ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : گزارشی از برگزاری شب شعر بزرگ قدس در گروه بین المللی هندیران در واتساپ
۞ :: نشست ادبی «از آزادسازی خرمشهر تا آزادسازی قدس»
۞ :: شاعران و نویسندگان برای «فلسطین آزاد» قلم می‌زنند
۞ :: اختصاصی : محمدعلی عجمی، شاعر تاجیک درگذشت.
۞ :: نخستین دوره مجازی کارگاه تخصصی شعر هیأت برگزار می‌شود
۞ :: سروده‌ای از رضا اسماعیلی؛ تو ارتفاع شهادت، «مُطهری» بودی
۞ :: اختصاصی : هفتادو هشتمین جلسه انجمن ادبی بیدل دهلوی در تاریخ 29 فروردین 1399 به نام "شب سعدی"
۞ :: «دکتر حسن انوشه» سرپرست گروه نویسندگان دانشنامه ادب فارسی درگذشت
۞ :: شاعران، چهلم یاور همدانی را مجازی برگزار کردند
۞ :: اختصاصی : برنامه شب زنده یاد استاد دکتر سید حسن حسینی شاعر و منتقد ادبیات انقلاب اسلامی در گروه بین المللی هندیران
۞ :: اختصاصی : حاج محمود اکبرزاده شاعر و مداح مشهدی درگذشت
۞ :: تمدید مهلت ارسال آثار به کنگره شعر نرجسیه تا ۲۲ فروردین‌ماه
۞ :: دل‌نوشته نغمه مستشار نظامی در سوگ سردار سلگی
۞ :: با حضور جمعی از شاعران مطرح کشور؛ دومین جلسه مجازی «محفل ادبی فیض» برگزار شد
۞ :: اسماعیلی در گفتگو با آنا:شعر سپید؛ قالبی مناسب برای جهانی‌شدن ادبیات مقاومت
۞ :: اختصاصی : قصیده ی فاخری از دکتر علیرضا قزوه
۞ :: «محفل ادبی فیض» با حضور شاعران مطرح کشور به صورت مجازی برگزار شد
۞ :: اختصاصی : استاد احمد نیک‌طلب مشهور به یاور همدانی درگذشت.
۞ :: شریف حسین قاسمی مطرح کرد؛ ایرانیان در انتقال تجربه تاریخنگاری به هندی‌ها نقشی اساسی داشتند
۞ :: حجت‌الاسلام سیدهادی خسروشاهی درگذشت



نثر روز

...هنوز همین جایی و من از پنجره نگاهت می کنم. مرده شور این نیزه ها را ببرند. هزار و سیصد و هفتاد و چه می دانم چند سال است که سرت روی نیزه می درخشد، فقط نیزه دارها جایشان را عوض می کنند. دست به دستت می کنند مولای من ! بی آبروها دست به دستت می کنند!

کاش تمام میشد این شبی که روی شعرهایم خزیده، این شبی که دارد هلاکم می کند دنباله دار بودنش!

" آفتاب گم کرده "تر از من سراغ ندارد دنیا... کجایی خورشید خون گرفته ی من ؟ این دیوانه ی زندگی به دوش را رها کن از این در به دری ! قربان گیسوی بلند رها در بادت ! قربان سرت عشق ! قربان آن بدن هزار پاره ات شهید! مرا می کشد روضه ی گودال ات... مرا می کشد روضه ی "انکسر ظهری"...رحم کن به من ! ارحم ! ارحم ! پدر و مادرم به قربانت ! ارحم !

به دنبال سرت آنقدر دویده ام که از زمین بیرون رفته ام. بگذار در هوای معلق بودنم، برایت خرما خیرات کنم، ای من به قربان رطب های تشنه ات... ای من به قربان لهجه ات وقتی عباس را خطاب قرار دادی : " ارکب! بنفسی انت یا اخی ! ..." ای من به قربان عباس ات... از دست می روم اگر آفتابم نشوی حسین! آفتابم باش حسین ...آفتابم باش ... و برای خاطر خدا، از نیزه پایین بیا... برای خاطر خدا، گودال را رها کن... برای خاطر خدا، قطره ای، فقط قطره ای آب بنوش... آب ببر...آب خیرات کن ... دور کن از من این سراب های لب تشنگی را...دور کن ! ای تشنه ترین مرد تاریخ ! تشنه ام ... ای سیراب ترین مرد تاریخ ! جانم به فدایت ! تشنه ام... من سالهاست تشنه ام. کجاست شریعه ی فرات دستان عباس ات ؟ آب می خواهم ...آب ... ساقی من ! ای حسین سیراب ! ...


تاریخ ارسال :   1396/7/2 در ساعت : 0:50:26       تعداد مشاهده : 587



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 10,031 | بازدید دیروز : 22,753 | بازدید کل : 120,406,149
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی