ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: برگزاری دومین سوگواره شعر امام صادق(ع) با عنوان «صادقانه‌ها»
۞ :: تازه ترین مطایبه ی منظوم عباس خوش عمل و علیرضا قزوه
۞ :: اختصاصی : فراخوان «جشنواره داخلی فلسطین»
۞ :: رضا اسماعیلی: معرفی برترین و جدیدترین‌ آثار ادبی با موضوع فلسطین
۞ :: اختصاصی : فراخوان نخستین کنگره ملی شعر فاطمی
۞ :: اختصاصی : مسابقه شعر «حماسه گوهرشاد» فراخوان داد
۞ :: یادی از «طاهره صفارزاده» ‎در «‎چمدانت چه قدر جا دارد»/ جشن امضای اینترنتی
۞ :: اختصاصی : ناصر امامی، شاعر مرواریدهای غلتان درگذشت
۞ :: اختصاصی : کنگره شعر مادر انقلاب برگزیدگان خود را شناخت
۞ :: اختصاصی : دومين دوره مسابقه شعر حماسه گوهرشاد
۞ :: مطالعه کم و تکیه بر شنیدارها از آفت‌های شعر آئینی است
۞ :: احوالپرسی از «محبت»/ روزگار امروز شاعری که در کتاب‌های درسی خوش درخشید
۞ :: بیماری عجیب حسین آهی
۞ :: کنگره شعر امام حسن(ع) فراخوان داد
۞ :: شب شعر «در محضر كريم اهل بيت(ع)» برگزار می‌شود
۞ :: فراخوان جشنواره داخلی فلسطین منتشر شد
۞ :: ضرورت ارائه تصویری از شعر جوان و پیشرو کشور در دیدار شاعران با رهبر انقلاب
۞ :: عرض ارادت شاعران به ساحت حضرت خدیجه (س)
۞ :: ۱۰ اثر برگزیده جشنواره شعر «مادر انقلاب» (مرضیه دباغ) مشخص شدند
۞ :: محمدرضا هاشمی‌زاده درگذشت



بشنو از نی

🌺 محمدرضا رستم پور.

رؤیـــای آبی بــی انـــدوه ، در دســت هـــای پـــــدر پوسید
امّیــد تکیــــه زدن بر او ، در چشــــم هـــای پســـر پوسید

هی صبـــر تـــا برسند از راه ، آن وعـــده هــای سـرخرمـن
آنقـــدر روی جگــــر مـانـده ، دنـــدان کـه روی جگـــر پوسید

هی چشــم شـــوق بــه راهی که ، بعـــد از غــبار سوارآید
هی گـــــوش بر خبــر تازه ، هی شــوق تـا که خبــر پوسید

هر تیشه زاد و ولد کرد و ، هر شاخه دست دعـــا برداشت
هـــرالتمــــاس درختـــی شـــد ، کـه بــــرغـــرور تبر پوسید

هی بــاغ یخ زد و مــن بــا ذوق ، از عطـر تـازه شدن خواندم
تــا روی حنجــــره ی ســـردم ، آواز «مـــرغ سحـــر» پوسید

«دیگـــر پیــامبـــری از عـــرش ، پــاییــن نخـواهـد آمـــد» نه
درچشـــم یخ زده ی رؤیـا ، آن شـــوق معجـــزه گـــر پوسید

گفتنــد مـی رود امــا مــانـــد ، ایــــن روزگار ســراســر زهر
آنقـــــدر دور تسلســل زد ، تـــــا اعتبــــــار شکـــر پوسید

تلــخ است ایــن کلمــات اما ، ایــن تلخــی از کلماتم نیست
این تلخی از تب افکاری ست ، کــه در کجــاوه ی سر پوشید

می خواست در سفری تازه ، یک کم لطیف شــود ایـن شعر
آنقـــدر گیــج شد از انـــدوه ، تــا رفتـــه رفتـــه سفر پوسید

از ســرگـــذشت امیـــد من ، تنهـــا دو جملــه بـه جــا مانده
دستی که قفل شده بر هیچ ، چشمی که میخ به در پوسید.


تاریخ ارسال :   1397/8/25 در ساعت : 14:57:20       تعداد مشاهده : 168



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 22,990 | بازدید دیروز : 45,730 | بازدید کل : 109,920,453
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی