ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - ابتدا عذرخواهی میکنم و بعنوان خواننده ی این شعر به ظاهر عاشقانه برداشتی را که د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما . - بیتهای ششم و نهم در محتوا و پیا م مشابهند . یکی از این دو را در صورت صل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین شادمهر
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی. - - کجای شعر؟ البته مال من بداهه بود. در ارسال نظر فرستادم . باید دستکا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد - - - - اینگ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سپاس - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز - جسارتا عرض می کنم : - به قول حضرت شاعر - چه گویم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - آنچه را در باره ی شعرتان فرموده اید بیشتر در ذهنتان بوده وگرنه شعری که بنده خوانده   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عشق تو ديوونگي رو آفريد
عشق تو دیونگی رو آفرید من می خواستم قدِ واژه رو تنم ، اين لباسِ عشق و تن پوشت كنم تو با واژه ها غريب و آخرش ، لعنتي بايد فراموشت كنم من مي خواستم از گلويِ سرخِ عشق ، حجمِ سنگينِ سكوت و رد كنم واسه دل بستن كنارت هر نفس ، قلب مو به بودنت بند كنم من مي خواستم بگذرم از هر چي بود، تا از هرچي غيرِ تو دور بشم تويِ شهرِ چشمايِ تو به جنون ، به جنوني با تو مشهور بشم بگذرم از رگ و رگ هايِ تنم ، تا رو تار و پودِ تو راه برم تو نهايت از خطوطِ فاصله ، با نفس هايِ تو همراه برم من مي خواستم تو شبانه هاي دور ، با تبِ دستِ تو محرمانه شم دستِ تو با لمسِ من دور و بايد ، با تو بيگانه اي عاشقانه شم اون قَدَر عشق و بلد بودم و تو ، تو مي خواستي دور شم و دور شدم تو نشون دادي تنِ زخم شدم و ، زيرِ شلاقِ نفس هايِ خودم بايد رد مي شدم از تو آخرش ، بي تو بي حوصله بي تاب برم تو تپش هايِ شب از ادامه ي ، اين شبِ تلخ و سمج خواب برم تويِ هر نفس كه دورم از خودم ، به تو كه توو آينه اي وصل بشم اون قَدَر رد شم از اين جنون با تو ، كه با تو سركشِ اين نسل بشم بكِشم دست از آيينِ زمين ، تا خلافِ مذهبِ عشق برم برنيومد كُفر از اين عبادت و ، بايد رو به غضبِ عشق برم بايد از هر رجِ رگ هاي تنم ، واژه واژه اسم تو خط بزنم اون قَدَر دور شم از يادِ تو كه ، آينه بشناسه كه روبروش منم من مي خواستم جايِ روزايي كه رفت ، تو رو توو آينده تكرار كنم خوابِ غفلت زده ي خلوت مو ، با سر انگشتِ تو هوشيار كنم من مي خواستم رد شي بامن از سكوت ، تا با يك اشاره آواز بشم عطشِ واژه رو لب هام و بايد ، تويِ كشفِ غزل آغاز بشم بايد از نو پس بگيرم تن تو ، از تو خوابايي كه مي شه تو رو ديد ديره دست كشيدن از تو آخرش ، عشقِ تو ديونگي رو آفريد
کلمات کلیدی این مطلب :  فراموش ،

موضوعات :  ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1398/10/3 در ساعت : 10:9:0   |  تعداد مشاهده این شعر :  87


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 18,448 | بازدید دیروز : 22,974 | بازدید کل : 118,648,514
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی