ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود بر همگی.از خوانش غزل زیبای جناب درویشی در حال التذاذ بودم که ناگهان در مصراع دوم بیت چهارم لنگه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهرداد نصرتی مهرشاعر
سلام. چه شعر پر احساسی و چه لحظه های پرظرافتی. احسنت. ای کاش این معدود مشکلات وزنی را هم حل می کردید   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
- مولانا «ابو ذئیب ذئب بن کلب بن سنّور بن فاره» در محفل جمعی از اصحاب ادب ، غزلی آیینی از شاعری ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
درود جناب سلطانی نژاد غزل خاطره شعر خوبی بود؛ اما دو عیب داره یکی درهم ریختگی آن است که به زحمت می ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



فریادْشعر

در سرم لخته لخته فریاد است

در گلویم غزل غزل خفقان

دلم از دست زندگی خون است

توی رگ های خسته از جریان

 

می نویسم به نام آزادی

می زند زیر گریه ام آواز

می پرد یک پرنده ی زخمی

از قفس های خالی از پرواز

 

جاده از اعتراض لبریز است

بسته راهش شب خیابان را

بادی از سمت مرگ می روبد

خس و خاشاک این بیابان را

 

سبز دادیم و سرخ پس دادند

گل به نفع گلوله پر پر شد

هر که انگشت جوهری می خواست

زیر بار شکنجه مادر شد

 

مردهای قبیله دق کردند

تا زن از زندگی امان ببرد

زیر آشوب شهر منتظر است

توی سفره دوباره نان ببرد

 

در سرم چرخ می زند خودکار

روی دفتر نوشته صدها هیس!

فقر من را محاصره کرده

یک نفر جار می زند ساندیس

 

دیگر از انتظار خسته شدم

از هوای حصار خسته شدم

من مسیرم به سمت آزادی ست

لطف کن پای دار...خسته شدم

#مریم_حقیقت

کلمات کلیدی این مطلب :  مریم ، حقیقت شعر ، اعتراض ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1398/9/10 در ساعت : 18:10:13   |  تعداد مشاهده این شعر :  80


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,930 | بازدید دیروز : 37,323 | بازدید کل : 115,119,694
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی