ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : استاد برجسته زبان و ادب فارسی شبه قاره هند، «ظهیر احمد صدیقی» درگذشت.
۞ :: اختصاصی :  آغاز ثبت‌نام در دوره‌های آموزشی «زنگ شعر»
۞ :: سوگواره شعر فاطمی «حریر سوخته» فراخوان داد
۞ :: اختصاصی : دکتر سلیم نیساری درگذشت
۞ :: دیدار با زینب الأعوج، شاعر الجزایری، در حوزه هنری
۞ :: گرامیداشت مرحوم زرویی نصرآباد امروز در خبرگزاری تسنیم
۞ :: انجمن شاعران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس افتتاح می‌شود
۞ :: اختصاصی : ترجمه ی چند شعر از ماریوس چلارو (Marius Chelaru) شاعر رومانیایی
۞ :: پوپولیسم ادبی!
۞ :: فراخوان یازدهمین جشنواره بین‌المللی شعر و داستان انقلاب منتشر شد
۞ :: تغییرات قابل توجه در ترکیب داوران و هیئت علمی جشنواره شعر فجر
۞ :: شیراز نیمه اول اسفند میزبان کنگره ملی شعر دفاع مقدس می‌شود
۞ :: آغاز محافل جشنواره شعر فجر از کنار مزار قیصر امین‌پور
۞ :: انتشار فراخوان «یازدهمین جشنواره بین المللی شعر و داستان انقلاب»
۞ :: اختصاصی : نخستین کنگره ملی شعر فاطمی ((یاقوت کبود))
۞ :: افزایش تعداد داوران جشنواره شعر فجر به ۵ نفر
۞ :: شما در ‌‌رمان«برادر انگلستان» نوشته علیرضا قروه چه می‌خوانید؟
۞ :: "منصور خورشیدی" آخرین بازمانده جنبش شعر حجم ایران درگذشت
۞ :: اختتامیه همایش ادبی سوختگان وصل 4 دی ماه برگزار می‌شود
۞ :: محمدحسین مهدوی «م.موید» شاعر پیشکسوت گیلانی تجلیل شد



بشنو از نی


#محمّدجواد غفورزاده.


آخــــر مـــــاه صفــــر، اوّلِ مـــاتــم شده است
دیده‌ها پر گهر و سینه پر از غم شده است

آه ای مــــاه، کــه داری بــه رخت گردِ ملال!
خون دل خوردن خورشید، مسلّم شده است

آخر ای مـاه سفر کرده که سی روزه شدی
رنگ رخسار تو، همــرنگ محرّم شده است

عرشیــان، منتظــــر واقعــــه‌ای جان‌سوزند
چشم قدسی نفسان چشمهٔ زمزم شده است

شب تـــودیــــع پیمبر، شهــــــدا می‌گفتند:
آه از این صبح قیامت، که مجسّم شده است

تا که بر چیده شد از روی زمیــن سایهٔ وحی
آسمان، ابری و آشفته و درهم شده است

مجتبـــی گلشنی از لاله به لب، کــرد وداع
داغ او داغ دل عـــــالـــم و آدم شده است

بـــــاغ، لبریز شــــــد از زمزمهٔ یــاس کبـود
لالــــه، دلتنگ‌تر از حجلــهٔ ماتم شده است

میهمانی، که خراسان شد از او باغ بهشت
میزبان غــــم او عیسی مـریـم شده است

از همان روز، که زد سکّه به نامش در طوس
شب، پی کشتن خورشیدمصمّم شده است

تا بسوزد دل ذرّیــــــهٔ زهـــــــرای بتــــــول
زهــر در ساغر انگـــــور فراهم شده است

راستی تــا بزند بــوســـه بر ایــــــوان طلا
کمر چرخ به تعظیم شمـــا خم شده است

پایتخـــت دل صاحــب‌نظـــران است این‌جا
مشهد انگشت‌نمای همه عالم شده است

گر چه بسیــــار خطا دیــــــده‌ای از مـا، اما
سایهٔ مهر تو، کی از سرِ ما کم شده است؟

گر چه من ذرّهٔ ناقابلم ای شمس شموس!
باز پیوند من و عشق تو محکم شده است.


تاریخ ارسال :   1397/8/16 در ساعت : 20:40:3       تعداد مشاهده : 34



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 13,436 | بازدید دیروز : 26,862 | بازدید کل : 104,652,986
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی