ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود/ من براین باورم، پس از سرودن شعر و پخش آن، شعرازمخاطب است یعنی خوانش و نظر خواننده ی شعر مهم اس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - ابتدا عذرخواهی میکنم و بعنوان خواننده ی این شعر به ظاهر عاشقانه برداشتی را که د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما . - بیتهای ششم و نهم در محتوا و پیا م مشابهند . یکی از این دو را در صورت صل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین شادمهر
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی. - - کجای شعر؟ البته مال من بداهه بود. در ارسال نظر فرستادم . باید دستکا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد - - - - اینگ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گرفته ام، چو دل آسمان پاييزي!
شب سياه مني و سحر نداري تو
به جز شكستن دل ها، هنر نداري تو
شبيه سرو نشستي، ميان باغ دلم
اگر چه سبز و ستبري، ثمر نداري تو
گرفته ام، چو دل آسمان پاييزي
گمان كنم كه ز حالم خبر نداري تو
دليل گريه روز و شبم چه می پرسي
مگر دو ديده وحشي و فتنه گر نداري تو
بيا و دست نوازش بكش، به ناله ما
اگر چو چرخ فلك، گوش كر نداري تو
به پيش چشم تو مرديم و تر نشد چشمت
درون سينه خود، دل مگر نداري تو
نمي رسد به تو اي آسمان دعاي دلم
شبيه خانه معشوق، در نداري تو
چه فايده كه بريزي به دامنم اي اشك
اگر به قلب چو سنگش اثر نداري تو
ز كشف خانه سيمرغ، شادمان شده اي
ولي چه فايده اي، بال و پر نداري تو
به راه عشق چرا می نهي قدم، وقتي
چو عقل حوصله دردسر نداري تو
مسير عشق پر از سنگلاخ حادثه هاست
نشان مردم اهل خطر نداري تو
هنوز ذره اي از عقل در سرت مانده
كلاه عاشق بيدل، به سر نداري تو
نمي شود برسد دست تو به دامن او
اگر ز خون جگر چشم تر نداري تو
تو را مجال رسيدن به كعبه او نيست
برو! برو! كه پاي سفر نداري تو
«كليد خانه قلبت كجاست»، پرسيدم
به ناز گفت: «مگر شعر تر نداري تو!»


   تاریخ ارسال  :   1398/8/11 در ساعت : 8:52:18   |  تعداد مشاهده این شعر :  622


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مهرداد نصرتی مهرشاعر
1398/8/18 در ساعت : 11:1:52
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید. مثل "مگر دو ديده وحشي و فتنه گر نداري تو" که اضافه هجا دارد و یا "برو! برو! كه پاي سفر نداري تو" که هجا کم دارد.
اهل دست بردن در شعر دیگران نیستم ولی همین مصرع اخیر با گذاشتن یک "نه" پس از "که" وزنش اصلاح می شد.به هر حال دستمریزاد
عباس خوش عمل کاشانی
1398/8/18 در ساعت : 18:55:14
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه کفشی ، پاره آجری چیزی صاف آمد و بر ملاج طبعم نشست.فرموده اند:

مگر دو دیده ی وحشی و فتنه گر نداری تو؟

یعنی مصراع کلّی اضافه وزن پیدا کرده است.
شعر بر وزن:«مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن» است.بیت اول را تقطیع می کنم:

شب سیاه منی و سحر نداری تو
به جز شکستن دلها هنر نداری تو:
شب سیا/مفاعلن/ه منی و/فعلاتن/سحر ندا/مفاعلن/ری تو/فعلن.
به جز شکس/مفاعلن/تن دلها/فعلاتن/هنر ندا/مفاعلن/ری تو/فعلن.....

می رسیم به مصراعی که اضافه وزن دارد:
مگر دو دی/مفاعلن/ده وحشی/فعلاتن/وفتنه گر/مفاعلن/نداری تو/مفاعیلن.

متوجه شدید که «فعلن» به دلیل اضافه وزن در مصراع به «مفاعیلن» تغییر یافته است.
درویشی می توانست مصراع را چنین بگوید تا وزن درست شود:

مگر دو چشم خوش فتنه گر نداری تو...

قلم بردارد و در شعر مصراع را اصلاح کند.
اشکال وزنی دیگر در مصراع دوم بیت ماقبل مقطع دیده می شود. این مصراع برخلاف مصراع ناموزون قبلی که اضافه وزن داشت ، کمبود وزن دارد:

برو برو که پای سفر نداری تو...

در این مصراع یک کلمه ی «نه»وزن را درست می کند.درویشی جان! یک «نه»ی ناقابل بگوی و تا ابد سرِدل نکش!یعنی کلمه ی «نه» را بعد از «برو»ی دوم بیفزای:

برو برو ، نه که پای سفر نداری تو...

و اما غزل علاوه بر این دو اشکال وزنی در برخی ابیات اشکال معنوی هم دارد.مثلآ در مصراع اول بیت پنجم که می فرمایند:

بیا و دست نوازش بکش به ناله ی ما...

درویش اگر به جای «ناله» از « ماله» استفاده می کرد....! از مزاح گذشته شاعر بایستی مصراع را ویرایش کند و به جای «ناله» ی نامناسب کلمه ی مناسب و زیبایی بگذارد.
برای ایشان آرزوی موفقیت روزافزون می کنم.


بازدید امروز : 23,632 | بازدید دیروز : 52,125 | بازدید کل : 118,928,220
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی