ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



جنگ و نفت
_________ بوی باروت کبودی لبهایی که سیگار برگ کوبایی می کشد تلخی زیر پوستی ودکا تجربه تلخی ست برای خاورمیانه برای سیبهای نچیده ی لبنان وقتی بارش بمب را به همراه دارد فرقی نمی کند کجای تاریخ قرار دارد کشاورزی که انبارش را باز می کند کشوی کارمندی که روبه جنگ باز شود تفنگ ها را انتظار می کشد تا تو به آشپزخانه برگردی چای گیلانی دم کنی و تمام مردهای ایران به روی قهوه های اسپرسو تف کنند شب باید کوتاه بیاید از موهای روشن تو از زندگی از مردانی که به گیوتن های تاریخ پشت نمی کنند سرباز ها یاد گرفته اند چگونه کنار بیایند با خودشان با تاریخ با بوی نم خاک اساطیری ایران فرقی نمی کند زخمی شده باشند یا کشته دوباره نقطه سرخط خط مقدم می شوند نفت ارزش ندارد هرچند زیر پای خاورمیانه را خالی کند هرچند شیخ نشینها با سر به زمین بخورند و نفتکش ها بمیرند هرچند خون رگهای منطقه باشد صبح با سربازی که گلوله را از جمجمه اش درمیاورد خط مقدم می شود جنگ آخر این داستان نیست فرق دارد آخرین گلوله به کجای تاریخ شلیک شود از سقف آسمان خون بروی سر چه کسی چکه کند کدام روزنامه سیاهپوش کدام غروب را سرخ و کدام لب را وارونه کند اینجا هیچ دست فروشی غیرتش را نمی فروشد اینجا حتی در شلوغ ترین خیابان هیچ کسی مردانگی اش را گم نمی کند اینجا ایران است صدای ما را از خلیج همیشه فارس می شنوید #سید_مهدی_نژاد_هاشمی
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1398/3/3 در ساعت : 17:6:1   |  تعداد مشاهده این شعر :  176


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 24,397 | بازدید دیروز : 36,872 | بازدید کل : 114,931,633
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی