ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : محمد یزدانی جندقی
سلام‌اندیشمندارجمند،قبولی‌زیارات‌‌.حضورتان‌را‌گرامی‌می‌داریم‌‌شروع‌همیشه‌عالی‌است‌به‌ویژه‌برای‌شما‌ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما جناب پور افشار عزیز - قافیه های ماژیک وشیک را به علت فارسی نبودن - ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
باسلام و درود خدمت شما - ممنون از تذکر شما:اولآ بنده از نقد آقای خوش عمل کاشانی نه تنها ناراحت نشد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
[ س َی ْ یا ] - با سلام و درود - جناب رشیدی راد عزیز و گرامی مایه ی شگفتی بسیار است که به ناظم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رسول رشیدی راد(مجتبی)
با سلام و درود خدمت شما استاد جناب آقای عباس خوش عمل کاشانی و تشکر بابت وقتی که گذاشتید برای نقد شعر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مجتبی باقی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بسم الله النّور - در این سروده ی آیینی قابل قبول اثر طبع غرّای جناب مهندس باقی اگر نخواهم وارد جزئ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



صفای صائم
طول کشید بی احساسی و بی شعریم.
صائم بزرگ مهمان اصفهان بودند.
بوسیدمشان به یاد محتشم و کلیم و فیض و سهراب.
بوییدمشان بوی گلاب می دادند ، بوی شعر و بوی صفا و صمیمیت استاد خوش عمل و نجوا
برایشان شعرزیر را گفتم که 8 بیت اول آن سروده ایشان است و 8 بیت آخر آن سروده خودم.



می خواستم که در تو شکوفا شوم نشد      در باغ عشق همدم گلها شوم نشد

می خواستم چو واژه به قاموس عاشقی      با یک نگاه مهر تو معنا شوم نشد
می خواستم به سان نسیم سحرگهی        در کوچه باغ زلف تو پیدا شوم نشد
می خواستم به ساحل آرام یاد تو       همپای موج غرق تماشا شوم نشد
می خواستم چو قامت خورشید صبحگاه      گرم از فروغ آن رخ زیبا شوم نشد
می خواستم ز حال تو ای نوبهار عشق      در کوچه سار خاطره جویا شوم نشد
می خواستم دو چشم اهورائی تو را       آیینه دار غمزه و ایما شوم نشد
می خواستم به مسجد چشمان ناز تو      صائم شوم زلال تمنا شوم نشد
...
می خواستم که گل نکنم آب چشمه را       سهراب آن کویر دلارا شوم نشد
می خواستم گلی شوم از دشت های شعر      بوی گلاب کاشی اعلا شوم نشد
می خواستم غزل بسرایم تمام عمر       شیواترین حکایت صحرا شوم نشد
من زخم خورده ام شب غربت به باغ فین     می خواستم به شعر مداوا شوم نشد
می خواستم که در شب رویائی کویر      با چشم عشق غرق تماشا شوم نشد
سهراب یا کلیم تفاوت نمی کند       می خواستم روایت رویا شوم نشد
می خواستم به شهر سخن شهر شور و شعر     مانند فیض آیت عظما شوم نشد
می خواستم به گلشن کاشان سفر کنم      شاگرد درس صائم دانا شوم نشد
کلمات کلیدی این مطلب :  صائم ، کاشان ، سهراب ، کلیم ، فیض ، کویر ، گلاب ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/4/6 در ساعت : 10:57:58   |  تعداد مشاهده این شعر :  202


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 30,319 | بازدید دیروز : 22,514 | بازدید کل : 113,447,148
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی