ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - مضمون خوبی ست ولی نتوانسته اید خوب پردازش کنید. - ارتباط بین ابیات ومصراع ها در    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید روح الله باقری
سلام و درود جناب آقای خوش عمل ! - با تشکر از لطف و عنایت شما - البته منظور بنده از استعمال کل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و سپاس بانو احمدوند گرامی - سروده انتظارتان زیباست. قلمتان مانا - - یک نکته: در مصرع: با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام - اساساً چیزی بنام سپکو و پریسکه همان قالب طرح و هاشور است که جناب استاد وندادیان در دهه ۴۰   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
درود....آنچه را که ذیلآ منعکس می کنم پیش از این به صورت نظر ارسال شد که وقعی ننهادید.... - - دو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز و گرامی جناب رضاپور - درود بر شما - اولا بکار بردن اصطلاح ادغام در این مورد غلط مصطلحی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام،استاد حاج محمدی عزیز! - صحبت از املاء کلمات نبود، - صحبت از ادغام واژه ها بود در هنگامی ک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی

- دوثط اَذیظ و گرامی جناب مهمّد اَلی رذاپور - هتما اجاضح می دحید کح با منتغ خودطان با هَذرط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمدعلی رضاپور
سلام و ارادت، - متشکرم از وقتی که گذاشتید جناب استاد خوش عمل عزیز! - بنده، قائل به حد وسطی درب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابوالحسن درویشی مزنگی
سلام - بنده هم قبول دارم که نقد بجا بود ، ولی انصافا لحن حضرتعالی و البته کمی هم پاسخ آقای خوش عم   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پرواز پرپر...



در دو چشمِ آسمان پروازِ پَرپَر ریختند

 
یکصد و هفتاد و نه بالِ کبوتر ریختند
 
شکلِ ققنوسی که در آتش نمی‌میرد دلش
 
عشق را در بطنِ خاکستر مُقدَّر ریختند
 
تیرگی بود و هلالِ ماه و شُولایِ شب و
 
رویِ چادرمشکیِ دنیا مُنوَّر ریختند
 
زیرِ نبضِ اوّلین کوچِ پرستو از زمین
 
تیک تاکِ ساعتِ پروازِ آخر ریختند
 
راست می‌گوید کمال‌ُالْمُلکِ نقاشیِ غم
 
نقشِ اشکم را به رویِ صحنِ دفتر ریختند
 
کم کم از بُهتی که می‌شُوید نگاهِ خیره را
 
درد را در سینه‌ٔ محزونِ مادر ریختند
 
بعدِ استقبالِ درد از لشگرِ دلواپسی
 
خنده را ممنوع و در شهرِ مکدَّر ریختند
 
بی هوا بر قابِ عکسِ حجله‌ٔ پروانه‌ها
 
بی اجازه، با اجازه، آهِ دیگر ریختند
 
سیدمحمدرضالاهیجی
 
کلمات کلیدی این مطلب :  پرواز ، پرواز پرپر ، مقدر ، غزل ، سیدمحمدرضالاهیجی ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1398/10/22 در ساعت : 16:39:19   |  تعداد مشاهده این شعر :  74


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 444 | بازدید دیروز : 68,152 | بازدید کل : 116,365,018
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی