ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : محمد محمدی
شاعر گرامی، اشعار شما به عنوان اشعار برگزیده، شایسته ی انتشار در کتاب منتخب گردش مستانه است. لطفاً ی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شاعر عزیز خانم محمودی. - قصیده گونه ای از شما خواندم که در توصیف وطن عزیزمان سروده اید. ام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و‌درود. - معادل فارسی برخی واژه‌ها و اصطلاحات عربی بسی زیباتر و رساتر از اصل  آنهاست و بد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



وقتی که در خون غرقه دیدم پیکرت را

وقتی که در خون غرقه دیدم پیکرت را
دیدم    ترا  اما   ندیدم   سنگرت   را
سیلاب خون از دیده می ریزم بدامن
وقتی  بیاد  آرم    وداع     آخرت را
وقتی که می رفتی ، به  صبر و بردباری
دعوت نمودی مادرت را ،همسرت را
از پشت سر، وقتی دوان آمد بسویت
چون جان  در آغوشت کشیدی دخترت را
رفتی ولی افسوس دیگر بر نگشتی 
آتش زدند اهریمنان  بال و پرت را
آری توآن شب  با خدا سودا نمودی
یعنی  سپردی بر خدای خود سرت را
میدان به میدان کو به کوسنگر به سنگر
نقش تو می بینم ، نمای  دیگرت را
آن روز وقتی تا خدا پل بسته بودی
تا بگذرانی پاره های   پیکرت را
دیدم که سنگرساز بی سنگر تویی تو
با خونت آذین بسته بودی بسترت را
ای  تشنه ی  در خون تپیده ،غم مخور، کرد
یار  از شراب عافیت پر ساغرت را 
 
علی شهودی
3اردیبهشت98

کلمات کلیدی این مطلب :  سنگرسازبی سنگر ، خون ، پیکر ، شهید ، دفاع مقدس ، پل ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1398/2/4 در ساعت : 9:12:2   |  تعداد مشاهده این شعر :  326


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,154 | بازدید دیروز : 29,686 | بازدید کل : 111,860,370
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی