59   |  تعداد مشاهده این شعر :  102


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 30,378 | بازدید دیروز : 38,806 | بازدید کل : 107,674,081
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی