ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : ویژه برنامه " مناجات در ادب فارسی"
۞ :: اختصاصی : گزارشی از برگزاری شب شعر بزرگ قدس در گروه بین المللی هندیران در واتساپ
۞ :: نشست ادبی «از آزادسازی خرمشهر تا آزادسازی قدس»
۞ :: شاعران و نویسندگان برای «فلسطین آزاد» قلم می‌زنند
۞ :: اختصاصی : محمدعلی عجمی، شاعر تاجیک درگذشت.
۞ :: نخستین دوره مجازی کارگاه تخصصی شعر هیأت برگزار می‌شود
۞ :: سروده‌ای از رضا اسماعیلی؛ تو ارتفاع شهادت، «مُطهری» بودی
۞ :: اختصاصی : هفتادو هشتمین جلسه انجمن ادبی بیدل دهلوی در تاریخ 29 فروردین 1399 به نام "شب سعدی"
۞ :: «دکتر حسن انوشه» سرپرست گروه نویسندگان دانشنامه ادب فارسی درگذشت
۞ :: شاعران، چهلم یاور همدانی را مجازی برگزار کردند
۞ :: اختصاصی : برنامه شب زنده یاد استاد دکتر سید حسن حسینی شاعر و منتقد ادبیات انقلاب اسلامی در گروه بین المللی هندیران
۞ :: اختصاصی : حاج محمود اکبرزاده شاعر و مداح مشهدی درگذشت
۞ :: تمدید مهلت ارسال آثار به کنگره شعر نرجسیه تا ۲۲ فروردین‌ماه
۞ :: دل‌نوشته نغمه مستشار نظامی در سوگ سردار سلگی
۞ :: با حضور جمعی از شاعران مطرح کشور؛ دومین جلسه مجازی «محفل ادبی فیض» برگزار شد
۞ :: اسماعیلی در گفتگو با آنا:شعر سپید؛ قالبی مناسب برای جهانی‌شدن ادبیات مقاومت
۞ :: اختصاصی : قصیده ی فاخری از دکتر علیرضا قزوه
۞ :: «محفل ادبی فیض» با حضور شاعران مطرح کشور به صورت مجازی برگزار شد
۞ :: اختصاصی : استاد احمد نیک‌طلب مشهور به یاور همدانی درگذشت.
۞ :: شریف حسین قاسمی مطرح کرد؛ ایرانیان در انتقال تجربه تاریخنگاری به هندی‌ها نقشی اساسی داشتند



کارگاه شعر

هنر شعر خلاق (2)
وحید ضیائی



( این درسگفتار ها حاصل سرو کله زدن من با دوستان شاعر و ... در کارگاه ها و کلاس های آموزشی شعرم بوده است . امیدوارم بتواند کمکی کوچک برای دوستان علاقمند باشد )


"واژگانی آز آن خود " یا " بازگشت به خویشتن ِ دانش آموزی "


اگر چه رابطه بین ما و علوم مختلف در جهان مکانیزه شده معاصر بسیار پیچیده و غریب به نظر می آید و تخصص گرایی ما را از " همه فن حریف بودن در حیطه همه ی علوم " عاجز کرده است و دیگر کمتر حکیم و دانشمند به مفهوم قدمایی آن داریم و ترکیب این همه فن حریف بودن شاید تصویری فانتزی از جادوگر های کارتونی کودکی هامان باشد ، اما بسیاری از همین علوم تخصصی شده ی پیچاپیچ بر مبنای فرمول های ساده ی شگفتی بنا نهاده شده اند که از افتادن سیب بر سر نیوتن و کشف جاذبه تا تمرین بخش کردن کلمات در اول دبستان جهت یادگیری عروض و قافیه (!) – به همین سادگی – گام های اولیه را برای آموختن مسائل مشکل امکان پذیر می کند .
یکی از همین ساده بازی های کودکی در حیطه ادبیات همان درس شیرین انشاء بود که از سوم و چهارم ابتدایی من ِ دانش آموز را بدان وا می داشت تا همه تلاشم را در جهت توصیف سوژه ی مورد نظر و درخواست شده خانم یا آقای معلم بردارم . تجربه ای که نسبت به علاقه و استعداد دانش آموز از متنی خود نوشته تا انشایی دیگری نگاشته پیش می رفت و بنا به سلیقه معلم نمره ای کم و بیش از آن خود می کرد ...
• در جلسات شعر ، آنچه بیش از همه در مخاطب شعر اثر بخش است – بعد از سوژه ی شعر – نحوه ی پرداخت شاعرانه شاعر به شعر است . بیت ها ، سطر ها ، ترکیب ها ، آرایه ها ، که همه اینها بر روی مجموعه ای از واژگان پیاده می شوند . واژگانی که مثل قطار پشت هم آمده ، مجموع آنها کلیت شعر را تشکیل می دهد . در حقیقت رنگ های نقاش در نقاشی ، واژگان شاعرند در شعر . آنچه به شهر جان و هویت می بخشد انتخاب و ترکیب این واژگان در کنار هم است . اما ی بزرگ این قضیه ی کوچک فرق رنگ و واژه و اصالت آنها در بستر زمان و مکان است .
• در انشا هایی که پیشتر ها می نوشتیم هر دانش آموز بنا به مطالعه ای که داشت از دامنه واژگانی خاص خودش بهره می برد تا انشایی خلق کند . هر چند در بسیاری موارد قالب انشا با سر آغاز " البته واضح و مبرهن است که ..." و پایان " از این انشاء نتیجه می گیریم ..." سر هم بندی می شد اما باز زبان یا به اصطلاح خودمانی تر " قلم " نگارنده در تولید و جان بخشی به اثر حرف اول را می زد . اصطلاحی مثل فلانی قلمش خوب است ،... حکایت نحوه ی برخورد با واژگان در ناخوداگاه شاعر یا نویسنده بود و جلوه گری آنها در متن اش . بر می گردیم سر پنجره ی خودمان . بعد از عادت دادن خودمان برای دوباره دیدن اشیاء یا آدم ها یا حوادثی که پیرامونمان هستند و در مرحله نخست داشتن یک تصویر ذهنی قابل لمس از آنها طوریکه کوچکترین جزئیات آنرا بشود توضیح داد ، بطور مثال : پنجره بزرگ 5 قابی ِقهوه ای رنگِ شیشه دودی کلاس ، با پرده کرمی طرح دار منقوله دار ... هر چه این جزئیات در ذهنمان بیشتر جا بگیرد امکان استفاده از ظرفیت آنها برای تصویر سازی و تخیل بیشتر خواهد شد . تصور کنید که با جمع شدن پرده ها از دو طرف دو قوس نسبتن عمیق بوجود می آید تقارن آنها رو بروی هم باعث ایجاد یک زیبایی بصری می شود اما وقتی من ِ شاعر این مورد جزئی را در عکس برداری ذهنی یا تخیل ذهنی ام داشته باشم در تولید شعر مطمئنن جایی به درد خواهد خورد . می نویسم :
دلگیر ترم می کند تفرعن پنجره / جایی که سربازان شکم چران منقوله دار / در ردایی فاخر / مدام ایستاده اند / بی کلام / برادران ناخلف پلک هام / پرده ها ...
• شعر بالا از همان پنجره خودمان صحبت می کند و تمام جزئیات ان را میشود در محدوده ی کوچک اتاق به نظاره نشست ...اما بیرون کشیدن یک فضای تاریخی با اشارات و زبان خاص خودش از آن همان هنر شاعرانگی ست .
واژگان : تفرعون (با معنای : فرعونیت ، عصیانگری و انتقال بار حسی و دامنه عاطفی واژه در کلماتی چون : فرعون ، خشونت ، جاه طلبی ، قدرت و ...) ، سرباز ، شکم چران ، منقوله ( آویز تزئینی ) ، ردا ، فاخر ، ایستایی مداوم ، برادران ناخلف و همنشینی این کلمات که در یک مورد همه مشترکند : دارای بار عاطفی تاریخی اند .
همه این واژگان در ادبیاتی تاریخی قابل بحث و مطرح شدنند . همه به نحوی با هم در ارتباطند . می شود با پس و پیش کردن آنها یک تجسم تاریخی القا کرد . همه از یک جنسند و همنشینی اینها یک تجسم عاطفی تاریخی را منجر می شود . حتی به کار گیری واژه ای دیگر به جای بعضی شان می تواند به متن اسیب برساند . مثلم نمی توان ردا را که بار عاطفی کهن دارد با روپوش یا بالاپوش عوض کرد چون ترکیب ّ شعر به هم می خورد . روپوش بار عاطفی و تاریخی متاخرتری نسبت به ردا دارد . ردا به دنبال خود واژگان و تصاویر ذهنی ای چون پادشاه ، سرکرده ، دربار و ... با خود به ذهن متبادر می کند و در حقیقت این تک کلمه تنها یک واژه نیست هر بُعد معنایی و عاطفی آن در ساختار شعر و در همنشینی با دیگر کلمات می تواند القای مفهوم و تصویری تا بی نهایت را داشته باشد . ترکیب برادران ناخلف چه ؟ آیا برادران یوسف و جریان داستان انها را به ذهنتان متبادر نمی کند ؟ شاید بله و شاید نه ! اما کسی که عادت به خواندن شعر دارد از این دسته ترکیبات بسیار می بیند و میشنود چون یکی از موتیف های ادبیات ایران همین برادرانگی ناخلفانه در داستان حضرت یوسف (ع) است : " پیراهنی که آید از او بوی یوسفم / ترسم که برادران غیورش قبا کنند : حافظ غزل 196) بین سرباز و ایستادن مداوم ، بین دلگیری و بی کلامی و ... همه ی این ارتباطات در مجموع به قوی شدن ساختار شعر کمک می کند با این شرط که بدانیم هر واژه چه بار عاطفی و معنایی در چه فضا و محوری می تواند داشته باشد . می ، شراب ، باده ، عرق ، زهرماری هر سه به یک مفهوم و تشخص بیرونی اشاره دارند اما این بار عاطفی و مفهومی اینهاست که در قالب متون و ترکیبات مختلف کارکردهایی متفاوت تر را ارائه می دهد . در متن سمبلیک ( رمز الود ) عرفانی می و باده و شراب یک معنا پیدا می کنند و در متن تاریخی بعد ی دیگر می یابند . در شعر هم همینطور . این کارکرد واژگانی ماجراهای عجیبی تولید می کند . پزشک مفهومی امروزی تر دارد و تک بعدی تر نسبت به طبیب ، طبیب به واسطه نشستن در قافله ی شعر فاخر ایرانی بعد هایی عرفانی و فلسفی نیز به خود گرفته است پس کاربرد این واژه در شعر مترادف است با نه یک ترکیب که مجموعه ای از ترکیبات دیدنی و نادیدنی :
" یکی جزو جهان خود بی‌مرض نیست/ طبیب عشق را دکان کدامست؟ " آیا ترکیب ِ پزشک عشق همان بار عاطفی را به همراه خواهد داشت ؟
• بعد از دیدن یا نگریستن در موضوع ، نقاشی کردن همه آنچه هست با تصویری واقع از موجودیت ان ، نوبت به انتخاب ابزار جهت بیان یا توصیف آن است . این ابزار باید متناسب با فضا و جنس آن چیزی باشد که در مرحله دون یعنی تخیل پردازی مان از ان برداشت کرده ایم . تصاویر و پیوند های آنها در کنار هم به واسطه واژگانی خلق می شوند که دست کم در زبان فارسی – این زبان خالص شعر – قدمتی چندین صد ساله دارند . واژه چنان پر طمطراق و آذین بسته شده است که بکار بردن آن در متن مورد نظرتان ، شاید نتیجه ای عکس از آنچه می خواهید به شما بدهد .
• واژه در ترکیب سازی است که تخیل شما را انتقال می دهد . بعد از کشف روابط جدید در میان اشیاء و ادمها و حوادث و ... است که واژه به کمک شما می آید تا با توجه به تجربه تان از حادثه ی نگاه ، به بیان آن بپردازید . درست مثل رنگ در نقاشی که ترکیب آن بر بوم سفید با توجه به تجربه و علم نقاش اتفاق می افتد و نقاش به توصیف تخیل بوجود آمده اش از منظر مورد نظر می پردازد . اکنون به فضای کنونی کلاسمان توجه کنید . چه تصویری از آن دارید ؟ آیا می توانید در بعدی شاعرانه به توصیف کلاس بنشینید ؟ کدام واژگان با کدام بار عاطفی و معنایی باید با هم بنشینند تا تا ترکیب آنها نگرش شاعرانه تان به کلاس را منجر شود ؟ دیوان اشعار شاعران قدیم را با شعر شاعران اکنون مقایسه کنید . واژگان چگونه و چطور در متن معنا می شند ؟
• ترکیب تیر مژگان را در شعر حافظ جستجو کنید و سعی نمایید ترکیبی به روز تر از آن ارائه نمایید ... حاصل در درسگفتار بعدی تحت عنوان " کشف روابط جدید " به دردمان خواهد خورد !




لینک درسگفتار اول http://irafta.com/showtextday.aspx?id=913&sub=کارگاه شعر


تاریخ ارسال :   1392/5/9 در ساعت : 12:13:15       تعداد مشاهده : 3478



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

علی‌رضا رضایی (مجنون)
1392/5/9 در ساعت : 15:0:2
سلام ممنونم حناب ضيايي
دستتون درد نكنه
انشالله اين بحث سريع تر بروز بشه
هادی ارغوان
1392/5/10 در ساعت : 14:9:19
بسیارممنون
هادی ارغوان
1392/5/10 در ساعت : 14:9:52
سلام
دست شما دردنکنه
بسیارممنون
بازدید امروز : 20,121 | بازدید دیروز : 33,692 | بازدید کل : 120,574,777
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی