ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: دعوت عمومی برای مشارکت در بازسازی کتابخانه تفکر شهریار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان
۞ :: ناصر فیض: زرویی نصرآباد از روزمرگی‌ها فاصله داشت
۞ :: سفر به دنیایی روشن با این شعر
۞ :: اختصاصی : بهمن صالحی شاعر گیلانی درگذشت
۞ :: کتابخانه‌سوزی؛ نکوهیده ترین ویرانی تاریخ تا به امروز
۞ :: صف‌های حال خوب کن
۞ :: 3 آذر اختتامیه جشنواره ملى شعر«در امتداد فجر»/ بیانیه گام دوم انقلاب محور جشنواره
۞ :: تازه‌ترین مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری نقد می‌شود
۞ :: ​بهمن صالحی در سی‌سی‌یو بستری شد
۞ :: اختصاصی : فراخوان جشنواره ملى شعر "در امتداد فجر"
۞ :: «ضیافت همزبانی»؛ ضیافتی برای پاسداشت زبان پارسی
۞ :: اختصاصی : دکترمظاهر مصفا درگذشت
۞ :: اختصاصی : «مهدخت مخبر» ترانه‌سرای پیشکسوت درگذشت
۞ :: محمدعلی بهمنی و علی‌رضا قزوه میهمان سومین "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : درگذشت ادیب و پژوهشگر بزرگ تاجیک
۞ :: اختصاصی : پیام تسلیت سایت شاعران پارسی زبان به مناسبت درگذشت برادر گرانقدر دکتر علیرضا قزوه
۞ :: اختصاصی : یادداشت الهام نجمی بر قطره دکتر نغمه مسشتار نظامی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاعر
۞ :: اختصاصی : برنامه ی میراث ماندگار از سری برنامه های گروه بین المللی هندیران برگزار شد.



خاطرات


287
*آخرین دیدار با گل آقا....
عباس خوش عمل

روانشاد کیومرث صابری (گل آقا) که به حق «پدر طنز نوین ایران» نامیده می شود در دو زمینه ی طنز منثور و طنز منظوم صاحب قلمی موشکاف بود؛ هرچند قلم او در طنز منظوم هرگز به پای قلمش در طنز منثور نمی رسد.
آخرین دیدار من و گل آقا در زمستان 82 اتفاق افتاد. در آن ملاقات من شروع به گلایه از روزگار و مشکلاتی که وجود داشت کردم. برای لحظه‌ای از پرحرفی من جوش آورد و با کمی تغیّر گفت : شاطر! من بیماری مهلکی دارم.؛اینقدر اذیتم نکن...در آن لحظه من با دلواپسی و نگرانی چنان او را نگاه کردم که حرفش را قطع کرد و برای این که به بیماری مهلکش پی نبرم با خنده گفت: چه بیماری از این مهلک‌تر که گرفتار آدم زبان‌نفهمی مثل تو شده ام؟بعد هم برای آن که از این عنوان برداشت بدی نکنم، ادامه داد تو زبان درد مرا نمی‌فهمی برای همین من می گویم گیر زبان نفهمی چون تو افتاده‌ام. این اتفاق در حالی بود که او از سرطان خون رنج می‌برد و به هیچ کس جز دو سه نفر چیزی نگفته بود تا مبادا ناراحت شوند.....یک بار هم که اسم ساختمان گل آقا را «خانه ی طنز ایران» گذاشته بود در جمع گفتم :به استعار و اختصار یعنی «خطا»..«خ» خانه ی «ط» طنز و «ا» ایران! همه خندیدند و او خیلی از من تشکر کرد و من افزودم بعد از طنز یک «نوین» بگذارید مشکل حل می شود....خدایش رحمت کناد.


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1397/2/27 در ساعت : 2:12:13       تعداد مشاهده : 441



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

محمدرضا جعفری
1397/3/11 در ساعت : 3:0:56
درود استادنا
بازدید امروز : 701 | بازدید دیروز : 27,417 | بازدید کل : 115,138,882
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی