ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان
۞ :: ناصر فیض: زرویی نصرآباد از روزمرگی‌ها فاصله داشت
۞ :: سفر به دنیایی روشن با این شعر
۞ :: اختصاصی : بهمن صالحی شاعر گیلانی درگذشت
۞ :: کتابخانه‌سوزی؛ نکوهیده ترین ویرانی تاریخ تا به امروز
۞ :: صف‌های حال خوب کن
۞ :: 3 آذر اختتامیه جشنواره ملى شعر«در امتداد فجر»/ بیانیه گام دوم انقلاب محور جشنواره
۞ :: تازه‌ترین مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری نقد می‌شود
۞ :: ​بهمن صالحی در سی‌سی‌یو بستری شد
۞ :: اختصاصی : فراخوان جشنواره ملى شعر "در امتداد فجر"
۞ :: «ضیافت همزبانی»؛ ضیافتی برای پاسداشت زبان پارسی
۞ :: اختصاصی : دکترمظاهر مصفا درگذشت
۞ :: اختصاصی : «مهدخت مخبر» ترانه‌سرای پیشکسوت درگذشت
۞ :: محمدعلی بهمنی و علی‌رضا قزوه میهمان سومین "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : درگذشت ادیب و پژوهشگر بزرگ تاجیک
۞ :: اختصاصی : پیام تسلیت سایت شاعران پارسی زبان به مناسبت درگذشت برادر گرانقدر دکتر علیرضا قزوه
۞ :: اختصاصی : یادداشت الهام نجمی بر قطره دکتر نغمه مسشتار نظامی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاعر
۞ :: اختصاصی : برنامه ی میراث ماندگار از سری برنامه های گروه بین المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: بدرقه اهل قلم حاضر در پیاده‌روی اربعین با مرثیه‌خوانی حدادیان



کارگاه شعر

مرز ردیف وقافیه(گفتارششم-به قلم حمید خصلتی):
در نزد صاحب نظران شعر فارسی همیشه اختلافاتی در قافیه یا ردیف بودن بعضی واژه ها رخ داده است واین اختلاف گاهی از تعریفی ناشی می شود که هرکدام برای قافیه یا ردیف ارائه کرده یا به تعاریف گاه ناقص بعضی از پیشینیان استناد کرده اند.در مبحث قبل به بعضی از تعاریف ردیف پرداختیم.در این مجال قصد نداریم به درستی یا نادرستی تعاریف نقل شده از ردیف بپردازیم ولی با توجه به درست ترین تعریف های آمده از ردیف مبحث امروز را پیش خواهیم برد.یکی از کامل ترین تعاریفی که در مبحث پیش ذکر شده بود تعریفی است از دکتر احمد محسنی که می گوید ردیف عبارت است از
«واژه یا واژه هایی است همگون که پیوسته یا گسسته در یک یا چند معنی پس از قافیه ودر پایان مصراع می آید» با این تعریف می توان نکات زیر را برداشت کرد:
-یکی از ویژگی های ردیف استقلال آن از قافیه است که این واژه گاه به طور کامل ومجزا قابل تشخیص است مثل ردیف های فعلی،اسمی ،قیدی وغیره
مثال:ما درس سحر در ره میخانه نهادیم محصول دعا در ره جانانه نهادیم
میخانه وجانانه واژه های قافیه وفعل نهادیم ردیف است.
شد بی صفا زخاک سیه کاسه آب ما آخر به رنگ ظرف برآمد شراب ما
آب وشراب واژه های قافیه وضمیر ما ردیف است.
کی نیام پوچ می سازد به تمکین تیغ را آستین زندان بود چون دست گلچین تیغ را
تمکین وگلچین واژه ی قافیه وتیغ را ردیف هستند.
-گاهی پس از حرف روی در قافیه حروفی متصل می آید که کار را برای ما مشکل میکند که این حروف الحاقی به قافیه هستند یا ردیف اند.بایدگفت اگرآنچه به حرف روی قافیه پیوسته است از وند ها بوده وبه خودی خود استقلال معنایی نداشته باشد آن را حروف الحاقی بدانیم واگر به خودی خودمعنی داشته باشد باید آن را ردیف دانست مثل«افعال کوتاه شده،ضمایر،حرف ربط ونشانه،قیدها وصفت،اسم وشبه جمله»
افعال کوتاه شده:
بی تو از خواسته مبادم وگنج همچنین زار وار با تو رواست
با ادب را ادب سپاه بس است بی ادب را هزار کس تنهاست
فعل است در ابیات بالا کوتاه شده وردیف است.
ضمایر گاهی متصل به قافیه هستند که اگر اینگونه باشند ردیف مضمر خوانده می شوند مثل:
دوستا گردوستی گر دشمنی جان شیرین وجهان روشنی
یای متصل به جای ضمیر منفصل تو وهمچنین فعل اول شخص هستی نشسته است که در این بیت از نوع ردیف مضمر است.
ای یوسف خوش نام ما خوش می روی بر بام ما ای درشکسته دام ما ای بردریده دام ما
ما ضمیر منفصل است و در اینجا ردیف مظهر است.
در بیت زیر «یم»شناسه است وجزءحروف الحاقی قافیه می باشد:
ما زیاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
چون «یم»به تنهایی معنای واحدی ندارد قسمتی از قافیه است ولی در بیت زیر:
ما درد فروش هر خراباتیم نه عشوه فروش هر کراماتیم
«یم»در این بیت به معنی هستیم بوده و واژه ای مستقل است وبه همین دلیل ردیف است.
نکته دیگر در بعضی از واژه های مستقل در پایان مصراع ها:گاهی در آخر مصراع ها یا اببیات واژه هایی می آید که در نوشتن وخواندن یکسان هستند ولی دارای دو معنای متفاوتند:
تو که خورشید صفت بر همه کس می تابی تا چه کردم که چنین روی ز من می تابی
همه شهر ایران به ماتم شدند پر از درد نزدیک رستم شدند
در اینگونه موارد باید به انتهای جمله توجه کرد.مثلا در پایان بیت اول چون غیر از می تابی واژه ی دیگری وجود ندارد که به عنوان قافیه در نظر گرفته شود این دو واژه قافیه هستند. ولی اگر قبل از میتابی در مصراع دوم واژه ای مثل بس می آمد،کس وبس قافیه میشد ودوواژه ی می تابی در عین اینکه معانی متفاوتی دارند ردیف بودند.چون گاهی ردیف به معانی مختلفی هم می آید،مثل:
از در درآمدی ومن از خود به در شدم گفتی کزین جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر می دهد ز دوست صاحب خبر بیامدو من بی خبر شدم
چون شبنم اوفتاده بدم پیش آفتاب مهرم به جان رسید و به عیوق بر شدم
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
بسیاری صاحب نظران در تعریف ردیف هم معنا بودن را یکی از ویژگی های ردیف میدانند حال آنکه در ابیات بالا در عین اینکه واژه ی«شدم» ردیف است ولی دارای معانی مختلفی است.این فعل در ابیات بالا اگر در هر بیت معنای متفاوتی داشت می توانستیم بگوییم قافیه ی دوم است حال آنکه در غزل مذکور که از حضرت سعدی انتخاب شده است چهار بار به یک معنا وچهار بار به معنای دیگری به کار رفته است پس نمی تواند قافیه ی دوم باشد و ردیف است.
تکرار این نوع واژه ها اگر با معانی متفاوت در قالب مثنوی اتفاق بیفتد بی شک قافیه خواهد بود:
آتش است این بانگ نای ونیست باد هر که این آتش ندارد نیست باد
نتیجه اینکه اگر کلماتی همسان با دومعنی متفاوت در مثنوی بیاید قافیه خواهد بود ولی در غزل باید هم به معنا وهم به شکل قرار گرفتن آن در پایان مصراع ها دقت کرد.


تاریخ ارسال :   1391/12/4 در ساعت : 16:41:0       تعداد مشاهده : 3321



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

محمد یزدانی جندقی
1391/12/7 در ساعت : 18:41:14
سلام و درود به دوست گرانقدرم نویسنده محترم حمید خصلتی
در این مقاله اموزشی در دوقسمت بحث ردیف به خصوص این بخش به طور غیر مستقیم و به درستی به بحث نشستن ردیف پرداخته شده است در محور هم نشینی کلمات که عبارت از هم نشینی ردیف و قافیه است در هر مصرع یا بیت و دیگر نشینی ردیف در ساختار عمودی مبحثی ظریف در شعر کلاسیک به ویژه قصیده و غزل است / با توجه و دقت نظر در این مبحث می توان در مباحث گروه بندی غزل ها نیز وارد شد و با در نظر گرفتن سایر مولفه ها
سبک و سیاق شاعران کمتر شناخته شده شعر سبک نیز را بررسی کرد
برای نویسنده ارزوی توفیق روز افزون دارم
هستی ثنایی
1391/12/12 در ساعت : 10:16:47
سلام و ارادت
سلامت و موفقیت شما را آرزومندم ..12/12/91
رستم عجمی
1392/1/6 در ساعت : 7:40:0
درود عزیز دل
عالی بود نوشته اتان، سپاس...
در مورد حروف الحاقی به خصوص ی وحدت و نکره که در قدیم با ی صفت ساز و مصدر ساز به خاطر تلفظ در قافیه اشتباه بوده، ولی امروزه برخی از اهل ادب و سخن بر این باورند که به خاطر همسانی در تلفظ در دوره معاصر ایراد ندارند و من هم تا حالا کتاب و منبع موثقی پیدا نکردم که بتوانم ببینم...دوست دارم نظر شما و دیگر اساتید این سایت را بدانم ..اگر امکانش باشد یا اینجا پاسخ مرا بدهید یا برایم ایمل بزنید ..بی شمار سپاس..
rustamjon99@gmail.com
بازدید امروز : 12,079 | بازدید دیروز : 24,166 | بازدید کل : 114,855,823
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی