ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : استاد برجسته زبان و ادب فارسی شبه قاره هند، «ظهیر احمد صدیقی» درگذشت.
۞ :: اختصاصی :  آغاز ثبت‌نام در دوره‌های آموزشی «زنگ شعر»
۞ :: سوگواره شعر فاطمی «حریر سوخته» فراخوان داد
۞ :: اختصاصی : دکتر سلیم نیساری درگذشت
۞ :: دیدار با زینب الأعوج، شاعر الجزایری، در حوزه هنری
۞ :: گرامیداشت مرحوم زرویی نصرآباد امروز در خبرگزاری تسنیم
۞ :: انجمن شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس افتتاح می‌شود
۞ :: اختصاصی : ترجمه ی چند شعر از ماریوس چلارو (Marius Chelaru) شاعر رومانیایی
۞ :: پوپولیسم ادبی!
۞ :: فراخوان یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب منتشر شد
۞ :: تغییرات قابل توجه در ترکیب داوران و هیئت علمی جشنواره شعر فجر
۞ :: شیراز نیمه اول اسفند میزبان کنگره ملی شعر دفاع مقدس می‌شود
۞ :: آغاز محافل جشنواره شعر فجر از کنار مزار قیصر امین‌پور
۞ :: انتشار فراخوان «یازدهمین جشنواره بین المللی شعر و داستان انقلاب»
۞ :: اختصاصی : نخستین کنگره ملی شعر فاطمی ((یاقوت کبود))
۞ :: افزایش تعداد داوران جشنواره شعر فجر به ۵ نفر
۞ :: شما در ‌‌رمان«برادر انگلستان» نوشته علیرضا قروه چه می‌خوانید؟
۞ :: "منصور خورشیدی" آخرین بازمانده جنبش شعر حجم ایران درگذشت
۞ :: اختتامیه همایش ادبی سوختگان وصل 4 دی ماه برگزار می‌شود
۞ :: محمدحسین مهدوی «م.موید» شاعر پیشکسوت گیلانی تجلیل شد



خاطرات


280
خاطره ای از نصرالله مردانی
خلیل عمرانی

آنچه اکنون بر این قلم می‌آید، بغض فروخورده بیش از ده سال تبعیت از استادم زنده ‌یاد نصرالله مردانی است؛ مردی که مدت بیست سال زندگی ‌ام را در حال و هوای او، نوعی ممتاز از شاعر مسلمان بودن را آموختم.
کسانی که سال 1362 یعنی سال آشنایی من با مردانی را از زاویه فضای ادبی به خاطر داشته باشند و حوادث سال های بعد در تاریخ ادبیات ایران، حافظه تاریخی و وجدان ادبی آنها را مختل نکرده باشد، می‌ دانند که ما تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دو دسته شعر انقلابی داشتیم؛ یک دسته شعرهایی که توسط شاعران انقلابی مسلمان سروده می‌شد؛ از قلم شخصیت هایی همچون استاد حمید سبزواری، حجت الاسلام محمدحسین بهجتی(شفق)، سید علی موسوی گرمارودی و طاهره صفارزاده و...، دسته ‌ای دیگر، مسلمان ‌زادگان متمایل به تفکرات و مکتب گونه ‌های بشر ساخته که به حرمت سهمی که در شعر و ادب فارسی دارند از ذکر نام آنان اجتناب می‌کنم.
به اعتقاد بنده آنچه می‌توان از آن به شعر انقلاب تعبیر کرد، شعر پس از پیروزی انقلاب اسلامی و محصول دگرگونی اجتماعی در زوایای مختلف انسان ایرانی است و درست در همین نقطه است که طنین نام شاعری بنیانگذار و آغازگر به نام نصرالله مردانی به گوش می‌رسد. وی همیشه به من می‌گفت خلیل! من تنها چیزی که از تو و هر کس که فکر می‌کند حقی از من در گردن اوست می‌خواهم این است که پشت سر ولایت فقیه حرکت کند و در بذل آنچه از توان ادبی که خدا به شما داده به سایرین کوتاهی نکند و دچار حسد نسبت به نسل پس از خود نشود.




.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1396/9/21 در ساعت : 12:6:1       تعداد مشاهده : 248



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

م. روحانی (نجوا کاشانی)
1396/9/24 در ساعت : 10:48:55
من به نصرالله مردانی ارادت داشتم
شور و شوق ِ شعر او را عشق می پنداشتم
عشق ، جاری بود در این شاعر شیرین سخن
نبک دانستم درست است آنچه می انگاشتم

جناب عمرانی عزیز ، از یادکرد شایسته و دلپذیرتان سپاس
روان استاد مردانی شاد
فاطمه رحمانی
1396/9/25 در ساعت : 8:48:24
روح هر دوشان شاد
ابوالقاسم افخمی اردکانی
1396/9/25 در ساعت : 12:43:26
درود به روان پاک استاد زنده یاد نصرالله مردانی... و درود به شاعر ارزشمدار جناب خلیل عمرانی... حال که یادی از استاد زنده یاد حاج محمد حسین بهجتی اردکانی (شفق) نیز شد سروده ای از ایشان تقدیم میگردد

تَر دامنان که هر عمل ِ ناسزا کنند

روزی شود که پُشت به راه خطا کنند؟

باطل گرفتگان ِ ز حق اوفتاده دور

آیا شود که باز به حق التجا کنند؟

آیا شود که خسته دلان ِ سیاه بخت

دنبال ِ چاره رفته و فکر دوا کنند؟

آن ملتی که رفته دل و عقلشان به خواب

آیا شود که چشم دل از خواب ، وا کنند؟

آزادی و شهامت و بینش چه شد که خلق

بر خویش ، دزد قافله را رهنما کنند؟

تا چند بی ارادگی و سردی و سکوت ؟

تا کی به ما خیانت و جور و جفا کنند؟

کو مردم ِ مبارز و سرباز و بی هَوَس ؟

تا انقلاب دامنه داری بپا کنند

ما مَرد نیستیم که دنیا مراد ماست

مردان ِ آزموده ، جهان را رها کنند

این عشق و این علاقه به دنیا برای چیست ؟

کز وی به مرگ ، پنجه ما را جدا کنند

آخر تحولی ، هیجانی ، کشاکشی

تا چند زور و ظلم و خیانت به ما کنند؟

این فرق بهر چیست که ما لُخت و بی نوا

و آنها کشند باده و عیش و نوا کنند ؟

ترجمه قصیده ای از "کمیت بن زید اسدی" شاعر اهل بیت "ع" که آقای "محمد حسین بهجتی " آن را به شعر برگردانده اند .
بازدید امروز : 29,921 | بازدید دیروز : 26,862 | بازدید کل : 104,669,471
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی