ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام و درود بر شما با عرض معذرت مصرع دوم بیت مطلع وزن اضافه دارد - - - - اینگ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سپاس - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز - جسارتا عرض می کنم : - به قول حضرت شاعر - چه گویم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - آنچه را در باره ی شعرتان فرموده اید بیشتر در ذهنتان بوده وگرنه شعری که بنده خوانده   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ولی اله بایبوردی
سلام. - - استاد ارجمند جناب اقتداری عزیز. - - سپاس از دیدگاه ارزشمندتان. - - دور از ز   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - غزل عاشقانه وگله آمیز ی خواندم. - باید به عرض برسانم که احساس می شود از ردیف «نم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علی اصغر اقتداری
درود بر شما. - مضمون خوبی ست ولی نتوانسته اید خوب پردازش کنید. - ارتباط بین ابیات ومصراع ها در    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید روح الله باقری
سلام و درود جناب آقای خوش عمل ! - با تشکر از لطف و عنایت شما - البته منظور بنده از استعمال کل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حسین وفا
سلام و سپاس بانو احمدوند گرامی - سروده انتظارتان زیباست. قلمتان مانا - - یک نکته: در مصرع: با   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سید محمدرضا لاهیجی
سلام - اساساً چیزی بنام سپکو و پریسکه همان قالب طرح و هاشور است که جناب استاد وندادیان در دهه ۴۰   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شعر های دبستانی

با این نسبت دوری که پیدا کرده ام

با خودم

و با شعرهای دبستانی باز باران

در این زنده بودن های شهرآشوب

و این اعتراف مکتوب

من با مرگ دعوا کرده ام

گفته باشم ،سالها پیش  

این رکود زندگی در کوچه و بازار

مرا می آزرد

و اکنون نیز

همه می دانند

که دارد دست و پا می زند

با زنده بودن

مثل درختی تکیده در چله زمستان

این من

دست به گریبان

و ای دریغ از همراهی

یگانه یاران

دراین روزهای سرد و برفی بی درد

آتش گرفته خانه ام

حالا بی درنگ ،بیا و برگرد

بگذر از این دروغ شبگرد

از این سکوت و این شکیبایی

و از این خنده های ریز

که بر جان باغ

این باغ تن داده به پاییز

افتاده و می برد هر کسی را

به شهر رسوایی  

دل عالم در مشت

طوفان بدست، آمده ای

مثل کبریتی

نطفه جرقه ای در پشت

ای آتش نشان لحظه های بی کسی من

در این هوای مه آلود گرگ و میش

از این بیش

مرا میازار



   تاریخ ارسال  :   1398/11/14 در ساعت : 12:45:36   |  تعداد مشاهده این شعر :  49


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 44,315 | بازدید دیروز : 44,224 | بازدید کل : 117,428,439
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی