ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نیماییِ « اقیانوسِ منبسط»
نیماییِ « اقیانوسِ منبسط»
از: داوود خانی خلیفه‌محله(لنگرودی)

دم دروازه‌ی پارک،
می‌فروخت
طفل زردنبویی آبِ نبات.
سه‌قدم فاصله با یک زنِ آراسته‌ای،
جاروکشی می‌روبید
برگ‌و‌خاشاک از خاک.
اندکی آن‌سوتر‍؛
دو پسربچه‌ی شاد:
یکی‌اش
کف می‌زد
آن یکی،
 دور خودش می‌رقصید.
توی حوضی بی‌آب
سکه‌ی از رده‌خارج‌شده‌ای سو می‌زد.
سمت یک سرسره‌ی آهنیِ اکسیده،
بچه‌ی کارِ نفس‌سوخته‌ای
سینیِ چاغاله می‌گردانْد.
زن سرگردانی
محوطه‌ی آلاچیق،
بستنی می‌لیسید.
بی‌هوا؛
ژیگولویِ لندوکی
بغلِ نیمکتی‌شطرنجی،
به لَوَندی، مَتَلک می‌بارانْد.
دختری نازآلود
دو‌قدم مانده به دریاچه‌ی ممنوع‌شنا
سگ پشمالویِ زردش را می‌گردانْد.
زیرِ تندیسِ یک گاوِ گچی،
گُنده‌لاتی بدگِل
سبیلِ نازک مسواکی خوش‌فُرمش را می‌تابانْد.
داخلِ کاسه‌ی روشوییِ لبریزاز مو،
مرد تاسِ مچلی  فین می‌کرد.
دوْرِ یک آب‌نما،
دختری دوش‌به‌دوش پسری می‌نُقلید.
دوردست؛
طفل ناپیدایی می‌لُندید.
یک‌قدم مانده به‌من،
کودکِ جیغویی سر می‌بُرد...
**
افق نیلیِ شب،
پارک
موج برداشته بود
مثل اقیانوسِ منبسطی.
شلمان؛  دوم  مرداد 1398 خورشیدی

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1398/5/5 در ساعت : 7:49:21   |  تعداد مشاهده این شعر :  138


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 10,172 | بازدید دیروز : 37,323 | بازدید کل : 115,120,936
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی