ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : محمد محمدی
شاعر گرامی، اشعار شما به عنوان اشعار برگزیده، شایسته ی انتشار در کتاب منتخب گردش مستانه است. لطفاً ی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شاعر عزیز خانم محمودی. - قصیده گونه ای از شما خواندم که در توصیف وطن عزیزمان سروده اید. ام   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
با سلام و‌درود. - معادل فارسی برخی واژه‌ها و اصطلاحات عربی بسی زیباتر و رساتر از اصل  آنهاست و بد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود بانو. - شعر زیبایی از شما خواندم .شعر در مصراع اول زیبا شروع شده است ؛ اما مصراع دوم (بوسه کر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود برادر ارجمندم جناب ابو طالبی نژاد عزیز. - امیدوارم با نگاه انتقادی بنده ، به محضرتان    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : نورعلی بهاروند
سلام و سپاس از دقت نظر استادان ارجمندم خانی لنگرودی عزیز و خوش عمل کاشانی گرانقدر.درقافیهٔ مورد اشار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : داوود خانی لنگرودی
”چون زمزمه ی نیمه شبی آهسته - مانند چکید شبنمی آهسته - سخت است دل از تو کندن ای ماه خدا - خ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حسن شاهی
سلام و عرض ادب خدمت خواهر گرامی، بانو محبوب - از غزل هایتان لذت برده و می برم. هرچند به نظر حقیر ا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر سرور و استادم - جناب خوش عمل خوش طینت .قبل از هر چیز باید تشکر کنماز این که تمام    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر جناب خادمیان ، یار صادق و عزیز.در این سروده اشکال بزرگی وجود دارد که از شاعر فرهیخته و کارک   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شلمچه
شنیده اید که زمین دهان بگشاید؟
که اعماق آن به سخن درآید
سخن از عهد میهنی که قلبت سرشار است از عشق آن
سخن از دلاوری های ایثارگرانه مبارزان؟
 
شنیده اید که زمین حکایت کند؟
حکایت هزاران شهید مانده در آن
خاکستر شده در آتش یا ترکش خورده،
ز پای فتاده به تیر دشمن در جنگ؟
 
حکایت از جایی که سالهاست گشته
گلزارِ جان بر کفان و دلیران.
و هر یک از سربازانِ برگشته به آغوش خاک
بسانِ زخمیست نامرئی بر سینه خاک.
 
روزی با من به سخن در آمد این زمین
سخن از خون مبارزانِ بی باک،
که جوانیِ خود را فدا کرده اند
فدای عزت و آزادگیِ مادران و پدران.
 
در این پیکارِ مقدس قهرمانان نشان دادند
که سزاوارِ یاد و خاطره ای جاودان اند.
تا همه در جایجای این کره خاکی با کرامت،
آرامش و دوستی و عشقِ ابدی زندگی کنند.
 
می نالید و می گریست و از خدا می خواست این مرز و بوم
که از جنگ و کارزار حفظ کنند او را.
و دعای خیر کرد در حق بشریت
برای صلح و انسجام بر روی کره زمین!
 
در پاسخ نتوانستم حرفی بگویم –
فقط قطرات اشک در سکوت پایین می غلطید.
اشکها بر خاکی پر از درد و غم می ریختند
در سرزمینی دور - به نام شلمچه.
کلمات کلیدی این مطلب :  شلمجه ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1398/5/12 در ساعت : 19:38:55   |  تعداد مشاهده این شعر :  41


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 22,263 | بازدید دیروز : 29,686 | بازدید کل : 111,860,479
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی