ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام و عرض ادب - از استاد صفادل همیشه اشعار خوب خوانده ام و این بار نیز ، ضمن احترام به نظر سرکار   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود/ من براین باورم، پس از سرودن شعر و پخش آن، شعرازمخاطب است یعنی خوانش و نظر خواننده ی شعر مهم اس   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام استاد گرامی - ابتدا عذرخواهی میکنم و بعنوان خواننده ی این شعر به ظاهر عاشقانه برداشتی را که د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما . - بیتهای ششم و نهم در محتوا و پیا م مشابهند . یکی از این دو را در صورت صل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین شادمهر
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای ربانی گرامی. - - کجای شعر؟ البته مال من بداهه بود. در ارسال نظر فرستادم . باید دستکا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حنظله ربانی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد - - - - اینگ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رباعی (سلیمانی)




فرمانده ی لشکر دلیرانی تو !
اسطوره ی بی بدیل ایرانی تو!
این خیل شکست خورده ی « آل یهود »
در هیأت دیوند و "سلیمانی"  تو !



# سید روح الله باقری (هاشم)

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1398/10/16 در ساعت : 12:26:34   |  تعداد مشاهده این شعر :  286


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1398/10/17 در ساعت : 20:28:30
درود....آنچه را که ذیلآ منعکس می کنم پیش از این به صورت نظر ارسال شد که وقعی ننهادید....

دوست ارجمند.در شعرتان از مور بیچاره اراده ی منفی کرده اید که درست نیست.مورها مورد توجه و احسان حضرت سلیمان بودند همانگونه که حافظ بزرگ می فرماید:

نگه کردن به درویشان منافیِ بزرگی نیست
سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش

پس در مصراع آخر رباعی بگویید:

در هیأت دیـــــونــــــد و سلیمانی تو ....

دیو نابکار طمع به خاتم سلیمانی داشت....اگر سری به شعر قدما بزنید صدها بار خواهید دید که چطور قضیه ی دیو و خاتم سلیمانی را مطرح کرده اند....و اما شاید برای نخستین بار در دنیای شعر و ادب باشد که دل شاعری مثل من برای دیو نابکار سوخته باشد و سروده باشم:

دل دیـــــــوی اگر از بند غــــــــم آزاد خواهد شد
چه غم گر خاتم دست سلیمان بی نگین باشد؟!!

مسرور باشید.
سید روح الله باقری
1398/10/20 در ساعت : 23:45:1
سلام و درود جناب آقای خوش عمل !
با تشکر از لطف و عنایت شما
البته منظور بنده از استعمال کلمه ی «مور» ، ناچیز و بی مقدار جلوه دادن آن ها بود و گرنه از زاویه ای که شما می فرمایید هم «مور» و هم «دیو» ، صدها شرف دارند به این ملعون صفتان تاریخ ، چرا که دیوها فرمانبر حجت الهی بودند و در رکاب رسول پروردگار خویش مشغول خدمت بودند
ولی چشم ! به لطف عنایت شما به شعر حقیر ، اطاعت می شود استاد عزیز !
بازدید امروز : 27,698 | بازدید دیروز : 52,125 | بازدید کل : 118,932,286
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی