ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی معصومی
درود و عرض ارادت - استاد نازنین - هزاران سپاس از این همه دقت نظر - ... - مورد اول اشکال    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود گرامی جناب آقای معصومی - شعر زیبایی از شما خواندم اما دو نکته ی عروضی وجود دارد که احتمال دار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهنازمحمودی
جناب کاظمی شاعر بزرگوار. چندی پیش نظری نوشتم مبنی بر پیشنهاد ویرایش قافیه مصراع نخست . چرا که یمن با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و احترام استاد خادمیان عزیز - سال نو مبارک - ان شاالله همیشه برقرار باشید و تندرست و عزتمند   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
سلام و درودبی پایان نثار استاد بزرگوارم جناب خوش عمل کاشانی - ممنونم از این که قابل دونستین و س   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
...پر واضح است که حنظله ی عزیز کوشیده تا در اولین رباعی سال جدیدش شگفتی زایی کند.خوانده و شنیده ـ آن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
سرکار خانم زهرا ضیایی مثل اغلب اوقات این غزل را نیز زیبا پرداخته اند.به گمان خود برای زیباتر شدن این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما.نوشیدم از زلال اندیشه ی شما. - سر بلند باشید. - ...و اما در بیت یکی مانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد ابراهیم جاذب نیکو
با سلام و عرض ادب و احترام به همه ی عزیزان فرهیخته و اساتید بزرگواری که دیده رنجه نموده و نقشی به یا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فاضله هاشمی
آهنگ وفاصله ی بین جملات ، این احساس رودرخواننده به وجودمیاره که داره یه شعررومیخونه نه یه نثرادبی رو   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کالای داخلی...



ناگَه صدایی در فضا پیچید
مثلِ زمین افتادنِ پوکه
شلیک شد انگار تیری به
یک کارگاهِ سرد و متروکه

تیری که بابای مرا یک عُمر
از بغض های بی امان پُر کرد
هم دیده ی مارا تَر و پُرآب
هم نانمان را خشک و آجُرکرد

تیری که زخمی کرد بابارا
بابای من فکرِ رهایی بود
ترکیه یا چین یا... نمی دانم
تیری که اورا زد کجایی بود!

اجناسِ بابا روی دستَش ماند
شب ها نشست و سخت هِق هِق کرد
خیلی دلَش پُر بود از دنیا
با دستِ خالی آخرَش دِق کرد

ای کاش فریادِ سکوتش را
از چشم هایش می شنیدند و...
جای لباس خارجی قَدری
اجناسِ مارا می خریدند و...

مردم برایِ حال و روز ما
از رویِ عادت گریه ها کردند
امّا همین مردم ، همین مردم
در غصه ها مارا رها کردند

نه! بخیالِ غصه ها ول کن
اصلاً چه غم حالَم اگر بَد شد
با گفتنِ این شعر ها دیگر
بابای من زنده نخواهد شد

بابا به من نان داد و یادم داد
که سَر کُنَم با نانِ بازویم
از قولِ ((سعدی)) من به این مردم
تنها فقط یک چیز میگویم

تیغی اگر افتاد دستِ تو
((هوشیار باید شد بَسی ای دوست))
هرچیز می خواهی بِبُر امّا
((هرگز نَبُر نانِ کَسی ای دوست...!))


 


موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1398/1/17 در ساعت : 4:56:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  99


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,124 | بازدید دیروز : 33,439 | بازدید کل : 107,864,320
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی