ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : استاد برجسته زبان و ادب فارسی شبه قاره هند، «ظهیر احمد صدیقی» درگذشت.
۞ :: اختصاصی :  آغاز ثبت‌نام در دوره‌های آموزشی «زنگ شعر»
۞ :: سوگواره شعر فاطمی «حریر سوخته» فراخوان داد
۞ :: اختصاصی : دکتر سلیم نیساری درگذشت
۞ :: دیدار با زینب الأعوج، شاعر الجزایری، در حوزه هنری
۞ :: گرامیداشت مرحوم زرویی نصرآباد امروز در خبرگزاری تسنیم
۞ :: انجمن شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس افتتاح می‌شود
۞ :: اختصاصی : ترجمه ی چند شعر از ماریوس چلارو (Marius Chelaru) شاعر رومانیایی
۞ :: پوپولیسم ادبی!
۞ :: فراخوان یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب منتشر شد
۞ :: تغییرات قابل توجه در ترکیب داوران و هیئت علمی جشنواره شعر فجر
۞ :: شیراز نیمه اول اسفند میزبان کنگره ملی شعر دفاع مقدس می‌شود
۞ :: آغاز محافل جشنواره شعر فجر از کنار مزار قیصر امین‌پور
۞ :: انتشار فراخوان «یازدهمین جشنواره بین المللی شعر و داستان انقلاب»
۞ :: اختصاصی : نخستین کنگره ملی شعر فاطمی ((یاقوت کبود))
۞ :: افزایش تعداد داوران جشنواره شعر فجر به ۵ نفر
۞ :: شما در ‌‌رمان«برادر انگلستان» نوشته علیرضا قروه چه می‌خوانید؟
۞ :: "منصور خورشیدی" آخرین بازمانده جنبش شعر حجم ایران درگذشت
۞ :: اختتامیه همایش ادبی سوختگان وصل 4 دی ماه برگزار می‌شود
۞ :: محمدحسین مهدوی «م.موید» شاعر پیشکسوت گیلانی تجلیل شد



سخن هفته


با شاعران «اولوالعزم»!
سعید بیابانکی

ظاهرا چاپ کردن کتاب آن هم کتاب شعر و داستان و این اواخر قالب مجعولی به نام دلنوشته یک جورهایی مد شده و ظاهرا قرار هم نیست به زودی این اتفاق مبارک از مد بیفتد. انگار هر کسی بر و رویی دارد و برو بیایی لزوما باید شاعر هم باشد . ما که هرچه پیکره و تندیس و نگاره از شاعران بزرگ این مملکت دیده ایم هیچ کدام برو رو که نداشته اند هیچ برو بیای چندانی هم از این جماعت جایی ثبت نشده است. من نمی فهمم اگر ملت اولوالعزم نباشند به جایی بر می خورد ؟ این مدت هر جا به مهمانی رفته ام چند کتاب با امضای شاعر هدیه گرفته ام . کتاب هایی که فقط نفرین درختان زبان بسته را پشت سر دارد و هیچ. به هر حال این ذات آدمی است که حتما می خواهد خود را فرهیخته جلوه دهد و اهل فضل و صاحب امضا و احتمالا دارای سبک.بگذریم...

روزگاری اگر برای خرید یک کتاب خوب یا باید به نام شاعر یا ناشر اعتماد می کردیم یا نهایتا نظر یک منتقد برایمان مهم بود ولی امروز هیچ کدام از این معیارها علی الظاهر آن تاثیر گذشته را ندارند.وقتی فلان ناشر معتبر که بخشی از فرهنگ و دانسته های ما را ساخته از کسی کتاب شعر چاپ می کند که در همان بازه ی برو رو وبرو بیا می گنجد ظاهرا نباید به ناشران آن هم از نوع معتبرش اعتماد کرد.وقتی فلان منتقد که قلمش و نامش کافی است تا انبوهی از مشتاقان را کتابخوان کند در مورد کتابی پیش پا افتاده نقدی می نویسد و سراسر آن را می ستاید به این دلیل که شاعر از فامیل است یا سبیلش را چرب کرده یا در فلان اداره و شرکت کارش را راه انداخته است پس باید به که اعتماد کرد؟ اینجاست که به قول بامداد باید گفت روزگار غریبی است نازنین ...

نکته اینجاست که شبکه های اجتماعی با بهره گیری از گرافیک و صدا و تصویر شاعر انگار معیارهای مدرنی را به مخاطب تحمیل می کنند.اگر روزگاران پیش فقط متن کتاب اهمیت داشت امروزه همان متن با چیزهای دیگر جمع شده و خروجی ماجرا سلیقه مخاطب را می سازد یا بهتر بگوییم او را گمراه می کند.فلان دختر یا پسر جوان صرفا به خاطر داشتن صدا و سیما ! مورد اقبال است نه قدرت شاعری.امروزه میزان لایک ( دمت گرم خودمان ) و فالور (می خوامت خودمان ) انگار متر و میزانی است برای این که چقدر فلان شاعر آدم مهمی است و چقدر اثر گذار است .و نکته دیگر این که نسل امروز که متولدین دهه هفتاد به این طرف به حساب می آیند وقتی سر از تخم در آورده اند با تلفن همراه و تبلت سرو کارداشته اند و این نسل با نسل ما و پیش از ما که تنها رسانه اثرگذارشان کتاب و مجله و روزنامه بود متفاوتند.نسلی که تنها جاذبه شاعران برایش فقط متن بود متنی بی نقاب و بی دروغ و فاقد تصویر و بدون سر و صدا.

روزگاری است که بین مخاطب کتاب و مشتری کتاب باید تفاوت قائل بود.بزرگترین و ماندگارترین شاعران این مملکت به جز مواردی استثنایی اغلب کم مشتری بوده اند ولی ماندگار شده اند . ولی اگر نگاهی به فروش کتاب های شعر شاعران جوان که به شدت در فضای مجازی فعالند و هر روز آدرس می دهند من امروز اینجا شعر می خوانم فردا و پس فردا آنجا بیندازید متوجه می شوید که تبلیغات مدرن ، اطلاع رسانی ، برپایی مراسم رونمایی و جشن امضا همه و همه در جذب مشتری و نه مخاطب موثرند.عمده این کتاب های شعر شاید از فروش بالایی برخوردار باشند ولی آیا در روند شعر و ادبیات امروز که بزرگانی چون نیما و اخوان و شاملو و فروغ و سهراب و .. بر قله آن ایستاده اند تاثیری دارند؟ باید میان شاعران فرهنگ ساز و مکتب ساز و سبک سازو جریان ساز و نهایتا شاعران با ذوق و در انتها شاعران بی ذوق متوهم تفاوت قائل بود.شاعرانی که با چاپ شعرهایی سرتاپا غلط و با ایجاد فضایی رمانتیک و مناسب دختر و پسرهای زیر بیست سال و البته بهره مندی از امکانات تبلیغاتی دولتی یا شبه دولتی و یا هیچکدام از این ها و مثلا استفاده از رگ خواب نسل جوان مشتری جذب می کنند و نه مخاطب کجای شعر سترگ و باشکوه فارسی ایستاده اند یا خواهند ایستاد؟ تاریخ قاضی و پاسخگوی خوبي است.



تاریخ ارسال :   1397/3/19 در ساعت : 23:8:9       تعداد مشاهده : 197



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

م. روحانی (نجوا کاشانی)
1397/3/21 در ساعت : 7:58:58
جانا سخن از زبان جان می گویی
درد دل ما از آن زبان می گویی
لطیف عمران پور
1397/3/23 در ساعت : 9:48:47
با سلام نوروز 95 بود که استاد بیابانکی نازنین برنامه نقد شعر را اجرا می کرد وه چه موجه که من آن وقت این دو بیت برای
ایشان گفتم و فرستادم


کسی شعر سپیدش را به ما داد
نگاه پر امیدش رابه ما داد

در آن لحظه که حرف از تشنگی بود
بیابانک سعیدش را به ما داد
سید محمدرضا لاهیجی
1397/4/1 در ساعت : 15:5:48
سلام و درود بر استادجانانم جناب بیابانکی
میتوانم به جد بگویم این بیانات و کلام زیبا و فرخنده شما هرچند قبل هم خودرا شاعر نمیدانستم اما از روزی که خواندم الگوی راه بنده بوده و خواهدبود که خدای ناکرده غره به دوخط خط خطی خود نشوم و هرناشر وغیرناشری بهم مراجعه کند این متن را برایش ارسال میکنم و با خنده میگویم هنوز شاعراولوالعزم نشده ام

مهربان استاد
گاهی سلام مارا هم به شعر برسانید
بازدید امروز : 14,132 | بازدید دیروز : 26,862 | بازدید کل : 104,653,682
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی