ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بانوی نسل سومی انقلاب باش...


درآینه ببین - وخودت را نظاره کن



خلوت کن وبه خویش نگاهی دوباره کن



شک کن به کارهای خودت...استخاره کن!



"شلوار پاره"را بِکِش وپاره پاره کن



 



یک ذره روبگیر...کمی باحجاب باش



بانوی نسـل سومی انــــــقلاب باش



 



ای دختری که وارد بازار میشوی



خودرا فروختی و طلبکار میشوی؟



آخر در این زمانه گرفتار میشوی...



داری خودت بدست خودت خار میشوی...



 



اصلا تمام دلــــــبری شهر مال تو



باید پلیس وگشت بگیرند حال تو...؟!



 



بِگذر...بیا به سمت خیابان وبعد ازآن...



دل را درون ســـینه بلرزان وبعد از آن...



صد چشم روی جسم تومهمان و بعد ازآن...



بفروش...مفت وراحت وارزان وبعد از آن...



...



بیچاره مرد ما...که  اسیر نگاه شد...



ازروی مکر وشیطنت تو تباه شد...



 



مرداست...آدم است...بدنبال فطرتش



دنبال چاره...تا که کــــــــــند دفع شهوتش



ازیک طرف خداست...وازیک طرف عطش



مرداست وشهوتی که نمیذاشت راحتش...



 



ای دختری که چشم مرا خیره میکنی...



داری فضـــای شعر مرا تیره میکنی...



 



دردتوچیست؟ دردتوآیا   برهنگیست؟

این عشوه ونمایش ونازت  برای کیست؟



اصــلا بگو که زلف طلایی برای چیست؟

حجم بدن...و قوس کمر...سینه...دیدنیست!

تویک فرشته ای ... وخودت را ندیده ای

بنگر که ازکجا به کجاها  رسیده ای؟



روح وروان مرد به زیر هونگ توست...



درآســــــــیاب - گندم مُخ - زیر سنگ توست



پوشش وحجب - جان تو؟! - شلوار تنگ توست؟



شلوار پاره پوره ی تو مهر ننگ توست



 



باشد که پای لخت سرت رابه باد داد



من گفتم هر چه بود دگر هر چه باد باد...


کلمات کلیدی این مطلب :  بانوی ، نسل ، سومی ، انقلاب ، باش... ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1390/10/15 در ساعت : 22:34:8   |  تعداد مشاهده این شعر :  1246


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

مصطفی پورکریمی
1390/10/15 در ساعت : 23:6:19
سلام جناب آقایی بزرگوار
بسیار زیبا و دلنشین و به جا سروده اید .موفق باشید
------------------------------------------------------
سلام
ممنونم از حضورتون جناب پور کریمی عزیز
م. روحانی (نجوا کاشانی)
1390/10/15 در ساعت : 23:17:27
سلام و عرض ارادت
عجب شعر روان و زیبایی ، دست مریزاد و برقرار باشید
---------------------------------------------------------
سلام آقای کاشانی گرامی
متشکرم از پیشنهاد تون
محسن یاری
1390/10/16 در ساعت : 0:59:55
بسیار زیبا دوست خوب من . اصلا بنده با سبکی نو در شعر روبرو شدم که در صورت تداوم می تواند معیاری باشد مستقل . اما اجازه بده این را هم بگویم که بنده (( مرد است آدم است .... )) از ارزش شعرتون خیلی می کاهد هم اضافه است . هم مثل بندهای دیگر قوی نیست . صراحت کلام بنده را ببخشید .
-------------------------------------------
سلام
ممنونم از نظر ارزشمندتون
نظر شما هم مثل شعر بنده رک بود
البته پیشرفت ناچیز ما هم بخاطر همین نظرات دوستانی مثل شماست
ممنونم
حسین نبی زاده اردکانی
1390/10/16 در ساعت : 2:7:54
سلام. شعر زیبا و پر محتوایی است ولی از دید مرد سالارانه سروده شده است وگرنه
( شلوار پاره در بر مردان که نیز هست وین یقّه های چاک وان ریش های فاقد ریشه وان چشمهای حیز،آرایش زنانه مردان،بگذار بگذریم).در مصرع دوم از بیت اول کلمه کن جا افتاده و عجیب است که که همه اغماض نموده اند (خلوت کن وبه خویش نگاهی دوباره)کن.
این مصرع (مرداست وشهوتی که نمیذاشت راحتش) به این شکل روانتر خوانده میشود و به واقع نزدیکتر (مرد است وشهوتی که گرفتست راحتش).برایتان آرزوی موفقیت دارم.
------------------------------------------------------------
ممنونم از شما بزرگوار
سیاوش پورافشار
1390/10/16 در ساعت : 6:18:31
سلام به سهراب آقایی عزیز
کجایی دوست بزرگوار؟
از اینکه می بینمت خوشحالم
همیشه ترا تحسین کرده ام که شم قوی در سرودن داری و آرزوی موفقیت وسلامتی بیشتر برایت دارم از لطفت دوست عزیزم متشکرم
---------------------------------------------
مرسی از حضورت آقای مهندس
سرافراز باشی
ابراهیم حاج محمدی
1390/10/16 در ساعت : 8:7:59
سلام بر شما

اثری است زیبا و فاخر ولی :
1- در این مصرع { داری خودت بدست خودت خار میشوی...} گمان کنم اشتباه تایپی رخ داده و منظور { خوار می شوی } باشد . درسته ؟
2- مصرع آخر هم سلاست و روانی بقیه ی مصاریع را ندارد مگر اینکه خوانده شود { من گفتمَر چه بود دگر هر چه باد باد } !!! حق نداریم با { هاء } نیز مثل {همزه} برخورد کنیم
3- مصرع ماقبل آخر هم ضعف تألیف داره { باشد که پای لخت سرت را به باد داد !!! }
--------------------------------------------------
درست میفرمایید آقای حاج محمدی
متشکرم
رضا کرمی
1390/10/16 در ساعت : 12:55:53
آفرین آقای آقایی...دست مریزاد
-------------------------------------
قربان شما آقا رضا
سیده فاطمه صداقتی نیا
1390/10/16 در ساعت : 14:16:5
سلام
شعر خوبی بود سپاس...ولی سعی کردم به چشم یک شعر طنز ببینم کارتونو نه قضاوت یک انسان درباره انسان دیگر. خود خدا هم میگه من درباره کارای بنده هام قضاوت نمی کنم و روز واپسین اعمال هر انسان قاضی خودشه. با استاد نبی زاده موافقم . البته قصد اعتراض ندارم ولی ساختار خوب شعرتون می تونه در بیان زجرهای بزرگ اجتماعی یا درد های عمیق درون باشه...دنیا پر از گودال است...
ممنونم
-------------------------------------------
سلام
این شعر طنز نبود
البته شما میتونید هرطور که مایلید بخونید
حسین صادقیان
1390/10/16 در ساعت : 23:24:49
سلام دوست عزیز
به نظر من شعر شما قضاوتی نادرست از جنس مخالف هست
و اینجوری قضاوت کردن به نظر من صحیح نیست البته این نظر من هست
--------------------------------------------------------------
ممنون از نظر شما
نام؟ نام خانوادگی؟
1390/10/17 در ساعت : 3:18:26
سلام برشما.شعرتان دارای وزنی زیباست.ولی باید به گونه خاصی از قشر بشر اشاره میکردید.گونه طنزش زیباست.موفق باشید
-------------------------------------
سلام
آدم نمیتونه همه ی قشر های مردم رو با یک دید نگاه کنه
واون رو تو یه شعر بیان کنه
هر شعری حرف خودش رو داره
من تو شعرهای دیگم به این مسایل پرداختم
ولی چون فضای شعر محدوده بهتر که آدم روی یه موضوع خاص تمرکز کنه
واینکه
شاید این مسایل برای شما طنز باشه ولی من با دید جدی
به این موضو نگاه میکنم
ممنون که اومدید
افشین تل لو
1390/10/17 در ساعت : 9:29:11
سلام
زیبا وبجا سروده اید
اصلا اگر شاعر بی تفاوت از کنار این مناظر بگذرد درجا زده در قرن هفتم است، چه در باره مردهای جامعه اش وچه زنها
البته به نظر بده اگر کمی از کلمات کنایه آمیز بجای کلمات صریح استفاده میشد بهتر بود.
رستگار وکامکار باشید.
------------------------------------
ممنون
در پناه حق
اعظم پردل
1390/10/17 در ساعت : 10:30:36
سلام زیبا بود
بانوی نسل سومی انقلاب باش
------------------------------------
سلام زیبایی از خودتونه
خوشحالم که تشریف آوردید
محسن رضوی
1390/11/27 در ساعت : 0:53:47

درود!
این یک دعوت نامه رسمی است برای عضویت در انجمن مجازی شاعران ایران
www.anjomanmajazi.com
بازدید امروز : 18,258 | بازدید دیروز : 27,417 | بازدید کل : 115,156,439
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی