ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان
۞ :: ناصر فیض: زرویی نصرآباد از روزمرگی‌ها فاصله داشت
۞ :: سفر به دنیایی روشن با این شعر
۞ :: اختصاصی : بهمن صالحی شاعر گیلانی درگذشت
۞ :: کتابخانه‌سوزی؛ نکوهیده ترین ویرانی تاریخ تا به امروز
۞ :: صف‌های حال خوب کن
۞ :: 3 آذر اختتامیه جشنواره ملى شعر«در امتداد فجر»/ بیانیه گام دوم انقلاب محور جشنواره
۞ :: تازه‌ترین مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری نقد می‌شود
۞ :: ​بهمن صالحی در سی‌سی‌یو بستری شد
۞ :: اختصاصی : فراخوان جشنواره ملى شعر "در امتداد فجر"
۞ :: «ضیافت همزبانی»؛ ضیافتی برای پاسداشت زبان پارسی
۞ :: اختصاصی : دکترمظاهر مصفا درگذشت
۞ :: اختصاصی : «مهدخت مخبر» ترانه‌سرای پیشکسوت درگذشت
۞ :: محمدعلی بهمنی و علی‌رضا قزوه میهمان سومین "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : درگذشت ادیب و پژوهشگر بزرگ تاجیک
۞ :: اختصاصی : پیام تسلیت سایت شاعران پارسی زبان به مناسبت درگذشت برادر گرانقدر دکتر علیرضا قزوه
۞ :: اختصاصی : یادداشت الهام نجمی بر قطره دکتر نغمه مسشتار نظامی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاعر
۞ :: اختصاصی : برنامه ی میراث ماندگار از سری برنامه های گروه بین المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: بدرقه اهل قلم حاضر در پیاده‌روی اربعین با مرثیه‌خوانی حدادیان



کارگاه شعر

هنر شعر خلاق (4)
وحید ضیایی


از شیوه تا طرز ، از شعر تا عشق



امروز می خواهیم از چهار عمل اصلی شعر ، به محوریت آخر آن بپردازیم تا دایره ای بتوانیم ترسیم کنیم با چهار بخش مساوی . دایره ای که دیگر اجراء شعر از شعاع آن نور می گیرند :

1- از دیدن و نگریستن 2- واژه گزینی و تسلط بر دنیای کلام 3- سعی در کشف روابط بین اتفاق ها و اشیاء و ...

محوریت چهارم مجموعه ای از چند خصیصه است که بر تار و پود این شعر – فرش ایرانی رنگ و جلا می بخشد . در حقیقت شیوه بیان یا طرز نگارش که حاصل چهار ویژگی ست که باید شاعر آنرا داشته باشد تا شعر او موفق از کار دربیاید : پس محور چهارم ، خود دایره ایست در دایره ی شعر . شاعری که تخیلش را در دقت به جزئیترین مسائل ، تیز بین می کند ، در انتخاب واژگان جهت بیان و توصیف دیدار تخیلی اش وسواس به خرج می دهد ، و در همنشینی بین مصادیق واژگانی اشیاء و اتفاق ها و آدمها و ... به کشف و شهود می رسد ، در پرداخت این سه نیازمند پشتوانه ای آگاهانه است ، پشتوانه ای که از دیدگاه و جهانبینی شاعر نسبت به جهان اطرافش سرچشمه می گیرد و اصولن هر شاعر یا هنرمندی در خلق آثارش – جهت دلنشان کردن آن – باید این آگاهی ها را داشته باشد ، اما بعد :

• گسترش در جامعه : در جاده که میرانی یا به تماشا می نشینی ، یا حداقل شنیده ای که بعضی رانندگان پشت کامیون ها ، نیسان ها ، یا خودرو های شخصی شان جملات کوتاه یا اشعاری چندمی نویسند ، اشعاری عمومن با موضوع : فراق یار ، گله از بیوفایی دنیا یا محبوب ، گوشزد کردن جوانمردی ، انتظار ، یا حتی آنهایی که بار فلسفی دارند و چه و چه ... - پشت نیسانی که گاوی میبرد نوشته بود - : تا شقایق هست زندگی باید کرد ( سپهری ) ، اسیر غم : مادر ، کی این جدایی سر می آد ، یارم از سفر می آد ، بکن معامله ای وین دل شکسته بخر و ... در همه این اشعار یا جملات ، عامل اصلی اهمیت آنها که توانسته در بستر فکری عموم جامعه رد پایی بگذارد ، ارجاع به موتیف های اصلی شعر عمومن کهن و بازخورد شاعرانه ی آنها در کلام شاعر می باشد . موتیف هایی چون : عشق ، انتظار ، سفر ، هجران و فراق ( که معمولن مترادف هم قرار می گیرند ) ، فتوت و نوع دوستی ، غم دنیا ، مرگ ... همه اینها جزو موتیف های شعر جهان است . موضوعاتی که بشراز همان آغاز بدانها دل باختگی داشته و شاید بشود گفت : هیچ اثر هنری در جهان نیست که در محوریت این موضوعات نباشد موضوعاتی که در سه گانه ی رابطه ِ انسان ، طبیعت و آسمان جا می گیرد . حضور ساده و همه فهم این موتیف ها در شعر آنرا همه پسند می کند و انسان معاصر دغدغه های دیرینه خود را در آنها می جوید . پس انتخاب موضوع یکی از دلایل پسند جامعه و ماندگاری شعر در فراز و نشیب روزگاران می تواند باشد ( یک عمر می شود سخن از زلف یار گفت / در بند آن مباش که مضمون نمانده است ) . مضمون هایی چنینی وقتی به زبانی ساده عرضه شوند عام و خاص جامعه را به خود جلب می کنند . اما برای عام ، زبان ساده ، نگاه ساده ، واژگان ساده ، زاویه دید ساده ،و پرداخت ساده اهمیت بیشتری دارد چون آنها مشتاق جان کلامند ... ( دوستت دارم ، تو می خواهی مرا / باز می ترسم ، نمی دانم چرا ! )


• پشتوانه فرهنگی : اگر جامعه را به دو طبقه عمده خواص و عوام طبقه بندی کنیم ، پشتوانه فرهنگی شعر بیشتر جهت خواص را می گیرد . خواص جامعه آنهایی هستند که به سطحی از سواد و بینش اجتماعی و آموزشی و فرهنگی و ... رسیده اند که در انتخاب آثار هنری ، جنبه هایی تخصصی تر از " طرح محتوای ساده و شفاف موتیف ها " بتواند نظر آنها را جلب کند . پشتوانه فرهنگی یک شعر ، داشته های اندیشناکی و بهره های تاریخی و فلسفی آن است . مثلن شعر حافظ ، شعر حافظ برای بیان موتیف های معمول جامعه انسانی ، از آیات و احادیث اسلامی ، تلمیحات ادبی ، تفکر تلفیقی فلسفه های پیشا اسلامی ( میترائیسم ، زرتشتی گری و ... ) ، عرفان و ... بهره ها میبرد و چنان می شود که گاه یک بیت حافظ تفسیری به اندازه ی چندین صفحه را در بر می گیرد . ( در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد / عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد ...) . پشتوانه فرهنگی یک شعر ، می تواند خاستگاه هایی به قدمت تاریخ ادبیات سرزمین مادری ، یا فرهنگ و ادبیات سرزمین های دور باشد .چنانچه تولید شعر هایکو در ادبیات معاصر ایران حاصل آشنایی شاعران معاصر با شعر هایکو خاور زمین و اندیشه های فلسفی پشت آن بوده است . شعر خوب ، جهانبینی و اندیشه ورزی و دنیای فرهنگی خویش را از به پشتوانه سواد و بینش فرهنگی شاعر آن دارد.





• صعود هنری : شاید در جمع بندی دایره ی شعر خلاق همان عنوان شیوه و آرایه های ادبی که منظور همین مبحث ماست برای خیلی کافی می بود اما اگر چه صعود هنری یک شعر شرط لازم موفقیت آن است اما شرط کافی نیست . صعود هنری مجموعه ی همه هنر هایی ست که محتوای شعر بدان آذین بخشیده می شود : انتخاب قالب صحیح موازی و متوازن با محتوای اثر و اجرای درست تر آن ، وسواس در انتخاب واژگان و توجه به بار معنایی و عاطفی آن در بستر شعر ، فراوانی آرایه های ادبی و تازه بودن آنها در میدان سخن و ... ساده بگویم تبلور همه ی آموختنی های هنری شاعر بر ردای محتوا ... ( در آفاق گشاده ست ولیکن بسته ست / از سر زلف تو در پای دل ما زنجیر ) یا ( با مادر خود تو راست عهدی ز نخست / کانرا نکند گردش این گردون سست / نایی و به یادگار ، این حلقه ی ناف : / تصویر بریدن از نیستان با تست ) یا ( به کجای این شب تیره بیاویزم / قبای ژنده ی خود را ) . صعود هنری در طی سالها از ابهت و زیبایی شعر نمی کاهد ، مینیانوری می شود با رنگهایی ناب که حاصل چیره دستی شاعر است . هر خطی با تذهیب زیباتر و ماندگار تر است ...




• عمق انسانی :وقتی اسطوره های همه اقوام بشر را درست واکاوی می کنیم ، ریشه ی اصلی بیشتر آنها یکیست . سیتا و سیاوش ، روئو و ژولیت ، فرهاد و شیرین ، لیلی و مجنون و ... همه اینها به واسطه ی بیان آلام و آرزو ها ، رنج ها و شادی های انسان مشترکاتی دارند در خور تامل . همه اینها انسان را در رابطه با خویشتن ، طبیعت و آسمان به چالش می کشند . نمود قداست وایمان و پرستش را در نهاد بشر بیان می کنند . همه اینها از" درد های مشترک دوستی" ، از درد هایی والاتر از " درد های پوستی " می گویند . هر شعری که عمیقن به بیان این درد های مشترک بشری دست میازد ، هر شعری که از نامکشوفات روان انسانی سخن گفته سعی در توصیف کشف گونه از آن دارد ، هر شعری که آینه ای در مقابلمان می گذارد تا با آن به ابدیت برسیم ، و خصایص نیکوی بشری را به معرض نمایش قرار بدهیم ، شعری می شود که مرز ها را درمی نوردد و و به انسان در آینه ای الهی نگاه می کند : ( بنی ادم اعضای یک پیکرند ... ) ، ( چنان با نیک و بد خو کن ، که بعد از مردنت عرفی / مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند ) ، ( بیا تا قدر یکدیگر بدانیم / که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم ) ،( هر آنکه جانب اهل وفا نگه دارد / خداش در همه حال از بلا نگه دارد ) ،( من چراغم را در آمد رفتم همسایه ام افروختم در یک شب تار )، ( برای تو می گذارم / دار و ندارم را / بود و نبودم را / در چشم من / تو / میوه ای سرخ / پیشخوانی انباشته از نان / قلبت از زمین است / و دستانت از آسمان . نرودا ) ،( کتاب شعر / مرگ پاییز است / ابیات برگ اند / سیاه بر زمین سپید . لورکا ) و ...



• به نظرم مجموعه ی چهار بحثی که تاکنون داشته ایم می تواند ستون های اصلی برای آموزش و بنای شعری مستحکم باشد . بنابراین با پایه قرار دادن همین چهار فصل ، در درسگفتار های بعدی به مصادیق خواهیم پرداخت . اما بررسی شعر ایران را بر مبنای نوع ادبی آن ( حماسی ، غنایی و ... ) و چگونگی رویکرد شاعران بدان ، بررسی خواهیم کرد . فصل نخست این سلیسه مباحث موضوع " شعر و عشق " خواهد بود در ادبیات غنایی ایران .


• لازم به ذکر است برای روشن سازی محور چهارم درسگفتار ها به دلیل جامعیت کلام عناوین بحث را از کتاب گرانسنگ " ادوار شعر فارسی " نوشته محقق و شاعر عالیقدر استاد شفیعی کدکنی انتخاب کرده ام .



بخش های اول تا سوم این درسگفتار ها را در همین بخش ( کارگاه شعر ) بخوانید .


تاریخ ارسال :   1392/5/23 در ساعت : 13:9:4       تعداد مشاهده : 3713



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

فاطمه معین زاده
1392/5/25 در ساعت : 1:53:56
به نام خدا
با اهداء سلام به جناب آقای ضیایی
مقاله ی پرمغز و ارزشمندی بود. استفاده بردم.
موفق باشید.
حمیدرضا اقبالدوست
1392/5/25 در ساعت : 9:17:59
پاینده باشید جناب ضیایی و البته یک خسته نباشید جانانه /یا حق
علی گیاهی
1392/5/25 در ساعت : 9:34:44


ممنون از این راهنمایی دلسوزانه

ان شاالله ادامه داشته باشد
بازدید امروز : 13,599 | بازدید دیروز : 24,166 | بازدید کل : 114,857,343
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی