ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
...پر واضح است که حنظله ی عزیز کوشیده تا در اولین رباعی سال جدیدش شگفتی زایی کند.خوانده و شنیده ـ آن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سلام. - «دندان برای این همیشه کِرم خواهد خورد...» - پر واضح است که مقصود شاعره محترمه این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیاوش پورافشار
درود جناب ایزدی گنابادی عزیز. - در مورد ضعف تألیف در آن بیت که اشاره فرمودید من واقعآ متوجه نشدم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام بر جناب پور افشار. - در بیت دوم به لحاظ بیانی تصویر شاعرانه ی خوبی شکل گرفته است. - اما پرد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : صادق ایزدی گنابادی
سلام . - دوستان نظرات جناب استاد خوش عمل را در خصوص وزن شعر چشم و گوش بسته بپذیرند و بر مجادله و چ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اتش به جانم می زند افکار چنگیزی

پرهیز
حال خرابی داشتم ؟وضع غم انگیزی
مانند برگی زرد در یک صبح پائیزی
زیر پل خواجو نشستم روبه بوی  اب
نا قافل ازچشمم به دامانم می اویزی
با دیدن هر قامت ولبخند و تشبیهش
اتش به جانم می زند افکار چنگیزی
بازار ائینه فروشان پرشد از عکست
وقتی نشانی دادم از یک ترک تبریزی
گفتند پشت باغ عاشقهای سرگردان
مشغول کاری روی گزها پسته می ریزی
بادامهای  شاد و خندان  نگاهت را
وقف دل من کرده بودی .پس نمی ریزی?
گفتند شعبانیه  در قم  نذر اقا داشت
سوهان حاجی و پسرها .نقل گشنیزی
درلابه لای جمعیت سرمست می رفتم
تاجمکران با حال واحوال دل انگیزی
سمت چپ گل دسته ی اول تو را دیدم
با چشمهایت گفتی از این عشق یک چیزی
در ازدحام جمعیت چون قند در چائی
حل میشدم در آرزوی دست اویزی
فردا میان صحن ما بودیم و کفترها
با حال وروز موجهای مست لبریزی
عاقد رسید انجا که باید حرف دلرا زد
گفتم نگوئی باز که  درحال پرهیزی.
 
 
 
 

کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1397/12/25 در ساعت : 2:17:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  43


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,360 | بازدید دیروز : 16,286 | بازدید کل : 107,005,793
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی