ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: تازه‌سروده‌هایی تقدیم به بانوی دو عالم: «زهرا(س) به نام زن جلال و منزلت داد»
۞ :: برگزیدگان جشنواره ادبی چهل‌چراغ در دو بخش شعر و داستان معرفی شدند
۞ :: هجدهمین دوره جشنواره قلم زرین فراخوان داد
۞ :: «جلوه فجر سلیمانی» در «سرچشمه»
۞ :: برگزاری کارگاه شعر و داستان کودک و نوجوان
۞ :: اختصاصی :  زادروز علیرضا قزوه روز شعر جوان ایران باد / به مناسب یکم بهمن زادروز دکتر علیرضا قزوه
۞ :: سروده استاد دانشگاه بنارس برای سپهبد سلیمانی/ تشکر شاعر ایرانی با یک شعر
۞ :: اختصاصی : عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی
۞ :: شعر "علیرضا قزوه" برای سردار قاسم سلیمانی
۞ :: شب شعر پارسی‌زبان به یاد سردار سلیمانی در تسنیم برگزار می‌شود
۞ :: شاعران مطرح کشور در مراسم شعرخوانی «سردار آسمانی» جمع می‌شوند
۞ :: سروده حماسی شاعر هندی برای سردار سلیمانی/ یزیدانِ معاصر را بگو این خون نمی‌خوابَد
۞ :: سازمان بسیج هنرمندان کشور «خاتم سلیمانی» را منتشر می‌کند
۞ :: اختصاصی : دکتر قزوه: خون سردار سلیمانی پس از خون سیدالشهدا (ع) تأثیرگذارترین خونی است که در عراق به زمین ریخته شد
۞ :: اولین کنگره شعر آئینی ـ انقلابی «کوثر ناب» فراخوان داد
۞ :: فراخوان شعر «فاطمی» هیأت «میثاق با شهدا» اعلام شد
۞ :: آیین بزرگداشت مقام ادبی علامه فیض کاشانی و مراسم آغاز به کار محفل ادبی فیض برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : آغاز به کار محفل ادبی فیض
۞ :: دعوت عمومی برای مشارکت در بازسازی کتابخانه تفکر شهریار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان



نثر روز

بهار، خیس و رنگی می‌زند به پنجره و من که خسته‌ی‌ سرمازده‌، طوفانی را پشت سر گذاشته‌ام به انتظار تو می‌نشینم که برگ بدهی که گل بدهی که به بار بنشینی

تو می‌توانی وطنم باشی رسیده از گرد راه، خاکی و غربتی. می‌توانی سختی راهی باشی که طی کرده ام سال‌های سال بی تو.

تو می‌توانی اندوه تمام شده‌ی‌ سفری دراز باشی که هرگز به مقصد نرسید، اما رنگ خاطره‌اش را هرسال روحم گردگیری می‌کند.

تو می‌توانی داستانی نیمه تمام باشی که دارد به انتهای خودش می‌رسد پرطپش و به وصل رسیده.

در جلگه های عشق قدم می‌زنم و می‌رسم به تحویل سال. به‌ یا محول و تحویل می‌دهم تمام کوچکی‌ام را و بزرگ می‌شوم کنار نام بلند تو که رودخانه است و جریان دارد.

می‌رسم به راهی که از هر بیراهه‌ای عاشق‌تر است. می‌رسم به مقلب‌القلوب که قلبم را سرزمین مادری‌اش کرده است.

قسم می‌خورم که شام‌ها و روزها در گردش بی‌بدیل و تکرارناپذیرشان تکرار بندگی‌اند که فصل‌ها و روزهای واپسین دیدارهای آتشین را به سیمرغ می‌رسانند.

تحویل می‌شوم همراه سالی که تحویل می‌دهد سردی سرد جدایی را به گرمای دیدار.

تحویل می‌شوم به خورشید به شعاع‌های تابش فرداهای دیر اما آمدنی. تحویل می‌شوم به حضرت عشق. به عشق که حول حالنا الی احسن الحالمان باشد.


تاریخ ارسال :   1396/12/27 در ساعت : 14:43:44       تعداد مشاهده : 427



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 8,767 | بازدید دیروز : 52,646 | بازدید کل : 117,491,171
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی