ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : استاد برجسته زبان و ادب فارسی شبه قاره هند، «ظهیر احمد صدیقی» درگذشت.
۞ :: اختصاصی :  آغاز ثبت‌نام در دوره‌های آموزشی «زنگ شعر»
۞ :: سوگواره شعر فاطمی «حریر سوخته» فراخوان داد
۞ :: اختصاصی : دکتر سلیم نیساری درگذشت
۞ :: دیدار با زینب الأعوج، شاعر الجزایری، در حوزه هنری
۞ :: گرامیداشت مرحوم زرویی نصرآباد امروز در خبرگزاری تسنیم
۞ :: انجمن شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس افتتاح می‌شود
۞ :: اختصاصی : ترجمه ی چند شعر از ماریوس چلارو (Marius Chelaru) شاعر رومانیایی
۞ :: پوپولیسم ادبی!
۞ :: فراخوان یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب منتشر شد
۞ :: تغییرات قابل توجه در ترکیب داوران و هیئت علمی جشنواره شعر فجر
۞ :: شیراز نیمه اول اسفند میزبان کنگره ملی شعر دفاع مقدس می‌شود
۞ :: آغاز محافل جشنواره شعر فجر از کنار مزار قیصر امین‌پور
۞ :: انتشار فراخوان «یازدهمین جشنواره بین المللی شعر و داستان انقلاب»
۞ :: اختصاصی : نخستین کنگره ملی شعر فاطمی ((یاقوت کبود))
۞ :: افزایش تعداد داوران جشنواره شعر فجر به ۵ نفر
۞ :: شما در ‌‌رمان«برادر انگلستان» نوشته علیرضا قروه چه می‌خوانید؟
۞ :: "منصور خورشیدی" آخرین بازمانده جنبش شعر حجم ایران درگذشت
۞ :: اختتامیه همایش ادبی سوختگان وصل 4 دی ماه برگزار می‌شود
۞ :: محمدحسین مهدوی «م.موید» شاعر پیشکسوت گیلانی تجلیل شد



خاطرات


287
*آخرین دیدار با گل آقا....
عباس خوش عمل

روانشاد کیومرث صابری (گل آقا) که به حق «پدر طنز نوین ایران» نامیده می شود در دو زمینه ی طنز منثور و طنز منظوم صاحب قلمی موشکاف بود؛ هرچند قلم او در طنز منظوم هرگز به پای قلمش در طنز منثور نمی رسد.
آخرین دیدار من و گل آقا در زمستان 82 اتفاق افتاد. در آن ملاقات من شروع به گلایه از روزگار و مشکلاتی که وجود داشت کردم. برای لحظه‌ای از پرحرفی من جوش آورد و با کمی تغیّر گفت : شاطر! من بیماری مهلکی دارم.؛اینقدر اذیتم نکن...در آن لحظه من با دلواپسی و نگرانی چنان او را نگاه کردم که حرفش را قطع کرد و برای این که به بیماری مهلکش پی نبرم با خنده گفت: چه بیماری از این مهلک‌تر که گرفتار آدم زبان‌نفهمی مثل تو شده ام؟بعد هم برای آن که از این عنوان برداشت بدی نکنم، ادامه داد تو زبان درد مرا نمی‌فهمی برای همین من می گویم گیر زبان نفهمی چون تو افتاده‌ام. این اتفاق در حالی بود که او از سرطان خون رنج می‌برد و به هیچ کس جز دو سه نفر چیزی نگفته بود تا مبادا ناراحت شوند.....یک بار هم که اسم ساختمان گل آقا را «خانه ی طنز ایران» گذاشته بود در جمع گفتم :به استعار و اختصار یعنی «خطا»..«خ» خانه ی «ط» طنز و «ا» ایران! همه خندیدند و او خیلی از من تشکر کرد و من افزودم بعد از طنز یک «نوین» بگذارید مشکل حل می شود....خدایش رحمت کناد.


.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1397/2/27 در ساعت : 2:12:13       تعداد مشاهده : 152



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

محمدرضا جعفری
1397/3/11 در ساعت : 3:0:56
درود استادنا
بازدید امروز : 29,986 | بازدید دیروز : 26,862 | بازدید کل : 104,669,536
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی